انگیزه صحیح برای انجام کار نیک. چاپ
امتیاز کاربر: / 0
بدخوب 
نوشته شده توسط 1001kaleme.ir   
شنبه ۰۱ مهر ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۲۱

انگیزة صحیح برای انجام کار نیک

گفتیم که رزق باطنی مربوط به خود شخص است. در رزق ظاهری هم اگر چه دیگران از آن بهره مند می شوند اما در نهایت باز بهرة آن به خود شخص برمی گردد. زیرا رزق ظاهری از جود و سخاوت و دیگر صفات انسانی شخص سرچشمه می گیرد و شخص بعد از انجام این افعال، مشاهده می کند که جوهر نفسانی اش اشتداد یافته و ما به ازای آن را دریافت خواهد کرد. مانند اینکه امروز می بخشد و روز دیگر خود بخشیده می شود.

حال ببینیم آیا می‌توان به امید دریافت ما به ازاء کار خیری، کار نیک انجام داد؟ مثل اینکه شخصی بگوید: من می بخشم تا خدا مرا ببخشد. یا می دهم تا خداوند در ازایش به من بدهد. متأسفانه در ما اگر انجام کاری به ازاء دریافت چیز دیگری نباشد، هیچ صفت خیری صادر نمی شود و کسی جود و بخشش نمی کند. انگیزة اکثر مردم از انجام فعل نیکو این است که ازایش را از خداوند بگیرند. اما انگیزة امیر المؤمنین «عَلَیهِ السَلام» و دیگر بزرگان هرگز چنین نبوده است. آنها فقط می‌گویند: «ما می بخشیم همانگونه که خدا می بخشد» جناب شیخ الرئیس در نمط ششم اشارات می فرمایند: «جود، بخشیدنی را گویند که بلا عوض باشد» خداوند نیز چنین است، می بخشد اما هرگز در مقابل آن چیزی طلب نمی کند و احتیاج به عوض ندارد. بلکه می گوید: سرشت ذاتی من بر بخشش است. مثل اینکه چشم بگوید: سرشت ذاتی من بر دیدن است و گوش بگوید: بافت حقیقی من بر شنیدن است، یا این که خورشید بگوید: بافت حقیقی من بر نور دهندگی است. تمام موجودات عالم از حق درس گرفته اند، همه می گویند: سرشت ذاتی تکوینی ما بر این است که به کار خود مشغول باشیم و در مقابل آن چیزی طلب نکنیم. در این میان فقط انسان است که کارهایش را در مقابل دریافت عوض، انجام می دهد. البته نمی گویم اینگونه بودن بد است بلکه این یک نظر متوسط است. نه می گوییم بد است و نه می گوییم خوب است. فقط می گوییم اینگونه افراد اگر بخششی هم کنند،جواد حقیقی نمی باشند زیرا جواد حقیقی در مقابل جود خود چیزی طلب نمی کند. «انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جَزاءً و لا شکوراً»[1] مرد آن است که هزار مرتبه دست مردم را بگیرد و وقتی هم که افتاد، هیچ انتظاری از دیگران نداشته باشد. این را آیات قرآن و سیرة ائمه ـ علیهم السّلام ـ به ما آموخته اند. به عنوان مثال آیة فوق اشاره به آن قضیه دارد که روزی امام حسن و امام حسین«عَلَیهِ السَلام»  مریض شده بودند و حضرت علی «عَلَیهِ السَلام» و حضرت فاطمه «عَلَیهاِ السَلام» نذر کرده بودند که اگر فرزندانشان بهبود یافتند سه روز روزه بگیرند.

لازم به ذکر است که این مطلب شما را به یک دستورالعمل قرآنی و یک نکته اخلاقی توجه می دهد و آن اینکه جناب امیرالمؤمنین «عَلَیهِ السَلام» و صدیقة کبری«عَلَیهِا السَلام»  با اینکه معصوم بوده و از اولیاء الله بوده‌اند و تمام عالم را در اختیار داشته و می‌توانستند با یک اشاره مریض را خوب کنند، اما باز دست تصرف دراز نکردند و نذر سه روز روزه کردند تا مریضشان خوب شود. معلوم می شود با این عمل خواسته اند به ما دستورالعمل بدهند. زیرا آنها برای شفای مریض اصلاً نیاز به گرفتن سه روز روزه نداشته اند. بلکه آنها این کار را کرده اند تا به ما برنامه دهند که شما نیز برای شفای مریضتان می توانید نذر کنید که سه روز روزه بگیرید. و گرنه آنها به راحتی می توانستند با اشاره ای مریض را خوب می‌کردند.