یک مناظره جالب (بین شیعه وسنی)
   
 

رای گیری

سلام .حضور شمارا خیر مقدم میگوییم .كیفیت مطالب را چگونه ارزیابی می كنید؟
 

تقویم فارسی

 
سه شنبه
۱۳۹۶
آبان
۳۰
 

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز1401
mod_vvisit_counterدیروز2433
mod_vvisit_counterاین هفته5919
mod_vvisit_counterهفته گذشته14550
mod_vvisit_counterاین ماه37940
mod_vvisit_counterماه گذشته50631
mod_vvisit_counterکل بازدیدها2766020

در 20 دقیقه گذشته : 27
آی پی شما : 54.156.82.247
,
امروز : 30 آبان 1396

 
 
تصویر
نمایشگاه تجسمی روایی کرب وبلا کاری ازمشکات ولایت
دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۴۰
باسلام کانون علمی مذهبی مشکات ولایت به در خواست موسسه قرآنی ندای ملکوت اقدام به برگزاری نمایشگاهی در برج میلاد نموده . کاری متفاوت ونگاه نوع بهادثه کربلا لذا ازشما جهت باز دید از نمایشگاه دعوت به عمل می آید .  
تصویر
شروع شرح دروس معرفت نفس در کانال معرفت نفس
پنجشنبه ۰۴ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۰۸
سلام مشکات ولایت مدت کوتای است که اقدام به ایجاد کانالی تحت عنوان معرفت نفس کرده عزیزانی که در مباحث معرفت نفس تاکنون مطالعه داشته اند ویا نداشته اند . با عضو در کانال این امکان برایشان ایجاد شده که به فضل الهی شرح دروس معرفت نفس  استاد صمدی آملی را از ابتدا شروع کنند. کانال شرح دروس معرفت  را از طزیق کانال مشکات ولایت وارد شوید . ... ادامه مطلب...
تصویر
به کانال تلگرام مشکات ولایت بیوندید .
چهارشنبه ۰۲ دی ۱۳۹۴ ساعت ۰۸:۵۴
کانل تلگرام مشکات ولایت سلامکانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat این کانال صرفا جهت ارايه مباحث اخلاقي عرفاني وفلسفی پیرامون مباحث حضرت علامه حسن زاده آملی و استاد صمدی آملی ایجاد شده. وهر روزشما با پرسش وپاسخ متفاوتی از موضوعات عرفانی اخلاقی و اجتماعی علامه حسن حسن زاده آملی واستاد صمدی  همراه هستیم.مشکات ولایت عقل فطرت.گام به گام با معرفت نفس... ادامه مطلب...
زبان اعداد
چهارشنبه ۰۵ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۴۲
اگر شخصی شیئی مثلاً یک عدد انگشتر را در یکی از دستانش گرفته و شما قصد یافتن آن را داشته باشید، کافی است که از او بخواهید برای آن دستی که انگشتر در آن قرار دارد عددی زوج و برای دست دیگر عددی فرد را در نظر بگیرد. سپس از او بخواهید که عدد دست راست را در عددی زوج ضرب کرده و آنگاه حاصل آن را با عدد دست چپ جمع نماید. پس اگر عدد بدست آمده فرد باشد،... ادامه مطلب...
 
یک مناظره جالب (بین شیعه وسنی) PDF چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 0
بدخوب 
نوشته شده توسط مشکات ولایت   
يكشنبه ۰۱ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۹:۰۹

     مشکات ولایت  

سؤال كننده : علي کيخا
پاسخ

اين عبارت که از زبان خليفه دوم عمر بن خطاب ، در جريانهاي مختلفي و بارها از زبان وي نسبت به حضرت اميرالمومنين علي عليه السلام صادر شده است كه ما ابتدا اسناد آن از كتب شيعه نقل كرده و سپس جريانات را از منابع معتبر اهل سنت نقل مي كنيم كه براي اهل سنت نيز قابل اعتماد باشد .
لولاعلي در منابع شيعه

كافي ، كليني ، ج 7 ، ص 424، تهذيب الاحكام ، شيخ طوسي ، ج 6 ، ص 606، ج 10 ، ص50، من لايحضره الفقيه ، شيخ صدوق ، ج 4 ، ص 36 ،‌ اختصاص ، شيخ مفيد ، ص 111 و 149 مناقب آل ابي طالب ، ابن شهر آشوب ، ج 1 ، ص 311 ، المسترشد ، طبري شيعي ، ص 548 و 583 ، شرح الاخبار ، قاضي نعمان ، ج 2 ، ص 319 ، مدينه المعاجز ، علامه بحراني ، ج 2 ، ص 460 و ج 5  ، ص 71، الشافي في الامامة ، سيد مرتضي ، ج 1 ، ص 203، ج 3 ، ص 130 ،  منهاج الكرامة ، علامه حلي ، ص 18، الطرائف ، سيد ابن طاووس ، ص 255 و 516.
لولاعلي در منابع اهل سنت :

تاويل مختلف الحديث ، ابن قتيبه ، ص 152، مواقف ، ايجي ، ج 3 ، ص 627 و 636، شرح مقاصد ، تفتازاني ، ج 2 ، ص 294 ، التفسير الكبير ، فخررازي ، ج 21 ، ص 22،شرح نهج البلاغه ، ابن ابي الحديد ‌، ج 1 ، ص 18و ج 12 ، ص 179، تمهيد الاوائل ، باقلاني ، ص 476 ، مناقب علي ابن ابيطالب ، ابن مردويه اصفهاني ، ص 88، ينابيع المودة ، قندوزي حنفي ، ج 1 ، ص 216و ج 2 ، ص 172و  ج 3 ، ص 147 ، تاويل مختلف الحديث ، ابن قتيبه، ج 1 ، ص 162، تمهيد الاوائل في تلخيص الدلائل ، باقلاني ، ج 1 ، ص 476 و 547 ، الحاوي الکبير ، ماوردي شافعي ، ج 12 ، ص 115 و ج 13 ، ص 213 ، تفسير سمعاني ، ج 5 ، ص 154 ، المفصل في صنعه الاعراب ، زمخشري ، ج 1 ، ص 432 ، العواصم من القواصم ، ابوبکر بن عربي ، ج 1 ، ص 203 ، حاشيه الرملي ، رملي ، ج 4 ص 39 ، الجد الحثيث ، سعودي غزي عامري ، ج 1 ، ص 186، بريقه محموديه ، محمد بن محمد خادمي ، ج 2 ص 108، منع الجليل ، محمد عليش ، ج 9 ، ص 648، دستور العلماء ، قاضي عبدالنبي نکري، ج 1 ، ص 80.
ماجراهاي بيان اين مطلب توسط عمر :

1 . قال أحمد ابن زهير حدثنا عبيد الله بن عمر القواريري حدثنا مؤمل بن إسماعيل حدثنا سفيان الثوري عن يحيى بن سعيد عن سعيد بن المسيب قال كان عمر يتعوذ بالله من معضلة ليس لها أبو الحسن وقال في المجنونة التي أمر برجمها وفى التي وضعت لستة أشهر فأراد عمر رجمها فقال له على إن الله تعالى يقول وحملة وفصاله ثلاثون شهرا الحديث وقال له إن الله رفع القلم عن المجنون الحديث فكان عمر يقول لولا على لهلك عمر.

استيعاب ابن عبدالبر ج 3 ص 1103.

و درباره زن ديوانه اي كه عمر امر به سنگسار او كرد و در مورد زني كه شش ماهه بچه اش به دنيا آمده بود پس عمر خواست كه آنها را سنگسار كند پس حضرت علي به او گفت همانا خداي متعال مي گويد : و حمل زن و شير دادنش سي ماه است ... و همچنين به او گفت : هماا خدا تكليف را از ديوانه برداشته است ... پس عمر مي گفت : ‌اگر علي نبود عمر هلاك مي شد.

سند روايت

سعيد بن مسيب (از راويان صحيح بخاري)

سعيد بن المسيب ... أحد العلماء الأثبات الفقهاء الكبار من كبار الثانية اتفقوا على أن مرسلاته أصح المراسيل وقال ابن المديني لا أعلم في التابعين أوسع علما منه.

تقريب التهذيب - ابن حجر - ج 1 ص 364.

يحيي بن سعيد ( از راويان بخاري)

يحيى بن سعيد بن قيس بن عمرو ، الإمام أبو سعيد الأنصاري ، قاضي السفاح ، عن أنس ، وابن المسيب ، وعنه مالك ، والقطان ، حافظ فقيه حجة ، مات 143

الكاشف في معرفة من له رواية في كتب الستة - الذهبي - ج 2 ص 366.

يحيى بن سعيد بن قيس الأنصاري المدني أبو سعيد القاضي ثقة ثبت ، من الخامسة مات سنة أربع وأربعين أو بعدها / ع .

تقريب التهذيب - ابن حجر - ج 2 ص 303.

3 . سفيان ثوري (از راويان صحيح بخاري )

وقال شعبة ، وسفيان بن عيينة ، وأبو عاصم النبيل ، ويحيى بن معين ، وغير واحد من العلماء : سفيان أمير المؤمنين في الحديث .

تهذيب الكمال - المزي - ج 11 ص 165.

4 . مومل بن اسماعيل (از روات صحيح بخاري)

مؤمل بن إسماعيل البصري العمري مولاهم ... قال أبو حاتم : صدوق شديد في السنة كثير الخطأ ... مات 206 . ت س ق .

الكاشف في معرفة من له رواية في كتب الستة - الذهبي - ج 2 ص 309.

قال ابن أبي خيثمة عن ابن معين ثقة وقال عثمان الدارمي قلت لابن معين أي شئ حاله فقال ثقة قلت هو أحب إليك أو عبيد الله يعني ابن موسى فلم يفضل وقال أبو حاتم صدوق شديد في السنة كثير الخطأ .

تهذيب التهذيب - ابن حجر - ج 10 ص 340

5 . عبيد الله بن عمر القواريري (از راويان صحيح بخاري)

عبيد الله بن عمر القواريري أبو سعيد البصري الحافظ روى مائة ألف حديث ... مات في ذي الحجة 235 . خ م د س.

الكاشف في معرفة من له رواية في كتب الستة - الذهبي - ج 1 ص 685.

عبيد الله بن عمر بن ميسرة القواريري أبو سعيد البصري نزيل بغداد ثقة ثبت.

تقريب التهذيب - ابن حجر - ج 1 ص 637.

6 . احمد بن زهير

احمد بن زهير بن حرب بن شداد ... الحافظ الكبير ابن الحافظ ... قال الخطيب كان ثقة عالما متقنا حافظا بصيرا بأيام الناس وأئمة الأدب.

لسان الميزان - ابن حجر - ج 1 ص 174

بنابر اين اين روايت طبق مباني رجالي اهل سنت صحيح مي باشد.

2 . ان رجلا اتى به إلى عمر كأن قال : في جوابهم لما سألوه كيف أصبحت قال : أصبحت أحب الفتنة ، وأكره الحق ، واصدق اليهود والنصارى ، وآمن بما لم أره وأقر بما لم يخلق ، فأرسل عمر إلى علي ( ع ) فلما جاء اخبره بما قال الرجل فقال : صدق قال الله تعالى : إنما أموالكم وأولادكم فتنة ، ويكره الحق يعني الموت ، قال الله تعالى وجائت سكرة الموت بالحق ، وصدق اليهود والنصارى قال الله تعالى : وقالت اليهود ليست النصارى على شئ وقالت النصارى ليست اليهود على شئ ، ويؤمن بما لم يره يعني الله ، ويقر بما لم يخلق يعني الساعة فقال عمر : لولا علي لهلك عمر .

نظم درر السمطين زرندي حنفي ص 130.

روزي مردي نزد عمر آمد و در پاسخ به اين سوال كه به او گفته شد چگونه صبح كردي گفت : صبح كردم در حاليكه فتنه را دوست داشتم و از حق كراهت داشتم و يهود و نصاري را تصديق مي كردم و به چيزي كه نديدم ايمان داشتم و به چيزي كه خلق نشده اقرار داشتم پس عمر به دنبال حضرت علي عليه السلام فرستاد پس زماني كه حضرت آمد آنها را از حرفهايي كه مرد زده بود با خبر كرد و گفت راست مي گويد زيرا خداي متعال مي گويد : همانا اموال و اولاد شما فتنه است و از حق كراهت دارد يعني مرگ (كه حق است) زيرا خداي متعال مي گويد  : و سكره موت به حق آمد و تصديق مي كند يهود و نصاري را خدا ي متعال مي فرمايد: و يهود مي گويد نصاري چيزي نيستند و نصاري مي گويند يهود چيزي نيست و به چيزي كه نديده ايمان دارد يعني خداي عزوجل و به چيزي كه خلق نشده اقرار دارد يعني ساعة (قيامت )  پس عمر گفت : اگر علي نبود عمر هلاك مي شد.

 قاضي عضد الدين ايجي از علماي علم مشهور اهل سنت در علم كلام در كتاب كلامي مواقف در بيان ادله در اعلميت حضرت علي عليه السلام در ميان اصحاب رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم اين روايت را نقل و آن را تاييد مي كند :

3 . وروى أن امرأة أتت بولد لستة أشهر من وقت النكاح في زمان عمر رضي الله عنه فهم عمر برجمها ، فقال علي رضي الله عنه لا سبيل لك عليها ، وتلا قوله تعالى : * ( وحمله وفصاله ثلاثون شهرا ) فقال عمر : لولا علي لهلك عمر .

مواقف ايجي ج 3 ص 636 ، تفسير سمعاني ج 5 ص 154.

روايت شده است كه زني در زمان عمر فرزندش را شش ماه بعد از ازدواج به دنيا آورد پس عمر دستور به سنگسار او داد پس حضرت علي عليه السلام فرمود :‌تو اجازه چنين كاري نداري و آين آيه شريفه را تلاوت كرد (و حمله و فصاله ثلاثون شهرا) پس عمر گفت : اگر علي نبود عمر هلاك شده بود .

خوارزمي بعد از نقل اين ماجرا كلام عمر را به صورت كاملتر بيان مي كند :

عجزت النساء أن تلدن مثل علي بن أبي طالب ، لولا علي لهلك عمر

المناقب موفق خوارزمي ص 81

زنان عاجزند از اينكه مثل علي ابن ابيطالب به دنيا آورند اگر علي نبود عمر هلاك مي شد.
اعوذ بالله من كل معضلة

در بسياري از جريانات خليفه دوم عبارت ديگري نيز دارد كه جالب است وي به خدا پناه مي برد از هر مشكلي كه حضرت علي عليه السلام در آن حاضر نباشد و مسئله را حل نكند.

ابن حجر عسقلاني در فتح الباري مي نويسد :

وفي كتاب النوادر للحميدي والطبقات لمحمد بن سعد من رواية سعيد بن المسيب قال كان عمر يتعوذ بالله من معضلة ليس لها أبو الحسن يعني علي بن أبي طالب

فتح الباري ، ابن حجر ، ج 13 ، ص 286.

وقال أحمد بن زهير حدثنا أبي قال حدثنا ابن عيينة عن ابن جريح عن ابن أبي ملكية عن ابن عباس قال قال عمر على أقضانا قال أحمد ابن زهير حدثنا عبيد الله بن عمر القواريري حدثنا مؤمل بن إسماعيل حدثنا سفيان الثوري عن يحيى بن سعيد عن سعيد بن المسيب قال كان عمر يتعوذ بالله من معضلة ليس لها أبو الحسن.

استيعاب ، ابن عبدالبر ، ج 3 ، ص 1103 .

همچنين در منابعي نظير : فيض القدير ، مناوي ، ج 4 ، ص 470 ، اسدالغابة ،‌ ابن اثير ، ج 4 ، ص 23 ، تهذيب التهذيب ، ابن حجر ، ج 7 ، ص 296 ، من حياة خليفة عمر بن الخطاب ، احمد البكري ، ص 320  ، نهج الايمان ، ابن جبر ، ص 147 ، ينابيع المودة ، قندوزي حنفي ،‌ ج 2 ، ص 405 ، تاج العروس ،‌ ج 15 ، ص497 ، تاويل مختلف الحديث ، ابن قتيبه ، ص 152 ، الفائق في غريب الحديث ، زمخشري ،‌ ج 2 ،‌ ص 375 ، تاريخ مدينه دمشق ، ج 25 ، ص 369 و ج 42 ، ص 406 ، تاريخ الاسلام ، ذهبي ، ج 3 ، ص 638 ، البداية و النهاية ، ابن كثير ، ج 7 ، 397 ، المناقب ، موفق خوارزمي ، ص 96 ، غريب الحديث ، ابن قتيبه ، ج 2 ، ص 293 ، النهاية في غريب الحديث ، ج 3 ، ص 254 ، لسان العرب ،‌ ابن منظور ، ج 11 ص 453 .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)

 

 

 

 

    فهرست نظرات  
41   نام و نام خانوادگي:  momen abdullah     -   تاريخ:  29 آذر 88 - 00:00:00
جناب احمد قاضي
الحمد الله رب العالمين که ديني را براي ما پسنديد که ما را از وابستگي فکري و فرهنگي به يهود بي‌نياز مي‌کند.
اين دين، اسلام است. ولي نه اسلام کعب الاحبار و ابوهريره بلکه اسلام اهل بيت عليه السلام.

جناب احمد قاضي
اجازه دهيد نظر شما را از دو ديدگاه بررسي کنم:
******
اول: فرض کنيم که سخن شما در رابطه با احترام به عقايد ديگران صحيح باشد.

آيا به نظر شما به حزبي قائل به برقراري حکومت ديکتاتوري و لغو انتخابات هستند بايد اجازه نماينده شدن در انتخابات را داد؟
مسلما نه.
آيا به نظر شما به مکتبي که قهرمانان و پيشوايان آن در خط اول محدوديت عقيد و توهين به عقايد ديگران بوده اند بايد احترام گذاشت؟
مسلما نه.
شما به اسم احترام به عقيده ديگران مي‌خواهيد ما را از بدگويي کسي منع کنيد که خود اول مخالف آزادي بيان و انديشه بود!!!

مگر عمر به کتابخانه بغداد رحم کرد؟ مگر معاويه به عقايد شيعيان احترام مي‌گذاشت؟ مگر خلفاي عباسي چيزي از احترام به آزادي عقيده ديگران مي‌دانستند؟ شايد قهرمان شما خالد مروج آزادي بيان بوده است؟
شعبده شما اين است که مذهب خود را به عنوان يک عقيده مطرح مي‌کنيد و بعد از ما احترام به عقايد مي‌خواهيد!!!!
*************
دوم: حقيقت امر:
بسم الله الرحمن الرحيم
ما در اسلام عزيز چيزي به نام احترام به عقائد ديني ديگران نداريم. بلکه احترام به «آزادي» بشر براي انتخاب عقيده اش داريم.
احترام به عقيده ديني ديگران امري کاملا متضاد عقل و شرع است!!!!
چطور ممکن است بنده به ديني و مذهبي احترام کنم که آن را باعث جهنم و عقوبت سنگين مي‌دانم؟؟

بگذاريد گوشه اي از رفتار قرآن نسبت به «عقايد» ديگر را براي شما مثل بزنم:
«...أُولءك كالْأَنعام بل هم أَضلّ أُولءِكَ همُ الغافلون»
«أَم تحسب أَنَّ أَكثرهم يسمعُونَ أَوْ يعقلُون إِنْ همْ إِلّا كالْأَنعام بل هم أَضلُّ سبيلًا»
«فإنْ لم تفعلوا و لنْ تفعلوا فاتّقوا النّارَ الَّتي وَقُودُهَا الناسُ وَ الْحجارة أعدَّت للكافرينَ»

«انَّ الدّينَ عِنْدَ اللّهِ الْإِسْلامُ وَ مَا اختلف الَّذين أوتُوا الْكِتابَ إلّا مِنْ بَعْدِ ما جاءهم الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِآياتِ اللّهِ فَإِنَّ اللّهَ سَريعُ الْحساب»

******************
جناب احمد قاضي
ما دقيقا پيرو مولايمان حضرت اميرالمومنين علي (عليه السلام) هستيم:
«هر چه براي خود نمي پسندي براي ديگران مپسند»

ما براي خودمان کفر نمي‌پرستيم.
ما براي خودمان بت پرستي نمي‌پسنديم.
ما براي خودمان قديسان جعلي نمي‌پسنديم.
ما براي خودمان اصنام و خرافات و جعليات نمي‌پسنديم.
ما براي خودمان ابوبکر و معاويه و يزيد نمي‌پسنديم.
>>> براي هيچ احدي از احاد بشر هم نمي‌پسنديم.<<<

کدام کفر؟
اين کفر: «شما که ادعاي اسلام داريد چطور به کساني اهانت مي کنيد که باعث اسلام آوردن شما بوده اند»
چرا کفر است؟
شرع: «لَيْسَ عَلَيْكَ هُداهُمْ و لكِنَّ اللّهَ يَهْدي مَنْ يَشاءُ »
عقل: اين آقاي عمر که ادعا مي‌کنيد باعث اسلام آوردن ما شده است چند شاگرد تربيت کرده است؟

**************
«آيات 7 تا 10 سوره حشر را مطالعه نماييد»
لطفا به اين صفحه رجوع کرده و جواب کامنت شماره شش را مطالعه کنيد:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=sokhan&id=153
همچنين به پاسخ بنده حقير در اين صفحه تحت کامنت شماره صد و چهل:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=437
***********
و اما در مورد بقيه آياتي که ذکر کرديد و يا افراد هم عقيده با شما مطرح مي‌کنند.
جناب احمد قاضي در تماي آن ايات قيدي وجود دارد به نام ايمان : « آمَنُواْ »
دو آيه نوراني براي جواب به عقيده شما بس است:
«إِنّ الَّذين آمنوا ثُمَّ كفروا ثُمَّ آمَنُوا ثمَّ كفروا ثُمَّ ازدادُوا كفرا لَمْ يكنِ اللّهُ ليغْفر لهمْ و لا ليهديهم سبيلًا »

«ذلك بأَنَّهم آمنوا ثمّ كفروا فَطُبِع علي قلوبِهِمْ فهمْ لا يفقهون»
*****************
جناب احمد قاضي
پائين برويد و بالا بيائيد. هر کاري مي‌خواهيد کنيد. از لحاظ عقلاني و شرع محال است که تمام اصحاب محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله) مومن و بخشوده شده و مرتضي باشند.

حال بنده از شما يک سوالي مي‌کنم.
شما از طرفي مي‌گوييد که اصحاب مورد رحمت و غفران خداوند حتما قرار گرفته اند.
و از طرف ديگر مي‌گوييد که آنها معصوم نبوده اند.

پس خود قبول مي‌کنيد که ممکن است آنها خطايي کرده باشند.

حال بنده از شما مي‌پرسم چرا بنده بعد از هزار و چهارصد سال اجازه نقد خطاي آنها را ندارم حتي اگر آن حطا منجر به حکومت خونريز و قاتل و آدم کشي به نام معاويه شده باشد؟؟؟؟

اصلا بالفرض که تمام آن هزاران صحابي پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) مشمول رضايت و رحمت ابدي خداوند قرار گرفته باشند و اکنون در جنات نعيم منعم باشند!
چرا بنده نبايد فرض کنم که ممکن است آنها در انتخاب خليفه اشتباه کرده باشند؟
شما که آنها را معصوم نمي‌دانيد. مشمول رحمت ابدي مي‌دانيد.

شايد با خطاي خود يک خليفه قاتل را به ما تحميل کرده باشند و بعد هم خداوند آنها را بخشيده باشد!! از مشمول رحمت قرار گرفتن معاويه و خالد که عجيب تر نيست!!!

در ضمن ميزان محبت شما به اهل بيت (عليهم السلام) در عقيده شما به حضرت ابوطالب (عليه السلام) مشخص و هويدا است.

عليا ولي الله
عليا حجة الله
عليا وصي رسول الله
42   نام و نام خانوادگي:  احمد قاضي     -   تاريخ:  04 دي 88 - 00:00:00
بسم الله الرحمن الرحيم . الحمد لله رب العالمين والصلوة و السلام علي رسول الله و علي آله و صحبه اجمعين
جناب آقاي momen abdullah مطلب من را خوب بود خوب مطالعه مي کرديد و سري هم به خطبه 94 نهج البلاغه که توصيف حضرت علي رضي الله عنه از صحابه بود مي کرديد و سپس ادعاي تبعيت از مولي المتقين اميرالمومنين حضرت علي مي نموديد و اينکه بيان داشته ايد پيرو ايشان هستيد اين ادعاي شماست و اگر شما اين ادعا را ننماييد و ادعا ننماييد که مومن هستيد ما با شما هيچ صحبتي نداريم .
نظر من را به حساب خودتان بررسي نموده ايد ابتدا فرض کرديد که درست باشد و سپس چند سوال مضحک نموده ايد و خودتان هم پاسخش را داده ايد . سوال اولتان اينکه :آيا به نظر شما به حزبي قائل به برقراري حکومت ديکتاتوري و لغو انتخابات هستند بايد اجازه نماينده شدن در انتخابات را داد؟شما مي گوييد مسلماً نه . من مي گويم شما اگر پيرو حضرت علي که خودتان توصيف مي کنيد هستيد بايد جواب شما آري مي بود چرا که با توجه به توصيف خودتان از صحابه و حضرت علي ( که اصلاً مورد قبول ما نيست ) حضرت علي از کساني که شما ديکتاتور مي خوانيد تبعيت کرد و سکوت نمود ( با توجه به عقايد شما البته )
در مورد سو ال دومتان باز هم با ادعاي کذب ، شما هم حکم صادر نموده ايد . آقاي عزيز يک کمي فکرتان را باز تر بگيريد و شخصيتها را از ديدگاه خودتان تنها بررسي نکنيد آقاي عزيز اگر منظورتان از اين مکتبي که خودتان را قانع نموده ايد که به آن احترام نگذاريد مکتب اهل سنت که تابعان حقيقي اهل بيت هستند و نه مدعيان تبعيت از اهل بيت . مي باشد کسي که بسيار از لحاظ علمي از شما بالاتر و از لحاظ شناخت اهل بيت و تاريخ اسلام برتر است ( آيت الله خامنه اي) در سخنراني خود در کردستان فرمودند که کساني که به اسم شيعه به عقايد اهل سنت تو هين مي کنند خواسته و يا ناخواسته مزدور دشمن مي باشند و شيعه نيستند . شما چه مي فرماييد؟؟؟
و اما در مورد اينکه فرموديد : شما به اسم احترام به عقيده ديگران مي‌خواهيد ما را از بدگويي کسي منع کنيد که خود اول مخالف آزادي بيان و انديشه بود!!! " شما بدگويي نمي کنيد تا اينکه مستوجب عذاب گرديد " و لا يغتب بعضکم بعضا ايحب احدکم ان ياکل لحم اخيه ميتاً" بلکه جنابعالي تهمت مي زنيد در اين جا من به شما مي گويم که شما از مومنين نيستيد ( تعجب نکنيد اين گفته حضرت سجاد به کساني بود که در مقابلش از حضرت ابوبکر و عمر و عثمان به قول شما بدگويي مي کردند . مراجعه کنيد به زندگاني امام سجاد تأليف آيت الله جعفر شهيدي .)
و ادعاهاي ديگر شما اينکه عمر به کتابخانه بغداد رحم ....و .... چيزهايي که شما مدعي آن هستيد و هيچ سندي هم براي آن نداريد.
و در آخر اين قسمت گفته اي که :" شعبده شما اين است که مذهب خود را به عنوان يک عقيده مطرح مي‌کنيد و بعد از ما احترام به عقايد مي‌خواهيد!!!!" اين را مي رساند که انگار شما از عقيده تعريف جديدي داريد و باور بيش از يک ميلياد مسلمان را عقيده نمي دانيد . پس براي ما عقيده را تعريف کنيد ؟؟؟
در مورد قسمت ديگر نظرتان با عنوان حقيقت امر مطالبي را بيان نموده ايد که نميدانم با کدام مدرک و دليل اينگونه عجيب سخن رانده اي " احترام به عقيده ديني ديگران امري کاملا متضاد عقل و شرع است!!!! " انگار شما از اصل اسلام هم هيچ نمي داني ( از کليه کساني که اين مطلب را مي خوانند اگر در مورد احترام به عقايد ديگران شک دارند مي پرسم آيا بنده مجازم بيايم و در جلوي شما به عقايد شما تو هين کنم . مي توانند برادران شيعه در مورد احترام گذاشتن اسلام به عقايد ديگران از مراجع تقليد خويش سوال نمايند ) و شما دوست عزيز آقاي momen abdullah نظر مرجع تقليد خويش را در همين صفحه با نام مرجع تقليد و شماره سوال درج بنما.
باز هم در مورد ديگر قسمتهاي مطالبت مي گويم . تو ابوبکر را نمي پسندي و لي علي رض ابوبکر (رض) را پسنديد و از او تبعيت نمود . تو معاويه را نمي پسندي ولي حضرت حسن براي حکومت بر خودش او را پسنديد . تو يزيد را نمي پسندي و اهل بيت و حسين رض او را نپسنديدند و فرزندان صحابه عبدالله زبير و ... او را نپسنديدند و حضرت حسين جام شهادت را نوشيد و يک لحظه هم حاضر نشد تحت لواي او برود ولي در زمان حضرت معاويه عملاً حکومتش را بر خودش پسنديد و اين نپسنديدن تو هيچ اثري ندارد و هم چنين پسنديدن من اکنون.
آقاي عزيز شما مي گوييد ما را حسين شفا داد . رضا شفا داد . يا علي مدد و ... کفر نمي گوييد و کسي که بگويد باعث اسلام آوردن شما عمر بود کفر گفته و اين را بدان که استدلال شما به آيه:"لَيْسَ عَلَيْكَ هُداهُمْ و لكِنَّ اللّهَ يَهْدي مَنْ يَشاءُ » مانند استدلال خوارج به آيه " ان الحکم الا لله " در مقابل حضرت علي مي باشد . آيا کسي که بگويد دکتر فلاني باعث شفا من شد و آيت الله فلاني باعث مسلمان شدن من شد و يا اينکه حضرت حسين با شهادت خويش باعث نجات اسلام شد و ... کفر گفته ؟؟ چرا از آيه اي که خداوند به خاطر اينکه قلب پيامبر را تسلي بخشد که از اين جهت که آنان مسلمان نمي شوند غصه مخور و خود راملامت مکن که فکر کني کم کاري از توست بلکه خداوند است که هدايت مي کند و تو وظيفه ات را انجام ده و منتظر نتيجه مباش . اينگونه تعبير مي کني با کدام تفسير آشنايي داري؟ و کدام تفسير اين آيه را اينگونه که برداشت نموده اي بيان نموده است؟
در مورد تفسير آيات 7 تا 10 سوره حشر مي تواني به تفسيري که امام سجاد از اين آيات دارد مراجعه کني . کتاب زندگاني امام سجاد نوشته آيت الله جعفر شهيدي.
آقاي عزيز من براي شما که شيعه هستيد کتابهاي تفاسير شيعه را معرفي نمودم شما که اهل تفسير نيستيد اگر هستيد خودتان را خوب معرفي کنيد تا ما بدانيم با کدامين شخصيت علمي مباحثه مي کنيم. لذا به تفاسير مراجعه کنيد تا بدانيد که منظور آيات همان کساني است که شما به آنان توهين مي کنيد.
و در ادامه باز اداعاهاي بدون مدرک و سند شما را مي بينيم . آيا به نظر شما کسي که معصوم نباشد بايد به او توهين شود در اين صورت از در خانه يتان بيرون بياييد و هر کسي را که ديديد لعن و نفرين کنيد.
و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمين و الصلوة و السلام علي خير خلقه محمدًا و علي آله و صحبه و من اتبعهم باحسان الي يوم الدين . آمين.
43   نام و نام خانوادگي:  MHA Irani     -   تاريخ:  04 دي 88 - 00:00:00
از اينکه براي مردم و مخصوصا براي جوان ها روشنگري مي کنيد از شما متشکرم. سايت بسيا عاليي داريد. من که به شخصه استفاده هاي بسيار بردم. اجرکم عند الله
44   نام و نام خانوادگي:  سعيد حسيني(شاه اسماعيل صفوي)     -   تاريخ:  13 دي 88 - 00:00:00
با سلام
حناب قاضي از خود راضي
الحمدلله دروغهاي شما روز به روز بيشتر ميشود و از اين بابت دست شما هر روز بيش از گذشته رو ميشود
صرف نظر از توهينهاي شما که دسپاچگي شما و عصبانيت شما را ميرساند بايد عرض کنم که شماها در همه ي موارد دروغ ميگوئيد.
بعنوان مثال در کامنت شماره 40 گفته ايد

قاي حسيني منظور من از کل مطلبي که قبلاً درج کرده بودم اين بود که همانطور که شما اگر واقعاً دوستدار حضرت علي (رض) و ائمه هستيد. دوست نداريد به اشخاصي که در نزد شما محبوب هستند توهين شود . اهل سنت هم دوست ندارند به عقايد آنها توهين شود و اين مطلب يک خواسته عقلاني و ربطي به مذهب و استدلال ندارد . آيا جنابعالي دوست داريد که به پدرتان توهين شود تا چه رسد به حضرت علي ؟ باز هم مي گويم هر آنچه براي خود نمي پسندي براي ديگران هم مپسند .
اما در مورد مطالب ديگري که درج کرده اي نظرات شخصي و نادرست تو است اگر غير از اين است از کدام تاريخ و حديث اين مطالب را در آورده اي با آدرس کامل بيان کن . و مطلب ديگر اينکه دو بندي را که با شماره هاي 1 و 2 درج نموده اي واهي و خودبافته ذهن متعصب جنابعالي است چنانکه از دعايي که نموده اي به روشني معلوم مي شود
جناب قاضي از خود راضي

خود بهتر از هر کسي ميداني که دروغ ميگوئيد
چطور ميشود کسي حضرت علي ع و اهل بيت ع را دوست داشته باشد و به آنان احترام بگذارد و بعد حق آنان را غصب نمايد و بعد تک تک آنان را به شهادت برساند؟؟؟؟
شما ما را احمق فرض کرده ايد يا جهل خود را به نمايش گذاشته ايد؟؟؟؟
بنده به شخصه هر مطلبي گفتم از منابع خودتان بوده و هست
شما خود به ما توهين ميکنيد و ما را مکشيد و خون شيعه را حلال ميدانيد بعد ميگوئيد آنچه را براي خود مي پسندي براي ديگران هم بپسند.
شماها که مرگ را براي ما مي پسنديد و مدام توهين ميکنيد چرا آن را براي خود نمي پسنديد؟؟؟؟؟
آنچه ما را فرض کرده ايد خدتان هستيد!!
اگر بر فرض مثال شيعه اي بر خلفا توهين هم بکند جرم مرتکب نشده است
چرا که همان خلفاي و تابعين آنها قاتلان اهل بيت ع بوده اند!!!
قرآن مي فرمايد خداوند ناسزا را نمي پذيرد مگر اينکه مورد ظلم قرار گرفته باشيد
پس اگر شيعه به ظالمي توهين نمايد نه تنها گناه نکرده بلکه از نظر قرآن هم اين مسئله جايز است
حتما بخوبي ميدانيد که قاتلان اهل البيت ع جملگي از اهل سنت بوده اند.
آيا اين همان احترام و دوستي است که شما در کامنت شماره 40 به آن اشاره فرموده ايد؟؟؟؟!!!!!!
عجز شما در مقابل دوستان صاحبنظر (اظهر من اشمس) است
بهتر است بجاي توسل به دروغ که معبود آن دروغ شيطان است و درغگو مخلص شيطان محسوب ميشود و بواسطه ي هر دروغ ، شيطان بوسه اي بر پيشاني او ميزند و از او تشکر ميکند.

بهتر است به پيشاني خود توجه کنيد و مهر عبدالشيطاني خود را در صورت قابليت مشاهده نمائيد.
اينهمه مطلب عقلي و علمي مطرح کردم خودت را به جهالت زدي و مدعي هستي که از ديگران بالاتر ي
اما بهتر است چشمهايت را باز کني و ببيني که بواسطه ي اعمال شما اهل سنت در دنيا چگونه آبروي اسلام از بين رفته است!!!!!
خجالت بکشيد آقا
لااقل در انسان بودن به کرامت انساني خود احترام بگذاريد و از جهل و بدعت و شرک دوري کنيد و شيطان را با اعمالتان سيراب نسازيد و خود را از بندگي شيطان نجات داده و به الله روي بياوريد
و اين تنها وبا واقع بيني ميسر ميشود ولاغير
آيا تا بحال حتي يک مدرک مبني بر صحت ادعايتان قيد کرده ايد؟؟؟؟؟
زبان شماها را شاه اسماعيل صفوي بهتر از هر کسي ميدانست.
در ضمن ما بخاطر روحيه ي ظلم ستيزي شاه اسماعيل و اينکه زبان شماها را بهتر از هر کسي ميدانست به او احترام ميگذاريم همانگونه که به مختار ثقفي سني بخاطر روحيه ي ظلم ستيزي اش احترام ميگذاريم
و اعمال ظلم ستيزانه اين دو را اجر مي نهيم و ابدآ قصد غلو در مقام آنان نداريم
پس نياز نيست با دروغهاي شيطاني خود شيطان را راضي کني جناب قاضي
شما هر وقت توانستي برادري خود را ثابت کني ميتواني حرف بزني وگرنه همهي حرفات باطل است و
ان الباطل کان زهوقا

اگر صداقت در گفتار داري و اهل بيت ع را دوست و همانگونه که در منابع اهل سنت است آنان را صراط المستقيم ميداني،
اين سئوال ايجاد ميشود که خداوند چند راه مستقيم براي هدايت قرار داده است؟؟؟؟
يعني يکي راه قرآن و اهل بيت ع که طبق حديث ثقلين که شيعه و سني بهش اعتقاد صد در صد دارند؟ و يکي هم راه خلفاء؟؟؟!!!!!!
عجب افراد بي سواد و ساده لوحي هستيد که مطلب به اين سادگي را نمي فهميد و يا خيال فهم آنرا نداريد!!!!!
قبلا در يکي از کامنتهايم به يکي از همکيشانتان گفتم که چرا شيعه نسبت به سني برتري دارد و دلايل آنرا مطرح نمودم

اکنون هم براي شما ميگويم:

تا زماني که پيامبر ص خود حضور داشتند که تکليف همه معلوم بود
اما بعد از شهادت پيامبر ص بدست آن دو زن که به وي دارو خوراندند شيعه فقه خود را از صراط المستقيم يعني اهل بيت ع گرفت
اما فقه شما نه تنها از خلفايتان نيست بلکه از چهار عالم نماي سني بنامهاي
احمدبن حنبل
ابوحنيفه
امام مالک
شافعي
بر گرفت و به آن عمل کرده و ميکند.
حال خود بررسي کن قرآن در مورد اهل البيت ع ميفرمايد ( و يطهرکم تطهيرا) در واقع به عصمت اهل بيت ع اشاره ميکند شما ببينيد در کجاي قرآن آمده ( ويطهرکم ابوبکر يا عمر يا عثمان يا معاويه يا احمد حنبل يا ابوحنيفه يا شافعي و . . . . )
پس فقه شيعه ريشه در عصمت اهل بيت ع دارد و فقه شما خير
اهل بيت ع در قرن اول هجري زيسته اند و نزديک به پيامبر ص بوده اند و قرآن هم مي فرمايد ( اسابقون السابقون اولئک المقربون . . . )
تمامي اهل البت ع به شهادت رسيدند ( البته بدست اهل سنت شهيد شدند ) اين در حاليست که عالم نماهاي فقه شما حتي يک سيلي هم نخوردند و قرآن مي فرمايد (فضل الله المجاهدين . . . . . . )
ما شيعه شديم بخاطر اينکه فقه مان را از معصوم ع گرفتيم
ماشيعه شديم بخاطر اينکه آنان ( اهل البيت ع) از علماي شما يک قرن جلوتر و نزديکر بودند به پيامبر ص و در واقع از خاندان پاک آن حضرت بودند
ماشيعه شديم بخاطر اينکه اهل بيت ع همگي در راه خدا به شهادت رسيدند
دقت کنيد اين مطالب مباني قرآني است.
اشهد ان لااله الاالله --- اشهد ان محمدآ رسول الله --- اشهد ان عليآ ولي الله


45   نام و نام خانوادگي:  احمد قاضي     -   تاريخ:  17 دي 88 - 00:00:00
بسم الله و توکلت علي الله و لا حول و لا قوة الاّ بالله العلي العظيم .
اما بعد آقاي سعيد حسيني . انا رضينا بقضاء الله و نسئل الله العظيم أن يرحمنا
از خداوند متعال مي خواهم که از من راضي شود چنانکه از اصحاب محمد صلي الله عليه و علي آله و سلم راضي شد ( لقد رضي الله عن المؤمنين اد يبايعونک تحت الشجرة فعلم ما في قلوبهم فأنزل السکينة عليهم و أثابهم فتحاً قريباً( آيه 18 سوره فتح) ) يعني : خداوند از مومنان راضي گرديد همان دم که در زير درخت با تو بيعت نمودند . خدا مي دانست آنچه که در درون دلهايشان بود ( از صداقت و ايمان و اخلاص و وفاداري به اسلام ) نهفته بود ، لذا اطمينان خاطري به دلهايشان داد و فتح نزديکي را ( گذشته از نعمت سرمدي آخرت ) پاداششان کرد. ( منظور رضايت خداوند از صحابه رضايتي است که ديگر زايل نمي شود و خداوند از ايشان طوري راضي شده که ديگر بر آنان خشم نمي گيرد. ( تفسير الميزان جلد 9 )
آقاي حسيني گفته اي که : "الحمدلله دروغهاي شما روز به روز بيشتر ميشود و از اين بابت دست شما هر روز بيش از گذشته رو ميشود
صرف نظر از توهينهاي شما که دسپاچگي شما و عصبانيت شما را ميرساند بايد عرض کنم که شماها در همه ي موارد دروغ ميگوئيد."
من در مورد دو سطر فوق که شما ادعا نموده ايد هيچ اظهار نظري نمي کنم و از هر انسان منصفي مي خواهم که مطالب من و شما را بخواند و قضاوت نمايد.
اما در مورد سطور بعدي:
اولاَ اينگونه پرسيده اي : " خود بهتر از هر کسي ميداني که دروغ ميگوئيد چطور ميشود کسي حضرت علي ع و اهل بيت ع را دوست داشته باشد و به آنان احترام بگذارد و بعد حق آنان را غصب نمايد و بعد تک تک آنان را به شهادت برساند؟؟؟؟"
در جواب مي گويم لعنة الله علي الکاذبين . پس بگو آمين . من از تمام خوانندگان اين مطلب مي خواهم که به کتب اهل سنت مراجعه کنند تا نظرشان را در باره اهل بيت پيامبر بدانند . ( اين گمان شماست که به حضرت علي ظلم شده است ، اما ما مي دانيم کسي جرأت اينکه در حضور حضرت علي به کسي ديگر ظلم کند را نداشته است چه برسد که کسي بخواهد به قهرمان خيبر و خندق و بدر و .. ظلم نمايد. ) و عقيده ما بر اين است که کسي که مسلماني را به ناحق بکشد در جهنم هميشه خواهد ماند چه رسد به کسي که دستش را به خون مطهر اهل بيت پيامبر بيالايد. ( ادعاهاي شما در مورد شهادت حضرت فاطمه کذب محض است و تا سال1373 هم در تقويم ايران نامي از شهادت نبوده است ( مي توانيد تحقيق نماييد و يک تقويم از آن سالها را ببينيد ) )
آقاي حسيني گفته اي که :"شما ما را احمق فرض کرده ايد يا جهل خود را به نمايش گذاشته ايد؟؟؟؟"
در جواب مي گويم من اعتراف مي کنم که آنچه را که نمي دانم بيشتر است از آنچه که مي دانم. و از خداوند مي خواهم که من و شما را از جهل و گمراهي به راه راست هدايت نمايد.و اينکه ادعا نموده اي که مطالبت از منابع اهل سنت بوده است شما که رشته حقوق خوانده ايد از شما مي پرسم که آيا مي شود ادعا بدون سند و مدرک را قبول کرد . من از شما مدرک قابل استناد خواستم .
آقاي حسين ما کجا به شما توهين کرده ايم ما به کدام يک از ائمه شما توهين نموده ايم اگر شما راست مي گوييد من الآن اعلام مي دارم که پناه مي برم به خدا از شر کسي که به اهل بيت پيامبر ( همسران ايشان ، فرزندان ايشان ، عموها و عمو زادگان ايشان ( که بر ايمان بودند) و فرزندان فرزندان ايشان و دوازده امام اهل تشيع توهين نمايد. آيا شما هم پناه مي بريد به خدا از شر چنين بدبختي؟
خداوند آنان را که به ناحق خون مسلماني را بر زمين مي ريزند هدايت نمايد و چنانچه قابل هدايت نيستند نيست و نابود نمايد. آمين.
آقاي عزيز اگر يک نفر از خوارج ( هم کيشان ابن ملجم مرادي) که فرقه هايشان را قبلاً نام برده ام بيايد و به حضرت علي رضي الله عنه ( به اين بهانه که کافر بوده و رؤسايشان را به قتل رسانده) توهين نمايد . خلاف نموده يا خير؟
اينکه گفته اي :"قرآن مي فرمايد خداوند ناسزا را نمي پذيرد مگر اينکه مورد ظلم قرار گرفته باشيد"
من از شمامي پرسم که کدام يک از خلفا به شما ظلم نموده اند . ( اگر به اهل بيت ظلم نموده اند آنها در کجا به خلفا ناسزا گفتند ؟ ) اهل بيت پيامبر نه تنها با خلفا دشمني نداشتند بلکه با آنها محبت کامل هم داشتند ( اسامي فرزندان حضرت علي ابوبکر ، عمر و عثمان بود . نام فرزند حضرت سجاد عمر بود. امام سجاد کساني را که به خلفا توهين مي کردند مسلمان نمي دانست . ( به کتاب زندگاني امام سجاد نوشته آيت الله جعفر شهيدي مراجعه کن .) و نمونه هاي بسيار ديگري از محبت بين اصحاب پيامبر و اهل بيت پيامبر و جود دارد که کتب اهل سنت از آن پر است.
آقاي حسيني گفته اي :" حتما بخوبي ميدانيد که قاتلان اهل البيت ع جملگي از اهل سنت بوده اند"
بايد به شما گفت که حداقل يک کتاب از اهل سنت بخوانيد تا بدانيد که محبت اهل بيت پيامبر جزء ايمان اهل سنت است و انگار گوشتان ناشنوا است به حد بيشتر از کافي در باره اين ادعايتان در مطالب قبلي خود نوشته ام .
در مورد اين گفته ات :"بهتر است به پيشاني خود توجه کنيد و مهر عبدالشيطاني خود را در صورت قابليت مشاهده نمائيد."
بايد بگويم دست مريزاد تا به حال گفته بودي که اهل حقوق (دانشجوي حقوق ) هستي و نگفته بودي که از بهترين فال بينان هستي که پيشاني من را از پشت صفحه کامپيوتر هم مي خواني و البته از صاحب کرامتهاي قرن 21 هم مي باشي که قابليت مشاهده هم داري!!
در مورد خشم شما به خداوند پناه مي برم .
و اينکه گفته اي:"و اين تنها وبا واقع بيني ميسر ميشود ولاغير"
از شما مي خواهم که از اين پيله اي که به نام واقع بيني به دور خود پيچيده ايد لحظه اي مانند کرم ابريشم بيرون بياييد تا علاوه بر خود ديگران و علاوه بر عقايد خويش عقايد ديگران و علاوه بر پيشاني من پيشاني خود را هم ببينيد .
و اينکه گفته ايد که : آيا تا بحال حتي يک مدرک مبني بر صحت ادعايتان قيد کرده ايد؟؟؟؟؟
جوابش را من نمي دهم و کساني که منصفانه بنگرند خودشان جوابش را خواهند دانست . اگر دليل از آيات قرآن و کتب خودتان مدرک نيست . پس چه چيز مدرک خواهد بود؟
و اينکه گفته اي که :"زبان شماها را شاه اسماعيل صفوي بهتر از هر کسي ميدانست."
اگر درست مي گوييد شما هم که شاه اسماعيل صفوي هستيد پس چرا شما نمي دانيد و اگر مي دانيد که مشکلي نيست ؟
اينکه گفته اي مختار ثقفي سني ، دروغ گفته اي؟ چرا که اگر به کتب خودتان و کتب اهل سنت هم اشاره کني مي بيني که او خود را به ظاهر طرفدار اهل بيت و خونخواه ايشان مي دانست و در آخر هم ادعاي مهدويت نمود . او نه سني و نه شيعه بود بلکه در آن زمان مسئله سني و شيعه وجود نداشت .و تاريخ صفويان را بخوانيد تا درکتان از آزادي بيشتر شود!!
من بنده خدايم و پيرو رسول الله و دوستدار همگي اهل بيت و ياران رسول الله هستم و به خدا از شيطان پناه مي برم ( در جواب اينکه توهين نمود ه ايد ، البته کاري غير از اين ياد نداريد و به شما ياد نداده اند )
اينکه شما ادعا داريد شيعه از سني برتر است که طبيعي است و اگر غير از اين را ادعا کنيد عجيب خواهد بود!!
و اينکه گفته اي :"اين سئوال ايجاد ميشود که خداوند چند راه مستقيم براي هدايت قرار داده است؟؟؟؟يعني يکي راه قرآن و اهل بيت ع که طبق حديث ثقلين که شيعه و سني بهش اعتقاد صد در صد دارند؟ و يکي هم راه خلفاء؟؟؟!!!!!!"
اين را بايد بداني که راه خلفاي راشدين حضرات ابوبکر و عمر و عثمان و علي رضي الله عنهم همان راه پيامبر و راهي است که قرآن نشان داده است . آنان بودند که قران را جمع آوري کردند و بر قرآن عمل کردند و در کنار قرآن زنده ( پيامبر اکرم صلي الله و عليه و سلم ) از کيان اسلام و دين دفاع نمودند تا اينکه به ديدار يار شتافتند ( حضرت ابوبکر صديق رضي الله عنه دو سال و شش ماه بعد از فراغ به يار غارش ملحق شد . حضرت عمر در محراب مسجد به دست فيروز مجوسي بدبخت به شهادت رسيد و حضرت عثمان توسط سبأييان کور دل در هنگام تلاوت قرآن به شهادت رسيد و حضرت علي توسط ابن ملجم مرادي بدبخت ، در محراب مسجد ضربت خورد و به رفقايش ملحق گشت . رضي الله عنهم اجمعين و من اتبع باحسانٍ الي يوم الدين.
دوست عزيز که ادعا مي کني فقه خود را از اهل بيت گرفته اي . اهل بيت براي کدامين عزيزشان سياه پوشيدند و بر سر و سينه زدند؟ آيا حضرت سجاد بعد از واقعه کربلا سينه و زنجير زد و لباس سياه پوشيد و مرثيه سرايي کرد؟ آيا حضرت علي در فراغ پيامبر چنين کارهايي نمود؟ آيا حضرات حسنين بعد از شهادت مولي المؤمنين سياه پوشيدند ؟ سينه زدند ؟ مجالس عزاداري به پا کردند؟ آيا آنان زنان را به صيغه خويش در مي آوردند ؟ کي و چه کسي را به صيغه خويش در آورده اند؟
در مورد آيه تطهير ابتدا به جنابعالي مي گويم خداوند از اصحاب راضي شده ما از جنابعالي نمي خواهيم که از ايشان راضي باشي . فقط اين را بدان که نارضايتي شما شمه اي هم از مقام شامخ ايشان را کم نمي کند و بايد بداني که مخاطب اصلي آيه تطهير همسران پيامبر مي باشند و شما فقط يک قسمت آيه را قيچي کرده و از قبل و بعد آن چشم پوشي مي کنيد( به آيه تطهير سوره احزاب آيه 33 مراجعه کنيد) و به زنان پيامبر هم بد و بيراه مي گوييد و بعد ادعاي محبت اهل بيت را داريد . چه ادعا مي کنيد و عملتان چيست؟
بله از نظر ما طبق حديث حضرت علي و حضرات حسنين و حضرت فاطمه رضي الله عنه از اهل بيت پيامبر هستند اما بايد بدانيد که مخاطب آيه تطهير همسران پيامبر هستند.
خداوند مي فرمايد : " السابقون السابقون ، اولئک المقربون" بايد بداني که حضرت علي اولين نوجوان مسلمان مي باشد که در سن ده يا يازده سالگي به پيامبر ايمان آورد و حضرت خديجه اولين زن مسلمان است و حضرت ابوبکر اولين مرد مسلمان است و حضرات عثمان و طلحه و زبير جز ء اولين ايمان آوردگان مي باشند و حضرت عمر هنگامي که عده مسلمانان به چهل نفر نرسيده بود و چندين سال قبل از هجرت ايمان آورد .و اين بزرگواران به همراه پيامبر از جان و مال و فرزندان خويش گذشتند و غير از حضرت ابوبکر و عمر همگي قبل از پيامبر و به دستور پيامبر به مدينه هجرت نمودند و حضرت ابوبکر به همراه پيامبر به طرف مدينه حرکت نمود و" ثاني اثنين اذ هما في الغار "از طرف رب العالمين قرار گرفت و حضرت علي مردانه در بستر پيامبر و به دستور پيامبر خوابيد تا امانت مردمان را به ايشان باز پس دهد. خداوند در مورد ايشان در آيه 100 سوره توبه مي فرمايد:" والسبقون الاولون من المهاجرين و الانصار و الذين اتبعوهم باحسان رضي الله عنهم و رضوا عنه لهم جنت تجري تحتها الانهار خالدين فيها ابداً ذالک الفوز العظيم"
يعني : مقدمين از مهاجر و انصار و کسانيکه ايشان را خوبي پيروي نمودند ، خداوند از ايشان خشنود است و ايشان نيز از خدا راضي اند ، براي آنها بهشتهايي آماده کرده است که نهرها در آنجا روان است و هميشه در آنجا خواهند بود. اين است کاميابي بزرگ.
خداوندا ما را از پيروان راستين حق و حقيقت و رسول الله صلي الله عليه و سلم بگردان و محبت آل و اصحاب پيامبر را که بر روش رسول خدا گام نهادند ، در قلب ما افزون بگردان . آمين يا رب العالمين.
46   نام و نام خانوادگي:  سعيد حسيني (شاه اسماعيل صفوي)     -   تاريخ:  19 دي 88 - 00:00:00
با عرض سلام خدمت موحدين (شيعيان) جناب قاضي از خود راضي اين حرفها و مطالبم را نميفهمي يک امر طبيعي است. من از شما سئوال کردم قاتلان امامان معصوم ما داراي چه نوع عقيده اي بودند ؟؟؟ شيعه بودند ؟؟؟ يا سني بودند؟؟؟؟ اين يک سئوال ساده بود و نياز به پيچ و تاب نداشت. بجاي جواب گفته ايد برويم کتابهاي اهل سنت را بخوانيم؟!!!!! براي هزارمين بار مي پرسم: نظر تو در رابطه با معاويه ملعون چيست؟؟؟ يزيد کيست؟؟؟ آيا يزيد پسر معاويه نيست؟؟؟ مذهبشان چه بوده است؟؟؟ لابد ميخواهي بگوئي شيعه امير المومنين حضرت علي ع بوده اند!!!!!! لطفا به ما بگو حضرت امام حسن مجتبي ع توسط چه کساني به شهادت رسيد؟؟؟ به ما بگو تابوت امام حسن مجتبي را چه کساني و به دستور چه کسي تير باران کردند؟؟؟ لابد ميخواهي بگوئي شيعيان اميرالمومنين علي ع اين کار را کردند؟؟؟؟!!! امام حسين ع توسط چه کساني و با کدام عقيده به شهادت رسيد؟؟؟؟؟ لابد ميخواهي بگوئي شيعيان وي را به شهادت رساندند!!!!!! همين امام سجاد ع که توسط چه کساني به شهادت رسيد؟؟؟ امام باقر ع امام صادق ع حضرت موسي بن جعفر ع امام رضا ع و بقيه امامان معصوم ما توسط چه کساني به شهادت رسيدند؟؟؟ آيا قاتلان امامان معصوم ما شيعه بودند با جملگي ار اهل سنت بوده اند؟؟؟؟ جناب قاضي از خود راضي اگر راست ميگوئي و صداقت داري در همين صفحه در يک کامنت جداگانه بنويس: (بر قاتلان دختر برگوار پيامبر ص حضرت فاطمه زهرا س تا به روز قيامت مدام لعنت باد) آيا اينکه معاويه چهل سال روي منابر دستور ميداد سب و لعن علي ع را بنمايند از کتب شيعه است؟؟؟!!!! آيا جنگ جمل را شيعيان براه انداختند؟؟؟؟ شما که استناد به کتب خود ميکنيد آيا صحيح بخاري را خوانده اي؟؟؟؟ آيا در همين صحيح بخاري نظر حضرت علي ع را در مورد خلفاي راشدين نخوانده ايد که مي فرمايد خلفاء گناهکار خائن و حيله گر بودند؟؟؟؟ يا اينکه خوانده ايد اما قصد بيان آن مطلب را نداريد چون به نفعتان نيست.!!!!!! در دو جاي همين صحيح بخاري شما آمده است که عمر جلوي قلم و کاغذ را بر پيامبر گرفت و او را متهم به هذيان گوئي کرد!!!!!!! ايا اين بر ضد قر آن نيست که پيامبر را بري از هرگونه خظا ميداند و خطاب به مومنين مي فرمايد پيامبر ص هر چه ميگويد از جانب ماست؟؟؟!!!!!!! آيا واقعا اينهمه رويات که در اين سايت و سايتهاي ديگر از کتب خودتان مبني بر ايجاد ظلم و ستم توسط خلفاي راشدين به حضرت زهرا س را نمي بينيد؟؟؟؟!!!!! آيا واقعا اينهمه مدرک از کتب خودتان در همين سايت و سايتهاي ديگر مبني بر عدم رضايت حضرت زهرا س از خلفاء را نخوانده ايد؟؟؟؟؟ آيا واقعا اينهمه مدرک و روايات در همين سايت و سايتهاي ديگر که از کتب خودتان مبني بر هجوم عمر به خانه حضرت زهرا س و إآتش زدن ذرب آن خانه را نديده ايد؟؟؟؟ بهتر است بجاي تعصب خشک و الکي و بيهوده براي عقل خود و کرامت انساني خود ارزش قائل شده و بي خود و بي جهت در جهت رضايت شيطان خود را ضايع نکنيد. بزرگترين ظلم را خلفا به جامعه مسلمين روا کردند و اکنون هر چه اختلاف در جامعه مسلمين هست از آنان نشآت گرفته است اگر خلفا طبق بيعت خودشان با حضرت علي ع خلف وعده و وفاي به پيمان کرده و به حيله گري و خيانت و جنايت روي نياورده بودند اکنون نيز هيچ مشکلي بين جامعه مسلمانان نبود. آري خلفا نه تنها به جامعه ي آن زمان بلکه به جامعه اين زمان که ما در آن بسر مي بريم هم ظلم کرده اند و ملعون ابدي هستند. شما هم نياز نيست اينهمه حرص بخوري و خون آوده ي خود را کثيف کني!!! بهتره بيشتر مطالعه کني و خودت را از جهل مرکب رهائي بخشي دوستان گرامي که اين کامنتها را بخوانند خود بخوبي متوجه حقيقت ميشوند قاضي از خود راضي چه توهيني بالاتر از اينکه پيامبر را متهم به هذيان کنيد؟؟؟؟ چه توهيني بالاتر از به شهادت رساندن دختر پيامبر ص؟؟؟؟ چه توهيني بالاتر از مورد ضرب وشتم قرار دادن دختر بزرگوار پيامبر ص؟؟؟ چه توهيني بالاتر از آتش زدن خانه وحي؟؟؟؟ چه توهيني بالاتر از اينکه ابتدا خلفاي خائنتان و بعد از آن هم رهروان آن فرزندان رسول خدا ص را يک به يک به شهادت برسانند؟؟؟؟ واقعا که تو و امثال تو صرف نظر از جهل مرکبتان عجب روئي داريد!!!!! شماها تا در بحث گير ميکنيد فورا مطالب خود را از درجه ي اعتبار ساقط کرده و ميگوئيد قرآن!!!! اما به محض اينکه دلايل قرآني را برايتان مطرح ميکنيم آن را نمي پذيريد!!!!!! باز هم ميگويم هر چه براي شما عنوان کردم از اهل سنت است اگر غير از اين است به مورد آن اشاره کنيد تا مدرکش را ارائه کنم. وگرنه بيخود خود را رسوا نکنيد به هر حال ما متظر جواب هستيم فعلا که جواب مستندي از شما دريافت نکرده ايم حناي شما نزد اهل خرد رنگي ندارد الا لعنت الله علي القوم الظالمين
47   نام و نام خانوادگي:  احمد قاضي     -   تاريخ:  19 دي 88 - 00:00:00
بسم الله و توکلت علي الله و لا حول و لا قوة الا بالله
الهم صل علي محمد و علي آل محمد کما صليت علي ابراهيم و علي آل ابراهيم انک حميدٌ مجيدٌ . الهم بارک علي محمد و علي آل محمد کما بارکت علي ابراهيم و علي آل ابراهيم انک حميدٌ مجيدٌ
« خداوندا درود فرست بر محمد (صلي الله عليه) و بر آل محمد همچنانکه درود فرستادي بر ابراهيم و بر آل ابراهيم ، همانا تو ستوده وبسيار بزرگواري. خداوندا رحمت و برکت فرست بر محمد و بر آل محمد همچنانکه برکت نمودي بر ابراهيم و بر آل ابراهيم ، همانا تو ستوده وبسيار بزرگواري.
در مطلب گذشته ام به اشتباه درج نموده ام : غير از حضرت ابوبکر و عمر همگي قبل از پيامبر و به دستور پيامبر هجرت نمودند. که درستش اين است که غير از حضرت ابوبکر و علي رضي الله عنهما ديگران و حضرت عمر قبل از هجرت پيامبر و به دستور پيامبر هجرت نمودند . که داستان هجرت هرکدام از بزرگان اصحاب در کتب تاريخي و ... آمده است.
آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمين و الصلوة و السلام علي خير خلقه محمد و علي آله و صحبه و من اتبعهم باحسان الي يوم الدين . آمين.
48   نام و نام خانوادگي:  علي دلاور     -   تاريخ:  19 دي 88 - 00:00:00
سلام بر دوستان زحمت کش
از حوصله تان قدر داني مي نمايم
باز هم مطالب جديد عنوان کنيد . ممنون.
49   نام و نام خانوادگي:  سعيد حسيني (شاه اسماعيل صفوي)     -   تاريخ:  20 دي 88 - 00:00:00
با سلام

جناب قاضي بنده همچناتن منتظر جواب شما هستم
50   نام و نام خانوادگي:  احمد قاضي     -   تاريخ:  21 دي 88 - 00:00:00
بسم الله و توکلت علي الله و لا حول و لا قوة الاّ بالله العلي العظيم . سلام بر آنانکه از حق تبعيت مي کنند. ( هر کسي با هر اسمي ) آقاي سعيد حسيني اين شما هستيد که نمي خواهيد بفهيميد و گرنه با مطالعه مطالب قبلي من جواب همه سؤالهايتان را مي گرفتيد من خطبه 94 نهج البلاغه و سخنان امام سجاد در مورد اصحاب پيامبر در باب مصدقي الرسول را به شما پيشنهاد دادم که بدانيد آنها عقايدي مانند شما نداشتند و ادعاي پيروي ايشان از سوي شما کذب محض است . شما ادعا مي کنيد که از حضرت علي پيروي مي کنيد . اما عملتان خلاف اين را نشان مي دهد حضرت علي در خطبه مذکور اصحاب پيامبر را ستوده و شما به آن بزرگواران اهانت مي کنيد . حضرت علي رضي الله عنه نام فرزندان خود را ابوبکر و عمر و عثمان نام نهاده که حضرات ابوبکر و عثمان پسران حضرت علي به همراه سرور و برادرشان حضرت حسين رضي الله عنه در کربلا شهيد شدند و شما نامي هم از آنها نمي بريد و هرگز راضي نمي شويد که نام پسران ايشان را بر فرزندان خود بگذاريد . نام پسر حضرت حسين عمر بود که در کربلا به همراه پدر شهيد شد ، نام پسر حضرت سجاد عمر بود و نام دختر حضرت رضا عايشه بود . اما شما راضي نمي شويد نام فرزندان اين بزرگواران را بشنويد و بعد ادعاي تبعيت مي کنيد . با ادعا که کاري درست نمي شود و يهوديان هم قبل از اين ادعا فرزند خدا بودن را داشته اند و اکنون هم ادعاي برترين مخلوق بودن را دارند . آيا ادعايش پذيرفته است ؟ ما که شما را پيروان ايشان نمي دانيم و ادعاي شما را هم قبول نداريم . اما انگار نمي داني که همين خوارج بودند که ادعاي پيروي از حضرت علي را داشتند و از سپاه حضرت علي جدا گشتند و ايشان را در مسجد به شهادت رساندند . و اينکه ادعا مي کنيد که حضرت حسن توسط حضرت معاويه زهر خورانيده شده است کذب محض است و داستان سرايي مي کنيد که معاويه به همسر حضرت حسن وعده ازدواج با يزيد را داد . پس چرا او با يزيد ازدواج نکرد؟ چرا حضرت حسين در مورد قتل برادرش سکوت نمود؟ اگر قتلي در کار بود ؟ مگر حسين همان حسين روز عاشورا نبود؟ در مورد حضرت حسين هم همان کوفياني که طبق روايات تاريخي خود شيعه هيجده هزار نامه به امام حسين نوشتند و ادعاي شيعه بودن امام حسين را داشتند با وارد شدن به سپاه ابن زياد به شهادت رساندند و او را رها نمودند و اکنون هم گاهي اين شعار به گوش مي رسد« ما اهل کوفه نيستيم علي تنها بماند » و يزيد به خاطر زدودن اندکي از ننگ بزرگي که بر پيشانيش نقش بسته بود به عزاداري و سياه پوش کردن در و ديوار پرداخت . و اين عبدالله بن زبير پسر آن صحابي بزرگوار و نوه عمه حضرت علي و پيامبر بود که به خونخواهي برخاست و به مدت ده سال مکه و مدينه را از زير سلطه امويان خارج نمود تا اينکه جام شهادت را نوشيد و به دوستانش ملحق شد. و امام سجاد و ديگر ائمه اي که اهل تشيع از آنان نام مي برند با مرگ طبيعي از دنيا رحلت نمودند و اگر هم احياناً زهر خورانيده شدند در تاريخ به اثبات نرسيده و ما اگر فرض کنيم که به شهادت رسيده بودند پس اين شيعه هاي جان بر کف ايشان که ايشان را معصوم مي دانستند کجا بودند که حتي يک قطره خون هم در مقام انتقامجويي از ايشان بر زمين نريخت؟؟ و در جواب سؤال بعديت بايد بگويم که لعنت خدا بر بد شما باد ؟ تو حضرت معاويه را ملعون مي خواني در حاليکه کسي که ادعاي تبعيت از او را داري (حضرت حسن) با او بيعت نمود و ولايتش را بر خود پذيرفت حال از تو مي پرسم تو شيعه تري يا حسن بن علي رضي الله عنهما؟ آري يزيد پسر معاويه است همانطور که کنعان پسر نوح عليه السلام بود. يزيد پسر معاويه است همانطور که جعفر کذاب ( به قول شما) برادر امام حسن عسکري و پسر امام هادي مي باشد . يزيد پسر معاويه بود همانطور که قابيل پسر حضرت آدم عليه السلام بود . و بدان که گناه پسر را از پدر نخواهند پرسيد ." و لا تزر وازرة وزر اخري" قبلاً به تو گفتم که حضرت علي و حسن و حسين عقايدي مانند شما نداشتند که کسي با عقايد ما بخواهد آنان را بکشد و باز به تو مي گويم که حضرت حسين و حسن و علي همان عقايدي را داشتند که ما اهل سنت داريم . آنان از سنت پيامبر پيروي مي نمودند و ما هم سعي مي کنيم که مانند ايشان از سنت پيامبر پيروي نماييم و آنان بزرگان ما بودند و ما تابعين ايشانيم ان شاءالله تعالي. و ديگر اينکه تو آقاي حقوقدان انگار نمي تواني درک کني که کسي حضرت فاطمه رضي الله عنه را به شهادت نرسانده است و اگر چنين مي شد همان شير خدا و همانانکه در برابر يزيد به انتقامجويي پور بتول پرداختند در برابر اهانت به دختر پيامبر هرگز ساکت نمي شدند . و اما شما بيچارگان بدون هيچ سند و مدرک تاريخي با ادعاي دفاع از اهل بيت به حضرت علي توهيني بزرگ مي نماييد . آقاي شاه اسماعيل صفوي که يک هزارم غيرت علي را نداري آيا راضي مي شوي که کسي بيايد و به همسرت يک سيلي بزندو تو نگاره گر باشي . و حتي بعد از آن بيايي و به عنوان مشاور در خدمت قاتل همسرت آن هم دخت منجي عالم هم باشي ( که نوشته فوق اين مشاوره و همکاري را اذعان مي نمايد) با کدامين عقل و تفکرت چنين خيالبافي ها را مي کنيد. آقاي صفوي لعنت خدا بر دروغگويان و آنان که به ساحت مقدس اهل بيت پيامبر تجاوز نمودند. آري اوهام و خرافات شما حتي بعضي در کتب معتبر خودتان هم نقل نشده است . شما مذهبتان هر روز در حال تغيير و دگرگوني است چشمانتان را باز کنيدو ببيند که از اول انقلاب تا به حال چه همه تغيير نموده است و 1400 سال قبل را هم بر همين تعداد 30 سال قياس نماييد . اگر ميخواهي روايات را از کتب ما نقل کنيد همچنانکه قبلاً گفته ام با استناد و با شماره صفحه و آدرس بيان کنيد (مانند کاري که من کرده ام ) تا بعد جواب شما داده شود و گرنه همين قدر هم حوصله مي کنم و اکاذيب شما به طور مکرر پاسخ مي دهم به نظر من کاري بيش از انتظار است. آقاي حسيني چرا شما که مي گويي دانشجوي حقوق هستي چرا اينقدر بدون استناد صحبت مي کني؟ و مدام بدون هيچ مدرکي ادعاهايت را تکرار مي کني ؟ مي داني چرا شما از دست خلفا ناراحت هستيد ؟ به اين خاطر که آنان مانند سدي بودند در مقابل دشمنان اسلام . به اين خاطر از اصحاب ناراحتيد که پيامبر را ياري رساندند تا اينکه دين خدا برتري يافت . به اين خاطر ناراحت هستيد که با غيرت ايمانيشان نام کسري را تا ابد محو نمودند و دين يکتا پرستي را رواج دادند و در مقابل مدعيان دروغين نبوت و اهورا مزداييان ايراني و قيصر روم قد علم نمودند و بشر را از عبادت عباد به عبادت خداي يکتا رهنمون گشتند . به اين خاطر که قرآن را جمع نمودند تا خداوند وعده حفاظت کتابش را بوسيله آن ستارگان هدايت تحقق بخشد. و فقط اجداد آتش پرست من و تو نظاره گر بودند و کار ي نتوانستند بکنند جز اينکه خشم شان را با ترور بزرگمرد عدالت خاموش نمايند و با اين ترور راه را براي ترورهاي بعدي هموار نمودند و اختلافي عظيم در بين مسلمانان به پا نمودند و خداوند به وسيله فرزند بتول که شبيه ترين به پيامبر بود درميان دو گروه بزرگ مسلمانان صلح برقرار نمود . و حال تو اي کسي که با اصحاب محمد صلي الله عليه وسلم دشمني مي کني از غيظ هر چه انجام دهي از مقام شامخ آنان چيزي کم نخواهد شد . وچنانچه تو از ايشان بدگويي کني خود را تباه نموده اي من به تو مي گويم آنچه را که امام سجاد به امثال تو فرمود . تو از زمره ي مؤمنان نخواهي بود . و من اين دعا را زمزمه خواهم کرد : ربنا اغفر لنا و لاخواننا الذين سبقونا بالايمان و لا تجعل في قلوبنا غلاً للذين آمنو ،انک رئوفٌ رحيم ( آيه 10 سوره حشر) آقاي عزيز درج نموده اي که:"شماها تا در بحث گير ميکنيد فورا مطالب خود را از درجه ي اعتبار ساقط کرده و ميگوئيد قرآن!!!! اما به محض اينکه دلايل قرآني را برايتان مطرح ميکنيم آن را نمي پذيريد!!!!!! در جوابت مي گويم اگر من خواسته باشم مانند تو دلايل را از کتب خودم بيان کنم که مي شود ( به روباه گفتند کو شاهدت .... ) و از قرآن استدلال مي گيرم که مورد وثوق دو طرف مي باشد و هر دو گروه خود را تابع آن مي دانيم ( هم سني و هم شيعه) . حال شما اگر با استدلال از قرآن مشکلي داريد که ديگر ما با هم حرفي نداريم . « ان هذا القرآن يهدي للتي هي اقوم » همانا اين قرآن هدايت مي کند به سوي آنچه که استوارتر است آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمين و الصلوة و السلام علي خير خلقه محمد و علي آله و صحبه و من اتبعهم باحسان الي يوم الدين . آمين.
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
1- فرموده‌ايد كه اميرمومنان علي عليه السلام ياران پيامبر (ص) را ستوده‌اند ! ما نيز منكر اين امر نمي‌شويم ! اما اگر كمي دقت به خرج دهيد ، مشخص مي‌شود كه آن حضرت اصحاب واقعي پيامبر (را ستوده‌اند و نه هر كدام از كساني كه به گفته‌ اهل سنت ، شايد در تمام عمر خويش تنها يكبار رسول خدا را در يك صحنه و يا حتي در زمان كفر ديده باشند ! از شما خواهشمنديم كه متن كامل اين خطبه حضرت را براي ما بياوريد ! تا مشخص شود آيا تمام 120000 نفري كه اهل سنت ادعاي صحابي بودن آنان را دارند چنين خصوصياتي داشتند ؟ يا اين خصوصيات ، مربوط به گروهي اندك و انگشت شمار در ميان آن جمع كثير است !
2- فرموده‌ايد كه اميرمومنان نام سه فرزند خود را به نام خلفا گذاشت ! اين مطلب حتي براي كساني كه در زمان حضرت بودند و برخورد حضرت علي (عليه السلام) با خلفا را ديده بودند عجيب بود ! و به همين علت بعد از نامگذاري عثمان (اولين پسري كه به نام يكي از خلفا در اين خاندان نامگذاري شد) از حضرت سوال كردند ! حضرت فرمودند (به اقرار اهل سنت) «اني ما سميته باسم عثمان بن عفان !
انما سميته باسم اخي عثمان بن المظعون !
بحث در مورد نامگذاري ها به صورت مفصل در آدرس ذيل آمده است :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=437
 3- ساير نامگذاري‌ها سند صحيح ندارد ! و عموما در كتب اهل سنت (و با سند ضعيف آمده است) البته با پاسخي كه در مورد نامگذاري فرزندان حضرت علي داده شد ، پاسخ سايرين نيز مشخص خواهد شد .
4- فرموده‌ايد «و اينکه ادعا مي کنيد که حضرت حسن توسط حضرت معاويه زهر خورانيده شده است کذب محض است»!
بهتر است قبل از ادعاي كذب محض بودن ، نظري به آدرس ذيل كه همگي از منابع اهل سنت است بياندازيد :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=1058
5- فرموده‌ايد « در مورد حضرت حسين هم همان کوفياني که طبق روايات تاريخي خود شيعه هيجده هزار نامه به امام حسين نوشتند و ادعاي شيعه بودن امام حسين را داشتند با وارد شدن به سپاه ابن زياد به شهادت رساندند و او را رها نمودند»!
درست مي‌گوييد ! آنها ادعاي شيعه بودن را داشتند ! همانطور كه اكنون گروهي از اهل سنت ، ادعا مي‌كنند ما شيعيان (پيروان) واقعي اهل بيت هستيم و نه شيعه ! اما در واقع همانها ضربه اساسي را به دين مي‌زنند و با اهل بيت دشمني مي‌كنند !
در مورد اينكه قاتلين امام حسين عليه السلام چه كساني بودند نيز در آدرس ذيل به صورت مفصل پاسخ داده شده است :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=5043
6- فرموده‌ايد «و امام سجاد و ديگر ائمه اي که اهل تشيع از آنان نام مي برند با مرگ طبيعي از دنيا رحلت نمودند و اگر هم احياناً زهر خورانيده شدند در تاريخ به اثبات نرسيده و ما اگر فرض کنيم که به شهادت رسيده بودند پس اين شيعه هاي جان بر کف ايشان که ايشان را معصوم مي دانستند کجا بودند که حتي يک قطره خون هم در مقام انتقامجويي از ايشان بر زمين نريخت؟؟»!
ظاهرا خبر نداريد كه طبق روايات صحيحه اهل سنت در صحيح بخاري و مسلم ، پيامبر (ص) نيز با سم مسموم شده و به شهادت رسيدند ! آيا كسي به خونخواهي رسول خدا (ص)‌قيام كرد و كسي را كشت ؟!
7- فرموده‌ايد «لعنت خدا بر بد شما باد ؟ تو حضرت معاويه را ملعون مي خواني در حاليکه کسي که ادعاي تبعيت از او را داري (حضرت حسن) با او بيعت نمود و ولايتش را بر خود پذيرفت حال از تو مي پرسم تو شيعه تري يا حسن بن علي رضي الله عنهما؟»!
بهتر است نگاهي به آدرس ‌هاي ذيل و منابع اهل سنت بكنيد و ببنيد كه :
أ‌.    امام حسن عليه السلام با معاويه تنها آتش بس كردند و نه بيعت :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=820
ب. اميرمومنان و امام حسن و امام حسين عليهم السلام ، معاويه را لعنت كرده‌اند !:
http://www.valiasr-aj.com/lib/layn/layn5.htm#_Toc244137974
8- فرموده‌ايد «آري يزيد پسر معاويه است همانطور که کنعان پسر نوح عليه السلام بود. يزيد پسر معاويه است همانطور که جعفر کذاب ( به قول شما) برادر امام حسن عسکري و پسر امام هادي مي باشد . يزيد پسر معاويه بود همانطور که قابيل پسر حضرت آدم عليه السلام بود . و بدان که گناه پسر را از پدر نخواهند پرسيد ." و لا تزر وازرة وزر اخري"»!
اما اين را نفرموديد كه همين معاويه براي يزيد بيعت گرفت ! و او را بعد از خود به تخت نشاند ! آيا اين را نيز منكر مي‌شويد ؟ آيا فرقي بدين بزرگي بين موارد را نمي‌بينيد ؟!
9- فرموده‌ايد « آقاي شاه اسماعيل صفوي که يک هزارم غيرت علي را نداري آيا راضي مي شوي که کسي بيايد و به همسرت يک سيلي بزندو تو نگاره گر باشي . و حتي بعد از آن بيايي و به عنوان مشاور در خدمت قاتل همسرت آن هم دخت منجي عالم هم باشي ( که نوشته فوق اين مشاوره و همکاري را اذعان مي نمايد) با کدامين عقل و تفکرت چنين خيالبافي ها را مي کنيد»!
بهتر است نگاهي به آدرس ذيل كنيد تا اصل ماجرا و برخورد اميرمومنان علي عليه السلام را ببينيد :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=6015
10- فرموده‌ايد «اگر ميخواهي روايات را از کتب ما نقل کنيد همچنانکه قبلاً گفته ام با استناد و با شماره صفحه و آدرس بيان کنيد (مانند کاري که من کرده ام ) تا بعد جواب شما داده شود»!
واقعا اينهمه آدرس از كتب اهل سنت را در اين سايت نديده‌ايد ؟!
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
51   نام و نام خانوادگي:  مجيد م علي     -   تاريخ:  02 بهمن 88 - 00:00:00
با سلام
جناب اقاي احمد قاضي متشكرم از نظراتتان خصوصا قسمت نهج البلاغه خطبه 94 نهج البلاغه كه واقعاً دلم را شاد كرديد و از خداوند ميخواهم كه شما و من را به صراط مستقيم هدايت كند . امين رب العالمين .
يگذاريد يك مرور كوچكي با هم بكنيم كه انشاء الله در ان خير باشد .
1 ) خطبه 94 نهج البلاغه
===============
بَعَثَهُ وَ النَّاسُ ضُلَّالٌ فِي حَيْرَةٍ، وَحَاطِبُونَ فِي فِتْنَةٍ، قَدِ اسْتَهْوَتْهُمُ الْاءَهْوَاءُ، وَ اسْتَزَلَّتْهُمُ الْكِبْرِياءُ، وَ اسْتَخَفَّتْهُمُ الْجَاهِلِيَّةُ الْجَهْلاَءُ، حَيارى فِي زَلْزَالٍ مِنَ الْاءَمْرِ، وَ بَلاَءٍ مِنَ الْجَهْلِ، فَبَالَغَ ص ‍ فِي النَّصِيحَةِ، وَ مَضَى عَلَى الطَّرِيقَةِ، وَ دَعا إ لَى الْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ.

از خطبه اى از آن حضرت (ع )
==============
به رسالتش فرستاد. در حالى كه مردم گمرهانى سرگشته بودند، و صواب از خطا نشناخته ، راه فتنه مى پيمودند. هوا و هوس ‍ آنان را به سوى خود خوانده بود، از راهشان برده بود و كبر و نخوت از طريق صوابشان منحرف ساخته . از وفور نادانى ، سبكسر و خوار شده بودند و در عين سرگشتگى و تزلزل در كارها به بلاى نادانى گرفتار. رسول الله (صلى اللّه عليه و آله ) نصيحت و نيكخواهى را به حد اعلا رسانيد و به راهشان آورد و به حكمت و موعظه نيكو به راه خدا فراخواند.
البته همانطور كه ملاحظه ميفرمائيد در اين خطبه كلمه اي از اصحاب حضرت رسول ( ص ) گفته نشده . البته شايد منظور شما خطبه 96 نهج البلاغه ميباشد كه حضرت فرمودند :

قسمتي از خطبه 96
============

,,,,,,, لَقَدْ رَاءَيْتُ اءَصْحابَ مُحَمَّدٍ صَلّى اللّهُ عَلَيهِ وَ آلِه فَما اءَرى اءَحَدا مِنْكُمْ يُشْبِهُهُمْ، لَقَدْ كانُوا يُصْبِحُونَ شُعْثا غُبْرا، وَ قَدْ بَاتُوا سُجَّدا وَ قِياما، يُراوِحُونَ بَيْنَ جِباهِهِمْ وَ خُدُودِهِمْ، وَ يَقِفُونَ عَلى مِثْلِ الْجَمْرِ مِنْ ذِكْرِ مَعَادِهِمْ، كَاءَنَّ بَيْنَ اءَعْيُنِهِمْ رُكَبَ الْمِعْزى مِنْ طُولِ سُجُودِهِمْ! إ ذا ذُكِرَ اللَّهُ هَمَلَتْ ,,,,,,,
,,,,,,,, من اصحاب محمد (صلى اللّه عليه و آله ) را ديده ام . در ميان شما نمى بينم كسى را كه همانند ايشان باشد. آنان روزها ژوليده موى و غبارآلود بودند و شبها يا در سجده بودند يا در قيام . گاه چهره بر زمين مى سودند و گاه پيشانى . چون سخن معادشان به گوش مى رسيد، گويى پاى بر سر آتش ‍ دارند.ميان دو چشمانشان در اثر سجده هاى طولانى چون زانوان بز پينه بسته بود. چون خدا را ياد مى كردند، ........

اولاً اي كاش خود شما بتمامي اين خطبه هم نگاه ميكرديد و هم انرا قبول ميداشتيد خصوصا چند سطر قبل در همين خطبه حضرت مي فرمايند :
,,,,,,, به خاندان پيامبرتان بنگريد و به آن سو رويد كه آنان مى روند و پاى به جاى پاى آنان نهيد، كه هيچگاه شما را از طريق هدايت منحرف نكنند و به هلاكت نسپارند. اگر نشستند، بنشينيد و اگر برخاستند، برخيزيد. بر آنان پيشى مگيريد كه گمراه شويد و از آنان واپس ‍ نمانيد كه هلاك گرديد.,,,,,

ثانياً اگر خوب دقت كنيد وقتي كه حضرت مي فرمايند در ميان شما نمي بينم منظور اصحاب خاص ميباشند و نه همه صحابي كه در ان جمع كه اين خطبه بر انها ايراد شده بود جمعي از صحابه ظاهري حضرت رسول وجود داشتند .
ثالثاً شما كه از خطبه هاي نهج البلاغه دليل مياوريد حتما خطبه شقشقيه را هم خوانده ايد اگر نخوانده ايد حتما انرا بخوانيد .
رابعاً برداشت ما از صحابي حضرت رسول ( ص ) همان برداشت قران كريم و حضرت محمد ( ص ) و اهل بيت مكرم ( ص ) ميباشد و ان صحابي بودند كه تا اخر عمر شريفشان بر عهدشان با خداي خود و رسول مكرمش باقي مانند . اين شما هستيد كه بايد جوابــگو باشيد كه چـــرا بعضي از اصحاب را " اصـــحــــاب رده " ميخوانيد مگر نه اينكه همه اصحاب از نظر شما خداوند از انها راضي نبود . اين تناقض از براي چيست .

اما در مورد زندگاني امام سجاد تأليف آيت الله جعفر شهيدي .
=================================
اولاً ايا منظور شما از "" آيت الله جعفر شهيدي "" مرحوم عالم سيد جعفر شهيدي ( 1297 - 1385 ) نيست . ايشان كه ايت الله نبودند ؟؟؟؟
ثانياً ايا منظور شما"" کتاب زندگاني امام سجاد "" " زندگاني علي بن الحسين، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي &#1777;&#1779;&#1782;&#1781;، چاپ پنجم، دفتر نشر فرهنگ اسلامي &#1777;&#1779;&#1783;&#1778; " نيست .
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1_%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%DB%8C
باز هم تناقض يا خطا!!!!!! الله اعلم .

البته حرفهاي فراواني را پيش كشيده ايد كه باز هم با دليل و استلال ميتوان انها را رد كرد
1 ) آيا حضرات حسنين بعد از شهادت مولي المؤمنين سياه پوشيدند ؟ سينه زدند ؟ مجالس عزاداري به پا کردند؟
اينهم مشت نمونه خروار :

گريه حضرت محمد ( ص ) بر آمنه ( مادر حضرت محمد ( ص ) )
==================================
آ ) روزى پيامبر ( ص ) قبر مادر عزيز خود آمنه را در ابواء زيارت كرد . به گفته مورخان ، آن حضرت در كنار قبر مادر گريست و همراه خود را نيز به گريستن انداخت . المستدرك ، ج 1 ، ص 357 ؛ تاريخ المدينة ، ابن شبّه ، ج 1 ، ص 118 .

ب ) گريه بر ابراهيم
===========
ابراهيم تنها پسرى بود كه در مدينه نصيب رسول خدا ( ص ) شد ، اما در يك سالگى درگذشت و پدر را در غم فقدان خويش به سوگ نشاند . پيامبر اكرم ( ص ) در ماتم فرزندش گريست ، و در برابر پرسش ياران كه از علت گريه پيامبر بر مرده جويا شده بودند ، چنين پاسخ فرمود :
« تدمع العينان و يحزن القلب و لانقول مايسخط الربّ ؛ اشك چشم جارى مى&rlmشود و دل غمگين مى گردد ، ولى سخنى كه خدا را به سخط و غضب آورد بر لب نمياورم . » العقد الفريد ، ج 3 ، ص 19 .

ج ) گريه بر حمزه عموي حضرت محمد ( ص )
=========================
حمزه فرزند عبدالمطلب ، از چهره هاي برجسته و قهرمان اسلام بود كه در نبرد احد به شهادت رسيد . رسول خدا ( ص ) در شهادت عموى خويش بسيار غمگين شد و او را سيدالشهداء ناميد و در فراقش گريست :
« لمّا رأى النبى حمزة قتيلا ، بكى فلمّا راى ما مثّل به شهق ؛ پيامبر چون پيكر خونين حمزه را يافت گريست و چون از مثله كردن او آگاهى يافت با صداى بلند گريه سر داد . » السيرة الحلبية ، ج 2 ، ص 247 .

شايد اين را بهتر قبول كني چونكه از ام المومنين عايشه بنت ابي قحافه ميباشد كه به مزاج شما سازگارتر است :

عايشه ميگويد :
« پس از فوت رسول خدا ( ص ) برخواستم و ( در سوگ پيامبر ) به همراه ساير زنان بر صورت و سينه مى زديم . » « و قمتُ التدم ( اضرب صدرى ) مع النساء و اضرب وجهى ) . السيرة النبوية ، ج 4 ، ص 305 .

2 ) آيا آنان زنان را به صيغه خويش در مي آوردند ؟ کي و چه کسي را به صيغه خويش در آورده اند؟

از شما ميپرسم ايا مخالفت با احكام الهي انهم اگر در قران كريم باشد چه حكمي دارد ؟؟؟
مثلا تعدد زوجات " يك مسلمان ميتوانيد به ان عمل نكنيد وليكن اگر روزي بر عليه ان " نعوذ بااله " بمخالفت بپردازد حتما كافر خواهد بود . نظر من اين است . نظر شما چيست .
اين را جواب دهيد تا من براي شما كفر بعضي ها را اثبات كنم .

در مورد تمامي سوالات و شبهات شما در همين سايت وزين جوابهاي با دلايل از قران كريم سنت حضرت رسول ( ص ) و كتابهاي حديثي شيعي و سني اورده شده است . شما احتمالاً نويسنده خوب هستيد اما مطالعه بيشتري احتياج داريد انهم از منابع صحيح يا مادر و از درج مطالب بصورت ناقص در حد امكان خوداري فرمائيد .
موفق و مويد باشيد .


يا علي

52   نام و نام خانوادگي:  مجيد م علي     -   تاريخ:  03 بهمن 88 - 00:00:00
با سلام
در تصحيح نظر 51 : مثلا تعدد زوجات " يك مسلمان ميتوانيد به ان عمل نكنيد وليكن اگر روزي بر عليه ان " نعوذ باالله " بمخالفت بپردازد حتما كافر خواهد بود . نظر من اين است . نظر شما چيست ...........................................................................======............................................
اين را جواب دهيد تا من براي شما كفر بعضي ها را اثبات كنم .
53   نام و نام خانوادگي:  عبدالزهرا     -   تاريخ:  22 اسفند 88 - 00:00:00
بسم الله
اين برادر ناتنياي اهل بدعت خيلي باحالند
وقتي يه چيزي مي نويسند كه هيچ مدرك و دليل وسندي نداره بعد شما داداشاي خودم تاج سرم كه خيليم مخلصيم مياند يه جواب درست حسابي سند مدرك دار مينويسند اين آقايون تو كفش ميمونند وديگه چيزي ندارند بگن(كم ميارن)يا فحش ميدن يا ميگن شما درحد مانيستيد خلاصه ميخوره تو برجكشون
54   نام و نام خانوادگي:  عليرضا مدل     -   تاريخ:  21 فروردين 89 - 00:00:00
اين اهل سنت برن کتاب هاي خودشون رو يه مرور بکنند و يه تفکر عقلاني روش بکنند مي فهمند که شيعه حقه تازه من نمي گم از کتاب شيعه بيان تحقيق کنند برن از کتاب خودشون تحقيق کنند چندتا چيزي از خلفا نوشتم تو وبلاگم بد نيست يه نگاه بي اندازيد alirzam.mihanblog.com
55   نام و نام خانوادگي:  حضرت آدم     -   تاريخ:  08 ارديبهشت 89 - 00:00:00
من چه غلطي کردم با حوا ازدواج کردم تا عمر و علي به دنيا اومدند تا شما ها هميشه عليه همديگه باشيد بابا ول کنيد اين چرندياتو زندگي کنيد کنار هم شما ها ايراني هستين نه عرب خاک بر سر ها
56   نام و نام خانوادگي:  ×!,.؟:"     -   تاريخ:  09 ارديبهشت 89 - 00:00:00
حضرت آدم حواست باشه هرکي که هستي بااين شوخي بيمزت به پيامبر خدا توهين بزرگي کردي
57   نام و نام خانوادگي:  momen abdullah     -   تاريخ:  10 ارديبهشت 89 - 00:00:00
جناب دشمن آدم
1)) اين يک جواب به زبان خودت:
شما چه غلطي کرديد با دشمن حوا ازدواج کرديد تا عرب و فارس به دنيا اومدند تا شما ها هميشه عليه همديگه باشيد بابا ول کنيد اين چرندياتو زندگي کنيد کنار هم شما ها مسلمان هستين نه کافر خاک بر سر ها
2)) اينهم يک جواب به زبان ما:
اين مهملات چيست که سرهم کردي؟؟ چرا علنا دروغ مي‌بافي؟؟ چرا نام و مقام مبارک حضرت اميرالمومنين علي (عليه السلام) را کنار صنم قريش گذاشتي؟؟؟ چه کسي گفته است که صنم قريش حاصل آن ازدواج مبارک حضرت آدم (عليه السلام) و حضرت حوا (عليها السلام) است؟؟
مگر نص صريح قرآن در مورد پدر و مادر واقعي صنم قريش را نديده‌اي؟ «شارکهم في الاموال و الاولاد»
حضرت اميرالمومنين علي (عليه السلام) از سلاله پاک انبياء الهي و اوصيا بودند. بر خلاف ايشان صنم قريش از نسل شياطين و حاصل نزديکي شياطين در پست ترين دره دوزخ بود.
3)) اينهم يک جواب از زبان قانون:
مردک! حرف آن دهانت را بفهم. خيال کردي اينجا هم شيره خانه رفقايت است؟؟

يا علي
58   نام و نام خانوادگي:  ح.ص     -   تاريخ:  11 ارديبهشت 89 - 00:00:00
خيلي خوشحال وخرسندم که اين احاديث را با سندش دراين سايت ذکر شد
59   نام و نام خانوادگي:  نجم     -   تاريخ:  20 ارديبهشت 89 - 00:00:00
اشهد ان لااله الاالله اشهد ان محمدا رسول الله اشهد ان عليا ولي الله اشهد ان فاطمه بنت رسول الله عصمت الله الكبري برويد كه ننگ شهادت حضرت صديقه معصومه از پيشاني شما پاك نخواهد شد.
60   نام و نام خانوادگي:  علي     -   تاريخ:  24 خرداد 89 - 11:10:40
سلام بر روح مقدس حضرت فاروق(رض) ميخواستم يه چي خدمت برادران شيعه و همه ايراني يهي عزيز عرض كنم كه اگه حضرت عمر فاروق نبود شماها الان بايد دور آتش بچرخيد نه كعبه خدا و آتش بپرستيد.
جواب نظر:

با سلام

دوست گرامي

1- اگر حضرت علي نبود ، الان نه تنها اسلام در ايران و ... نبود ، بلكه در عربستان نيز اسلام قدرت نمي‌گرفت و كفار در جنگ‌هايي كه به پيامبر تحميل مي‌كردند ، اسلام را نابود مي‌كردند ! (ظاهرا فراموش كرده‌ايد كه در جنگ‌ها گروه بسياري از صحابه از جمله ابوبكر و عمر فرار مي‌كردند و علي عليه السلام بود كه مجدانه از پيامبر دفاع مي‌كرد!)

2- شما گمان كرده‌ايد ، كه اسلام براي پيشرفت ، به جنگ نياز دارد ، و اگر جنگ‌هايي كه در زمان خليفه دوم و... بر ضد ايران صورت گرفت نبود ، ايرانيان مسلمان نمي‌شدند ! اما عقيده ما اين است كه اگر اميرمومنان خليفه بود ، ايرانيان بدون جنگ ، و ريخته شدن خون‌هاي بسيار ، به خاطر فرهنگ غني اسلام ، مسلمان مي‌شدند ! (در واقع اين عقيده شما اهانت به اسلام و ايران است ! چون هم اسلام را فاقد فرهنگ غني معرفي مي‌كنيد ، هم ايرانيان را كساني كه اسلام را نمي‌پذيرفتند !)

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
61   نام و نام خانوادگي:  فرزاد     -   تاريخ:  24 خرداد 89 - 12:11:43
ببخشيد روح قاتلا از كي مقدس شده؟ از لشكر كشي عمر به بعد؟ با شمام آقاي علي
62   نام و نام خانوادگي:  مجيد م علي     -   تاريخ:  24 خرداد 89 - 15:52:56
با سلام جناب 60 اين حديث را برايت نقل ميكنم بخوان تعقل كن تامل كن بعد جواب بده . رسول خدا حضرت محمد صلى الله عليه وآله فرمود‌: اى علي! اگر بنده‌اى به مدت عمر حضرت نوح خدا را عبادت كند و همانند كوه احد طلا داشته باشد و او را در راه خدا انفاق كند و آن قدر عمرش طولانى شود كه در اين مدت هزار حج پياده انجام دهد سپس بين صفا و مروه مظلوم كشته شود امـــا تــــو را دوســــت نــــداشــــتــــه بــــــــــاشد و ولايت تو را نداشته باشد؛ بوى بهشت را استشمام نمى‌كند. زين الدين علي بن يوسف بن جبر، (متوفاي قرن هفتم)؛ نهج الإيمان، ص450 ، تحقيق: السيد أحمد الحسيني، ناشر: مجتمع إمام هادي (ع)ـ مشهد، چاپ: الأولى1418هـ اين روايت دلالت دارد بر اينكه 1 ) يعني اگر عقيده درست نبود عمل او همچون ذرات غبار پراكنده در هواست. خداوند فرموده است: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ به نام خداوند رحمتگر مهربان هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ ﴿1﴾ آيا خبر غاشيه به تو رسيده است وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ ﴿2﴾ در آن روز چهره‏هايى زبونند عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ ﴿3﴾ كه تلاش كرده رنج [بيهوده] برده‏اند تَصْلَى نَارًا حَامِيَةً ﴿4﴾ [ناچار] در آتشى سوزان درآيند تُسْقَى مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ ﴿5﴾ از چشمه‏اى داغ نوشانيده شوند سوره الغاشيه حال جناب ( 60 ) : ايا ابوبكر حب علي عليه السلام و الصلوات را داشت ؟؟ ايا عمر حب علي عليه السلام و الصلوات را داشت ؟؟ ايا عمر حب علي عليه السلام و الصلوات را داشت ؟؟ ايا عثمان حب علي عليه السلام و الصلوات را داشت ؟؟ ايا عايشه حب علي عليه السلام و الصلوات را داشت ؟؟ ايا معاويه حب علي عليه السلام و الصلوات را داشت ؟؟ مسلماً نداشته اند پس اگر تمامي مردم دنيا را هم مسلمان كرده بودند و همه اين مردم بر حب علي عليه السلام و الصلوات بدنيا ميامدند زندگي ميكردند و وفات بكنند . براي اين (6 ) هيچگونه فايده اي نداشت . در ضمن اگر اين اقايان خلافت را غضب نميكردند الان نه تنها تمامي مردم مسلمان بودند بلكه در اوج ايمان و تقوي ( مومن و متقي ) بودند نه 73 فرقه مختلف . پس نيا بگو ما الان ....... يا علي
63   نام و نام خانوادگي:  ابراهيم زاده سر     -   تاريخ:  28 خرداد 89 - 23:18:13
بنام خدا .جناب آقاي علي .من توضيح دادم در وبلاگم در باره علت انحراف اهل سنت از ولايت علي (ع) برويد مطمئن باشيد بعد از خواندن و تعقل در آن حتما به راه راست و اهل بيت برميگرديد ولي ترا بخدا از روي عناد و آباء واجداد عمل نكنيد .بلكه اصل حقيقت را بيابيد دشمني ابوبكر و عايشه و عمر در سقيفيه بني ساعده معلوم گشت. و اما در پاسخ به سئوال شما در باره عمر به ايران شما اگر روجوع كنيد به نامه يزدگرد به عمر خواهيد فهميد كه عمر چقدر نادان بوده كه به يزدگرد مي گويد آتش پرست نباش اين را مي رساند كه عمر هيچ اطلاعي از مرزهاي خارج از عربستان نداشته ولي كورش بزرگ و ديگر سلاطين ايران از زمان زرتشت (ع) خداي واحد را مي پرستيدند نه آتش را آتش در نزد ايرانيان مقدس است زيرا آتش مظهر پاكي است عملكرد عمر مثل اين مي ماند كه يك آدم كه هيچ اطلاي از دنياي بيرون نداشته باشد ودربيابان زندگي كند حالا يك مرتبه به او پادشاه جهان بگويند و همه دنيا را به چشم خود ببيند زماني كه كورش بزرگ بر نيمي از جهان حكومت ميكرد رابرويد بخوانيد اجازه نمي داد يك برده وجود داشته باشد همگي در حكومت او يكسان بودند ولي در زمان عمر كشور گشاي بود و آن نيز با شمشير .البته بايد توجه داشت ابوبكر و عمر عثمان وسيله اي بودند در دستان عايشه چون وقتي عايشه بچه دار نشد از حكومت اينها مي خواست بر جهان حكومت نمايد كه حضرت علي (ع) در جنگ جمل اورا خانه نشين كرد و طلحه پسر عمه عايشه نيز به درك واصل شد بدست علي مرتضي لذا آرزوهاي عايشه به اتمام رسيد جهت اطلاعات بيشتر به وبلاگ ardasher.blogfa.com مراجعه نماييد.
64   نام و نام خانوادگي:  وهابي     -   تاريخ:  30 خرداد 89 - 10:01:00
جناب ابراهيم زاده سر

آن وبلاگ برگرفته از كتاب "عايشه بعد از پيغمبر "كه نويسنده اش يك مسيحي آلماني تبار است به اسم كورت فريشلر است و برداشت ناقص خود را از تاريخ اسلام و نقش ازواج مطهره پيامبر در قالب رمان نوشته براي نوآوري و به شهرت رسيدن و يك مسيحي چه ميداند دين يعني چي و پيامبر يعني چي و ازواج پيامبر يعني چي ؟! عنادش بماند ..
گفته ايد : عايشه چون وقتي عايشه بچه دار نشد .. ! اين كه كه ديگر حرف زنهاي پنجاه سال قبل ايراني هاي شيعه ست كه هنوز در ميان بعضي ها رواج دارد . شما از فرمايشات ام المومنين عائشه قبل از عزيمت براي اصلاح امر امت چيزي ميدانيد ؟خطبه ايشان را خوانده ايد ؟ از فريبكاري و حمله و يورش سپاه علي به كاروان ام المومنين و همراهانش شب هنگام خبر داريد ؟ خبر داريد كه در ميانه جنگ علي به جنگجويانش دستور ميداد پيش بروند و عائشه به هر دو طرف ميفرمود دست نگه دارند ؟؟ وقتي نمي دانيد خوب كتاب يك مسيحي برايتان ميشود فصل الخطاب.
65   نام و نام خانوادگي:  عبدالله     -   تاريخ:  30 خرداد 89 - 15:47:31
64 وهابي
گفتي: "عائشه به هر دو طرف ميفرمود دست نگه دارند ؟"
سؤال: 1- ببخشيد عائشه زن بود يا مرد؟ اگر زن بود، كه جهاد زن در خانه است نه ميدان جنگ، و بايستي بدستور خداي سبحان كه فرمود: وقرن في بيوتكن(الاحزاب33) در خانه اش مي نشست، چكار به دعواي مردها داشت!
2- فاصله مدينة النبي با بصره چندصد كيلومتر است؟ يعني ميگوئيد: اينهمه راه را آمده بود تا بين طرفين جنگ را آشتي بدهد؟! و لابد آن لشكري كه بهمراه آورده بود سپاه صلح بود!
3- آيا طلحه و زبير زنان خود را هم به ميدان آورده بودند؟ كه زن رسول الله صلي الله عليه وآله را به ميدان جنگ آوردند؟!
4- در جنگِ جمل خليفه چه كسي بود؟ چرا بر خليفه اش خروج كرد؟
إبن عباس رحمه الله به او گفت:
تجمّلتِ، تبغّلتِ و إن عشتِ تفيّلتِ * لكِ التسع مِن الثّمن و بالكلّ تصرّفتِ
66   نام و نام خانوادگي:  وهابي     -   تاريخ:  30 خرداد 89 - 23:10:53
جناب عبداله

1- شما از كدام آيه خوانديد كه جهاد زن در خانه ست نه خارج از خانه ؟

2- چرا آيه 33 احزاب : ( و قرن في بيوتكن و لا تبرجن تبرج الجاهليه الاولي .....) را به زنداني شدن ازواج نبي در خانه معني ميكنيد ؟

3- از كي تا حالا جنگ و دعوا بر دو دسته بوده : زنانه و مردانه ؟!

4- چرا فكر ميكنيد زوجه پيغمبر كه عنوان الهي ام المومنين را دارد و و بنا به قرآن اولي بر مومنين است ( 6-احزاب) ، نبايد براي اصلاح گري و جاري كردن حكم قرآن راه زيادي را بپيمايد ؟

5- چرا زنان طلحه و زبير را با ام المومنين عائشه مقايسه ميكنيد ؟در صورتي كه قرآن فرموده شما ازواج پيغمبر مانند هيچيك از زنان نيستيد ( 32 احزاب).

6- چرا تصور ميكنيد طلحه و زبير ام المومنين را همراه خود بردند در صورتي كه ام المومنين خود قبل از همه عازم و آنها و بقيه همراه شدند ؟

7- چرا تصور ميكنيد خليفه بودن جايگاهي است خارق العاده كه هيچ كس حق ندارد در مقابل آن صاحب خلافت از منزلش خارج شود براي اصلاح خليفه و امورات او يعني حق خروج ندارد ؟!

67   نام و نام خانوادگي:  عبدالله     -   تاريخ:  01 تير 89 - 00:16:06
66وهابي
1-براي كسيكه آيه قرآن المجيد با اين صراحت: «و قرن في بيوتكن» را نپذيرد! إستشهاد به آيه اي ديگر إهانت به كلام الله المجيد است.
2-أولاً: برداشت خودت را به ديگري نبند! ثانياً: كسي غير از تو نگفته زن بايد در خانه زنداني شود. ثالثاً: بغير از عائشه 8زن ديگر أم المؤمنين بودند چرا آنها بميل خود در خانه ماندند؟ اگر تكليف بود براي همه-شان بود، نه فقط براي عائشه؛ پس آيا بقيه أمهات المؤمنين به تكليفِ خود عمل نكرده اند؟!
3-تو بگو، در تاريخ اسلام، قبل از عائشه چه زني به لشكركشي إقدام كرد؟ چند نفر از فرماندهان يا رزمندگان سپاه إسلام زن بودند؟ زنها فقط در بعضي جنگها آنهم براي آشپزي و پانسمان مجروحين و البته در حاشيه حضور يافتند، نه حضور در مقدمه لشكر در جايگاه فرماندهي و تهييج سپاه، آنهم برعليه مسلميني كه فرمانده-اش خليفهء رسول الله(صلي الله عليه وآله وسلّم) بود.
4- أوّلاً: أولي بالمؤمنين صفت براي مذّكر است نه براي مؤنث. ثانياً: ولايت در إسلام مخصوص مرد است نه زن. ثالثاً: از لحاظ رتبه، أميرالمؤمنين مقامي بالاتر از أم المؤمنين است. رابعاً: خداي سبحان چنانچه ميخواست از اين تعبير -تو درآوردي- إستفاده كند، ميكرد. خامساً: إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ(المائدة55) يعني علي بن ابيطالب(عليه الصلاة و السلام)
5- مقايسه را تو كردي، بنده سؤالم اينست كه اگر جهاد بر زن واجب بود آنها چرا ناموس خودشان را در مدينه گذاشته و ناموس رسول الله(صلي الله عليه وآله وسلّم) را به كارزار كشاندند؟
6- اين فرض-ات عذر بدتر از گناه است!
7-أولاً: تصورات خودت را بديگري نبند! ثانياً: إصطلاح خروج بر خليفه يعني إعلام جنگ با او، كه هيچ مسلماني را چنين كاري نمي-سزد ولو أم المؤمنين باشد، چون نتيجه اش جنگ داخلي و تحليل قواي إسلام است.
68   نام و نام خانوادگي:  وهابي     -   تاريخ:  01 تير 89 - 17:17:08
جناب 67

1- اولا شما هنوز ثابت نكرده ايد ام المومنين براي جنگيدن تشريف برده بودند.

2- به باور شما جنگيدن زن يا جهاد زن در داخل منزل است ميشه بفرمائيد زن در داخل منزل با كدام دشمن مسلح ميجنگد ؟ !

3- تكليف اصلاح در امور مومنان مسلمان از امير گرفته تا مابقي امت بر عهده تمام امهات المومنين هم هست اما آنكه توانش در آن برهه زماني از 8 نفر ديگر بيشتر است اقدام ميكند همچنانكه ام المومنين ام حبيبه بدون پروا از قاتلان مرتد و منافقي كه منزل اميرالمومنين عثمان را محاصره كرده بودند رفت و آمد ميكرد و آب و آذوقه ميرساند و لحظه يورش جانيان براي به قتل رساندن عثمان به دفاع پرداخت و چند انگشت از دستش بوسيله مرتدهاي قاتل قطع شد.

4- در زماني كه رسول الله صلوات الله و سلامه عليه در قيد حيات بودند و با وجود اصحاب رشيد كه رجالي بودند صادق در معيت رسول الله حضور مومنات در جبهه دفاع هرگز لازم نبوده و گرنه اعزام ميشدند ( 36 احزاب را بخوانيد). در ثاني بنا به آيه 6 احزاب اول نبي رسول الله و سپس ازواجش اولي بر مومنين و مومنات هستند بنابراينبا وجود رسول الله ازواج پيامبر از رسول الله تبعيت ميكنند.

5- شماره 4 ات را با قرآن تماما" ثابت كن.

6- در عزيمت ام المومنين اصلاح طلبي بود بود حتي نياز به مرد هم نبود اصحاب و مومنين خود همراه شدند و حتي فرضا براي دفاع ( چون ما در اسلام جنگ نداريم) رفته باشند وقتي رجال صادقي همراه هستند و كفايت ميكنند ديگر زن مومنه نيازي نيست همراه شود .

7- چه عذري چه گناهي ؟ تاريخ منطبق بر قرآن ثابت ميكند ام المومنين خود عازم شدند و اين با آن تزكيه و تطهير و تربيتي كه پروردگار در باره امهات المومنين اراده فرموده همخواني دارد . در فرهنگ ايراني چون هميشه مرد نخود هر آش است تصور كرده اند در ميان مومنين و مومنات صدر اسلام همچنين رفتارهاي نابخردانه اي بوده است .

8- اگر در كتابها اصطلاح ساختگي خروج به معناي اعلام جنگ عليه خليفه باشد در مورد ام المومنين عائشه صدق نميكند اگر بر آن معني اصرار داريد پس ميشود اينكه ام المومنين __مسلمان نبود و چون ام المومنين مسلمان و تعداد زيادي آيه در شان امهات المومنين نازل شده پس اتهام شما به خودتان بر ميگردد .

69   نام و نام خانوادگي:  عبدالله     -   تاريخ:  02 تير 89 - 21:16:39
1-ما نيازي به إثبات نداريم إقرار كتبِ عامّة كافيست.

2-با هواي نفس و شيطان الرّجيم خود و شوهرش.

3-آيا عائشه هم براي آذوقه رساندن به اميرالمؤمنين علي، به بصره رفته بود؟!

4-أولاً: مگر بعد از رسول الله(صلي الله عليه وآله وسلّم) قحط الرّجال شد، كه نوبت به عائشه رسيد؟! ثانياً: همانطور كه عرضكردم "أولي" صفتِ مذّكر است ثالثاً: اين كشفِ تازه را كه گفتي: "ازواجش اولي بر مومنين و مومنات هستند" از كجاي آيه6 سوره الأحزاب كرده اي؟! [النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَأُوْلُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ إِلَّا أَن تَفْعَلُوا إِلَى أَوْلِيَائِكُم مَّعْرُوفًا كَانَ ذَلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا=پيامبر بر مؤمنان از خودشان سزاتر است و زنانش مادران مؤمنان هستند و در كتاب خدا خويشاوندان نسبي از مؤمنان و مهاجران به يكديگر سزاوارترند، مگر آنكه بخواهيد به يكي از دوستان خود نيكي كنيد. و اين حكم در كتاب خدا مكتوب است]

5-أولاً: جوابِ4 بنده پاسخ إدعاي4 تو بود كه گفتي: "و بنا به قرآن اولي بر مومنين است" إدعاء را تو كرده اي، إثباتش را از بنده ميخواهي؟! ثانياً: به لغتنامه-ها مراجعه كن ببين كلمهء "أولي" براي مذّكر است يا مؤنث! ثالثاً: وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكًا لَّجَعَلْنَاهُ رَجُلًا وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِم مَّا يَلْبِسُونَ(الأنعام9) رابعاً: كلّ آيه6 سوره الأحزاب را با ترجمه-اش(در بالا) آورده-ام اگر چيزي در إثباتِ اين إدّعايت يافتي، به بنده هم خبر بده! خامساً: إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ(المائدة55) مگر آيهء قرآن نيست؟!

6-أولاً: آيا إصلاح طلبي تكليفِ منحصر بفردِ عائشه بود؟! ثانياً: آيا إصلاح طلبي نياز به لشكركشي دارد؟! ثالثاً: آيا به مسلمين تعرّضي شده بود تا دليلي براي -بقول تو- دفاع باشد؟! رابعاً: كاش اينرا به خليفه عمر ميگفتي كه: "در اسلام جنگ نداريم"! خامساً: دفاع أم المؤمنين دربرابر تجاوزگري أميرالمؤمنين! كمي خنده-دار نيست؟!

7- أولاً: "تاريخ منطبق بر قرآن" نام چه كتابي است؟ ثانياً: كسي نگفته: وي مجبور به عزيمت شده است! ثالثاً: اگر به تفاسير بزرگانِ أهل سنّت هم مراجعه ميكردي، مخاطبين آيهء تطهير را شناخته و كشفِ تازه نميكردي. رابعاً: قسمتِ أوّل آيه33 سورهء الأحزاب، كه خطابش به أزواج النّبي است، ضمائرش مؤنث است: «وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ» ولي قسمتِ دوّم كه خطابش به أهل بيت النّبي(=محمد، علي، فاطمة، حسن و حسين عليهم الصلاةوالسلام) است، ضمائرش مذّكر است: «إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا» خامساً: در فرهنگِ سراسر تأريخ و جغرافيا، مرد نخودِ آش نيست، بلكه رئيس بيرونِ خانه است؛ و در عوض، زن هم، مديرهء داخلي است!

8-أوّلاً: چرا خيال-ميكني عائشه إستثناست؟! درحاليكه خداي متعال، باخودِ پيغمبر هم رو-در-واسي/تعارف ندارد: وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ(44)لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ(45)ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ(46الحاقّة) ثانياً: كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ(المدثر38)=هركس جوابگوي أعمال خويش است[ولو اينكه عائشه باشد] ثالثا: ما چنين نتيجه گيري نكرده ايم رابعاً: «أظلم النّاس من ظلم نفسه» اگر كسي دلش براي خودش نسوخته من چرا بسوزم! خامساً: إتهام نيست، ذكر ماوقع است. سادساً: أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى(النجم38)

درآخر، بنده ترجيح ميدهم كه بجاي اين بگومگوي بيفايده به مطالعه بپردازم، مگر اينكه واقعاً سؤالي داشته باشي كه باندازهء وسعم درخدمتم.
70   نام و نام خانوادگي:  وهابي     -   تاريخ:  04 تير 89 - 00:36:35
با سلام شما بحثتان بر سر به كرسي نشاندن مرد و به حاشيه راندن زن در دين است ؟ آيا اين تفكر عصر جاهليت نيست؟ . ما ميگوئيم با قرآن ثابت كنيد شما در جواب ميگوئيد إقرار كتبِ عامّة كافيست! ما ميپرسيم زن در داخل منزل با كدام دشمن مسلح ميجنگد ؟ شما از خرافات حرف ميزنيد ميگوئيد با هواي نفس و شيطان الرّجيم خود و شوهرش! ما از تكاليف الهي امهات المومنين صحبت ميكنيم شما نگران آذوقه رساني زنان به خلفاء هستيد . بعد از وفات رسول الله قحط الرجال نشد و اتفاقا تنها ام المومنين عائشه در هجرت براي اصلاح گري زن بودند و مابقي اصحاب و مومنان همه مرد بودند اما شما سر فرماندهي دعوا داريد اصحاب و مومنان جايگاه و شان ام المومنين را ميدانستند و به خود هرگز اجازه ندادند پيشدستي كنند بلكه مطيع خير خواهي و اصلاح طلبي ام المومنين شدند. - در مورد آيه 6 سوره احزاب اولي اگر صفت مذكر است و براي شما مطلق مردان است پس ميشود پيامبر اولي بر مردان مومن است و اين يعني اينكه بر زنان مومن اولي نيست و شامل ازواج خود ايشان هم ميشود در صورتي كه چنين صفت هايي مذكر در بسياري از آيات نازل شده كه زن و مرد مومن را در بر ميگيرد و در تعدادي فقط صفت مونث است و باز شامل زن و مرد ميشود و در آياتي خاص رب العالمين تنها خطابش به زن و آن مربوط به همسران رسول الله و يا احكام خاص زنان است و يا آياتي خاص مردان است در مابقي آيات بكار بردن صفات مذكر براي خطاب كردن به زن و مرد آمده است . در ثاني اگر آيه 6 را بدقت بخوانيد اولي دو بار تكرار شده النبي اولي بالمومنين و ..........و ....... اولي ببعض .... يعني سه گروه را نام برده كه با حرف ( و ) با هم ارتباط پيدا مي كنند و اولي بودن در هر سه گروه جاري و ساري است و ترتيبي هم دارد كه ابتدا اولي از همه نبي است بعد از ايشان ازواج ايشان و گروه سوم بعد از نبي و ازواجه ، اولوالارحامند. - با اين آيه كه جواب رب العالمين به گفته پوچ كفار است ميخواهيد جايگاهي براي مرد بالاتر از زن در دين قائل شويد وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكًا لَّجَعَلْنَاهُ رَجُلًا وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِم مَّا يَلْبِسُونَ(الأنعام9) اولا اين جواب پروردگار است به كفار و چون مردهاي كافر قبل ار زنان كافر در مقابل پيامبران عرض اندام ميكنند و صدق رسالت پيامبران را برنمي تابند بنابراين وقتي ميگويند چرا ملك يا به فارسي فرشته اي بر او نازل نمي شود ؟پروردگار كريم جهل آنها را به آنها بازمينماياند ميفرمايد بدين مضمون كه اگر بواقع ملكي بر پيامبر نازل شود ،نازل ميشود اما هرگز كفار قادر به ديدن ملك با چشم سر نخواهند شد ( به آيه 8 رجوع شود) و اگر بخواهند با دو چشم ببينند لازم ميشود به صورت مردي مثل ساير مردها ظاهر شود كه با چنين شمائلي آنها تنها قادر به ديدن مردي مثل خودشان ميشوند نه قادر به ديدن ملك و ما اينچنين ملك را با هيبت مرد كه انسان است براي آنها ملبس به جسم ميكنيم يعني شكل و شمائل و هيبتي همچون مردان ميدهيم كه با اين كار آنها دچار بد فهمي ميشوند و در حقيقت ملك را نديده اند . پس آيه 9 انعام فقط جوابي است در قالب مثال از طرف پروردگار به مردان كافر در مورد چنين آدم هاي ناداني از جنس خودشان مثال آورده شود . -جواب شماره 6 را قبلا دادم بجز خامسا" دفاع أم المؤمنين دربرابر تجاوزگري أميرالمؤمنين! كمي خنده-دار نيست؟! بنده گفتم اصلاح نگفتم دفاع . اثبات جنگ طلبي برايتان مشكل است اينبار به دفاع !رو آورده ايد . - اولا تاريخ منطبق بر قرآن يك كتاب مشخص نيست بلكه نوشته هايي از هر كتاب است كه ام الكتاب قرآن تائيدش كند . ثالثا ما بزرگان اهل سنت نداريم هر كسي بر قرآن سعي كرد و خالصانه به فهميدن آن اقدام كرد در جاي خود جلب رضايت پروردگار مي كند بعضي از آن باصطلاح بزرگان اشتباهاتي هم دارند يك نمونه اش آيه تطهير است .رابعا إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرً ا 33 احزاب منظور تمام اهل بيت بوده شامل خود پيغمبر اكرم هم ميشود پيغمبر و ازواجش جدا از هم زندگي نمي كردند بلكه همه با هم اهل بيت بودند خامسا ما در دين اين دسته بندي هايي كه شما عنوان كرده ايد نداريم هر كه مومن و با تقوا و در دين خالص باشد زن باشد يا مرد آن اولي بر ديگر مومنان و مومنات بوده و صلاحديد و خير خواهي و مديريت و رياستش مورد تائيد دين اسلام است . - امهات المومنين تماما استثنا هستند و اين به معناي سلب اختيار شدن آنها نيست بلكه تربيت ديني آنها در منزل پيغمبر كه محل نزول وحي بوده و خطاب هاي قرآني به آنها در جهت كمك به تطهير آنها و تحريم ازدواج مومنين با ازواج پيامبر پس از مرگ ايشان و اينكه شما مانند هيچيك از زنان نيستيد و... ادامه آن تربيت قرآني است كه امهات المومنين را در جهت انجام معاصي خلاف امر الهي و در تضاد با دين تضمين شده اعلام ميكند حال اگر اشتباهات و فراموشي و خطاهايي هم رخ دهد اينها بواسطه اينكه سلب اختيار نشده اند طبيعي است و پيامبر اكرم و ساير پيامبران هم چنين اشتباهات و خطاها و نسيانهايي در بعضي مواقع از آنها سرزده و اما اين خطاها و اشتباهات و يا فراموشي ها شامل دريافت و حي و بيان آن بوسيله پيغمبر اكرم نشده چون در 44 تا 47 الحاقه وقتي بيان ميدارد اگر پيامبر بعضي اقوال به پروردگار مي بست دست راستش را ميگرفتيم و وتين يا شاهرگ او را قطع ميكرديم بشارت و اطمينان خاطري به مومنان در ادامه وحي و بيان بدون خطا و اشتباه و فراموشي و بطور كلي بدون تصرف پيامبر است و نشانه اش اين است كه پيامبر همچنان در ميان شما زنده است پس به ما قولي از طرف خود نبسته و تصرفي در آيات نكرده است . رب تعالي در آيه 16 تا 19 قيامه حتي مراقب حركات زبان پيامبر بوده است و فرموده وقتي برايش قرائت ميكنند تبعيت كند و حتي بيانش را به خود ( الله تعال) نسبت داده است . - اين آيه را آورده ايد : كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ(المدثر38)=هركس جوابگوي أعمال خويش است[ولو اينكه عائشه باشد. دقيقا همينطور است اما اين جوابگوئي در رابطه با پيامبر و امهات المومنين ... در رابطه با جوابگوئي به خطاها و اشتباهات و فراموش كاريهاي معمول است نه معاصي و كبائر اثم . والسلام عليكم.
جواب نظر:

با سلام

دوست گرامي

اگر قصد عائشه همسر رسول خدا (ص) اصلاح گري بود ، براي چه سوار بر شتري سرخ موي در ميان هودجي از فولاد ، با پوشش پوست پلنگ به ميدان آمده بود ؟

چرا در صحيح بخاري او را رهبر يكي از دو طرف معرفي مي‌كنند ! مگر نه اينكه ميانجي بايد خود بيرون از دو طرف باشد ؟!

چرا ساير زنان رسول خدا (ص) چنين كاري نكردند ؟! آيا آنها آيه «وقرن في بيوتكن» را اشتباه فهميده بودند ، يا عايشه اين آيه را فراموش كرده بود ؟

چرا خود عائشه بعد از اينكه از جنگ بازگشت ، پشيمان شد ؟(بهتر است در اين زمينه از الباني عالم مشهور وهابي سوال كنيد)

شما براي دفاع از عائشه ، قران را و كلام خود عائشه را زير سوال مي‌بريد ! و ما را به پايمال كردن حقوق زنان متهم مي‌كنيد !

البته بهتر است در اين زمينه نگاهي نيز به روايت «جعلتمونا بمنزلة الكلاب والحمير» كه توسط خود عائشه گفته شده است ،‌بياندازيد و مخاطب اين روايت را نيز ببينيد !

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
71   نام و نام خانوادگي:  وهابي     -   تاريخ:  12 تير 89 - 23:36:58
با سلام جناب پاسخگو اگر فولاد و پلنگ و پوست پلنگي در كار بود پيامبر رسول الله و اصحاب هم از آن قبلا درمقابل كفار استفاده ميكردند اين پهلوان تراشي ها و رستم سازيها در ميان شعر شاعران فراوان است . بنده از ميانجيگري حرفي نزدم ام المومنين براي اجراي حكم الهي قصاص ، اصلاح امر خلافت و در نتيجه پايان دادن به اختلافات ميان اصحاب و مومنان عزيمت كردند ، در اين ميان فقط كفار از منافقين و مرتدين بطور طبيعي سينه سپر ميكنند و عليه اصلاح گري و خير خواهي صف مي كشند بويژه اگر اصلاح گر ام المومنين باشد تاريخ تمام جزئيات را بيان نكرده و مسلما همه امهات المومنين كه تربيت شده بيت مطهر رسول الله هستند بر يك راي بوده و همه آن پاكان آيه 33 احزاب را بر ماندن دائمي خود در خانه و بيرون نرفتن و زنداني شدن تفسير نكرده بلكه بر بيشتر در خانه بودن و بيهوده بيرون نرفتن دانسته اند و درس كلام الله را كه در خانه هاي خود آنها نازل ميشد خوب فهميده بودند .همانطور كه قبلا گفتم آنكه توانش در آن برهه زماني از مابقي امهات بيشتر است قبل از همه اقدام كرده و تاخير و تعلل نمي كند. و اما در مورد ادعايتان مبني بر پشيماني لطفا بنويسيد ببينيم چطوري ثابت ميكنيد .
جواب نظر:

با سلام

جناب وهابي !

در نظر قبلي شما آمده بود «تنها ام المومنين عائشه در هجرت براي اصلاح گري زن بودند»! و ما آن را حمل بر صحت كرديم !

البته شما كار را خراب كرديد و چنين ترجمه كرديد كه وقتي علي عليه السلام به خلافت رسيد (نعوذ بالله) كار خلافت خراب شد و عائشه خواست آن را درست كند ! خلافت نبايد به علي مي‌رسيد !

علي حكم الهي قصاص را اجرا نمي‌كرد !

لابد مقصود شما اين است و معاويه را احق به خلافت و حضرت را غاصب آن مي‌دانيد و عائشه را كسي كه براي اصلاح اين امر ، و برگرداندن حق به معاويه و قصاص قاتلين عثمان رفته بود ،‌مي‌شناسيد !

درست است كه تاريخ تمام جزئيات را بيان نكرده كه آيا عائشه ، براي رفتن به جنگ ابتدا پاي راست را درون هودج فولادي گذاشت ، يا پاي چپ را ! اما اين مطالب را به وضوح براي ما گفته است كه عائشه فرماندهي جنگ بر ضد حضرت علي را به بهانه گرفتن قصاص از قاتلين عثمان به عهده داشت ! همچنين براي ما گفته است كه قاتلين چه كساني بودند ! دو نفري كه عثمان را كشتند ، در خانه عثمان توسط غلامان عثمان كشته شدند (پس قصاص آن دو كه معني ندارد) ! اگر مقصود مسببين و محركين است ، كه خود عائشه جزو پيشگامان نهضت عثمان ستيزي بود ! و اولين كسي بود كه او «نعثل» ناميد !

http://www.valiasr-aj.com/lib/layn/layn5.htm#_Toc244137962

http://www.valiasr-aj.com/lib/layn/layn4.htm#_Toc244137879

http://www.valiasr-aj.com/lib/layn/layn4.htm#_Toc244137921

طلحه و زبير خود عضو نهضت شورش بر عثمان بودند !

حال چگونه مي‌خواهند از او دفاع كنند ؟!

اما در مورد پشيمان شدن عائشه ! بهتر است نگاهي به كلام الباني (بخاري معاصر وهابيون) داشته باشيم :

وجملة القول أن الحديث صحيح الإسناد، ولا إشكال في متنه خلافا لظن الأستاذ الأفغاني، فإن غاية ما فيه أن عائشة رضي الله عنها لما علمت بالحوأب كان عليها أن ترجع، والحديث يدل أنها لم ترجع! وهذا مما لا يليق أن ينسب لأم المؤمنين.
وجوابنا على ذلك: أنه ليس كل ما يقع من الكمل يكون لائقا بهم، إذ لا عصمة إلا لله وحده، والسني لا ينبغي له أن يغالي فيمن يحترمه حتى يرفعه إلى مصاف الأئمة الشيعة المعصومين!
ولا نشك أن خروج أم المؤمنين كان خطأ من أصله ولذلك همت الرجوع حين علمت بتحقق نبؤة النبي صلى الله عليه وسلم عند الحوأب، ولكن الزبير رضي الله عنه أقنعها بترك الرجوع بقوله "عسى الله أن يصلح بك بين الناس" ولا نشك أنه كان مخطئا في ذلك أيضا.
والعقل يقطع بأنه لا مناص من القول بتخطئة إحدى الطائفتين المتقاتلتين اللتين وقع فيهما مئات القتلى ولا شك أن عائشة رضي الله عنها المخطئة لأسباب كثيرة وأدلة واضحة، ومنها ندمها على خروجها، وذلك هو اللائق بفضلها وكمالها، وذلك مما يدل على أن خطأها من الخطأ المغفور بل المأجور. قال الإمام الزيلعي في "نصب الراية" ( 4 / 69 - 70 ) : "وقد أظهرت عائشة الندم، كما أخرجه ابن عبد البر في "كتاب الإستيعاب" عن ابن أبي عتيق وهو عبد الله بن محمد بن عبد الرحمن بن أبي بكر الصديق قال: قالت عائشة لابن عمر: يا أبا عبد الرحمن ما منعك أن تنهاني عن مسيري؟ قال: رأيت رجلا غلب عليك - يعني ابن الزبير - فقالت: أما والله لو نهيتني ما خرجت انتهى".
ولهذا الأثر طريق أخرى فقال الذهبي في "سير النبلاء" ( 78 - 79 ) : "وروى إسماعيل بن علية عن أبي سفيان بن العلاء المازني عن ابن أبي عتيق قال: قالت عائشة: إذا مر ابن عمر فأرنيه، فلما مر بها قيل لها: هذا ابن عمر، فقالت: يا أبا عبد الرحمن ما منعك أن تنهاني عن مسيري؟ قال: رأيت رجلا قد غلب عليك، يعني ابن الزبير".
وقال أيضا: "إسماعيل بن أبي خالد عن قيس قال: قالت عائشة وكانت تحدث نفسها أن تدفن في بيتها، فقالت: إني أحدثت بعد رسول الله صلى الله عليه وسلم حدثا، ادفنوني مع أزواجه، فدفنت بالبقيع رضي الله عنها. قلت: تعني بالحدث مسيرها يوم الجمل، فإنها ندمت ندامة كلية، وتابت من ذلك. على أنها ما فعلت ذلك إلا متأولة قاصدة للخير، كما اجتهد طلحة بن عبد الله والزبير بن العوام وجماعة من الكبار رضي الله عن الجميع".
وأخرج البخاري في صحيحه عن أبي وائل قال: ولما بعث علي عمارا والحسن إلى الكوفة ليستنفرهم خطب عمار فقال: إني لأعلم أنها زوجته في الدنيا والآخرة، ولكن الله ابتلاكم لتتبعوه أو إياها". يعني عائشة، وكانت خطبته قبل وقعة الجمل ليكفهم عن الخروج معها رضي الله عنها.

السلسلة الصحيحة للالباني ج 1 روايت شماره 474

آدرس اينترنتي :

http://www.alalbany.net/books_view.php?id=474&search=%C7%E1%CD%E6%C3%C8&in=sk

البته در مورد ساير مطالب ،‌از جمله روايت بخاري در مورد فرماندهي عائشه در جنگ جمل و نيز ماجراي پوست پلنگ و زره فولادي سخني نگفتيد و تنها گفتيد كه در زمان رسول خدا (ص) نيز چنين كرده‌اند !(اما نگفتيد در كدام جنگ زنان را اينجنين براي جنگ آوردند و از كدام طرف بودند ، از طرف كفار يا از طرف مسلمانان !‌راهنمايي : بهتر است ماجراي جنگ احد را ملاحظه كنيد !)

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
72   نام و نام خانوادگي:  ابراهيم زاده سر     -   تاريخ:  22 تير 89 - 17:42:47
بنام خدا .جناب آقاي وهابي .. اول اينكه اين وبلاگ بر گرفته ازكتاب عايشه بعد از پيامبر نيست چون در كتاب ذكر شده هيچ آياتي از قران آورده نشده و درباره عايشه و خيانت وي به دين رسول خدا ميتوان به كتابهاي اهل سنت خودتان نيز مراجعه نمود . وديگر اينكه اگر نيز گفته شما درست باشد كه اين باباي آلماني براي فروش كتاب خود اقدام كرده باشد چرا كتاب خود را بنفع شيعيان بنويسد كه سراپا صد ميليون نميشوند لااقل اينقدر آگاه بود كه بيايد براي اهل سنت بنويسد كه يك ميليارد جمعيت به انواع فرقه ها هستند فروش و پول خوبي نيز گيرش ميآمد . ديگر اينكه شما دشمني با علي (ع) داريد در گفتار شما بدرستي معلوم است .چون بيان شما در باره علي(ع) تو هيني بيش نيست. ولي تعجب اينجاست علي رغم اينكه خداوند كتابي براي هدايت بشر فرستاده و دليل آورده كه علي جانشين بعد از رسول خداست ولي شما قبول نمي كنيد البته ما شيعيان ميدانيم كه براي شما قابل درك نيست زيرا در زمان پيامبر نيز چنين بوده كه پيامبر اسامه را به فرماندهي جنگ بر گزيد ولي عمر و ابوبكر و طلحه از آن سر بازدند و نرفتند چون براي آنها قابل قبول نبود فرماندهي اسامه .و در باره علي (ع) نيز همينطور .حال رجوع ميكنيم به آيات قران. در( سوره مباركه مائده آيه55 )مي فرمايد ولي شما تنها خدا ورسول او مومناني كه نماز بپاه دارند و در حال ركوع زكات ميدهند......اينجا از كي سخن ميگويد از علي(ع) يا از عمر يا ابوبكر يا عايشه .مگر اين علي نبود كه در ركوع زكات داده و خداوند از او تمجيد نموده و فرموده ولي شما. ولي شما ولي شما. بعد از خداوند و پيامبر .....پس چرا با اين همه دليل روشن باز عمر و ابوبكر و عايشه را گرفته ايد اين اوج دشمني باعلي است كه در جنگ احد و بدر روزگار دشمنان را در آورد.و ديگر اينكه آيه تطهير براي كي نازل گرديد و پيامبر يك سال تا زمان وفاتش هر روز صبح به در خانه علي(ع)و فاطمه(س) ميرفت و ميفرمود السلام عليكم يا اهل بيت النبوه انما يريدالله ليذهب عنكم الرجس اهل بيتو يطهركم تطهيرا .......اين آيه براي پاكي و عصمت كي آمده علي يا ابوبكر يا عايشه خودت قضاوت كن ...... اين كتابي كه شما خوانديد عايشه قبل از عزيمتش گفته برلي اصلاح امر امت . خوب معلوم است نه قرار بود بگويد براي جنگ با امير المومنين و خليفه وقت قيام كردم براي جنگ باكسي كه پيامبر فرموده.( من آذي عليا فقد آذاني هر كس علي را بيازارد مرا آزرده.در حديث متواتر ...ان الذين يوذون الله و رسوله لعنهم الله في دنيا و الاخره آنانكه خدا و رسولش را بيازارند در دنيا و آخرت لعنت خدا بر آنها باد ( سوره مباركه احزاب آيه 57) پس نتيجه گرفته ميشود كساني كه علي (ع) را آزردند مورد لعنت خدا ورسول او قرار ميگيرند . ابوبكر . عمر .عثمان . عايشه . طلحه . زبير . معاويه . يزيد. برويد بدور از تعصب فكر بكنيد و خود را از آتش جهنم دور كنيد كه قيامت نزديك است . در اخرت راه فراري نيست .فريب خوردم .ندانستم . جواني كردم . وجود ندارد برادر عزيز.
73   نام و نام خانوادگي:  مجيد ب     -   تاريخ:  26 تير 89 - 00:52:39
سلام به تهيه کننده اين سايت ، واقعا سايت جالبي است من تشکر مي کنم که به شبهات پاسخ مي دهيد درود خداوند به امام اول امام علي عليه السلام و صلوات الله عليه والف تحيه اميدوارم که تمام سني ها به خود بر گردند و عمر را ??? کنند و شيعه بشوند آقاي تهيه کننده اين ساين که نمي دانم اسم شما چيست: اميدوارم که امام علي شما را شفاعت کند و در بهشت کنار خانه امام علي زندگي کنيد اجرکم عندا... سايه رهبري هميشه مستدام باد
74   نام و نام خانوادگي:  ا - ش     -   تاريخ:  17 مرداد 89 - 03:52:30
با سلام و عرض خسته نباشيد خدمت دست اندر کاران اين سايت علمي و بسيار مفيد از اهل سنت سوالي داشتم که ايا در کتب خود که به گفته ي علماي خودشان احاديث صحيح و متواتر (مانند: حديث ثقلين / حديث کساء / حديث غدير خم / حديث علي مني بمنزلت هارون من موسي / حديث علي مع الحق و الحق مع علي يدور معه حيث ما دار / انا مدينت العلم و علي بابها / يا علي ما يحبک الا مومن و ما يبغضک الا منافق / انا و علي ابوا هذه الامه / حديث يوم الدار که سند خلافت حضرت علي ع ميباشد / ياعلي انک اخي و وصيي و خليفتي من بعدي / من کنت مولاه فعلي مولاه / و ....... که در اين مجال نميگنجد) نديده اند که چگونه رسول الله (ص) بر حقانيت ولايت و خلافت حضرت علي (ع) اصرار ميکند و همه علما چه شيعه چه سني نميتوانند بگويند که رسول الله از خود گفته با استناد به اين آيه ي شريفه که ميفرمايد وما ينطق عن الهوي ان هو الا وحي يوحي . ولي متاسفانه اهل سنت با علم به اين احاديث عناد ورزيده و خود را به جهالت ميزنند و عوام الناس را با گفته هاي خود و سانسور چنين احاديثي به گمراهي ميکشانند
75   نام و نام خانوادگي:  حامد خوش اخلاق     -   تاريخ:  28 شهريور 89 - 18:39:48
من نمي‌فهمم كسي كه به قول خودش اگر كس ديگري نباشد هلاك مي‌شود، چگونه مي‌تواند ((راشد)) و ((مهدي)) باشد؟؟؟!!! :-)
76   نام و نام خانوادگي:  hadez803     -   تاريخ:  15 بهمن 89 - 15:14:03
فراموش کردم بنويسم مومل بن اسماعيل راوي حديث آخري که ذکر کردين نيز هست. ضمنا عبارت "لولا علي" يا "لو لا علي" را در الغدير جستجو کنيد عبارات و اسناد بيشتر و شايد بهتري را خواهيد يافت.
77   نام و نام خانوادگي:  مهدي     -   تاريخ:  23 بهمن 89 - 10:11:15
از اينكه فكر جوانان شيعه را با اين مطالب باز مي كنيد بي نهايت ممنون هستم ولي اين كينه ؟؟؟ اهل سنت است كه اولا مطالب را با سند قطعي هيچ گاه نتواسته اند بيان كنند ثانيا وقتي ميبينند نمي توانند حرفي بزنند ؟؟؟ مثل تو در حد ما نيستي و يا سوالات خرافي ديگر كه به سوال اولشان ربطي ندارد عنوان مي كنند

   

آخرین به روز رسانی در پنجشنبه ۲۵ فروردين ۱۳۹۰ ساعت ۰۷:۳۶
 

نظرات  

 
0 #4 پاسخ به آقای قاضیحامد ۱۳۹۳-۰۶-۱۷ ۱۲:۰۱
آقای قاضی اگر شما خودتان را از دوست داران اهل بیت هستید
1-هرگز دشمن شماره یک حضرت امیرالمومنین علی (ع) یعنی معاویه لعنت الله علیه را حضرت خطاب نمیکردین
2-در مورد حضرت فاطمه (س) که گفتین ایشون مسله شهادتشون از سال 73 سر زبونا افتاده بازم دروغ گویی شما رو میرسونه چون تو کتاب صحصح بخاری از آقای عمر نقل شده که چطوری سیلی به خانم زدن و لگد به پهلوشون بعدشم امام موسی کاظم(ع) میفرماید:همانا مادرم صدیقه شهیده است
بحار الانوار
نقل قول
 
 
+3 #3 غدیر ۱۳۹۱-۰۶-۲۶ ۲۳:۰۷
برادران سنی می گویند پیامبرص در مدت 3روز در گرمای سوزان حدود 70000نفر از اصحاب خود را در غدیر جمع نمود وفرمود هرکس من مولای اویم از این به بعد علی مولای اوست .یعنی به قول سنی ها مولا یعنی دوست .کدام انسان عاقل چنین تفسیری میکند جز دشمنان اهل بیت .یعنی اصحاب رسول اله انقدر نعوذ باله نادان بودند که نمی دانستند امیر المومنین ورسول اله چه نسبتی با هم دارند
نقل قول
 
 
0 #2 علی ن ۱۳۹۱-۰۵-۱۹ ۰۲:۱۴
به خدای علی قسم من اگر درزمینه های مختلف شیعه نعوذبالله ناحق بود وعلمای ما نیز جواب برایشان نداشتند شب رابااطمینان شیه سحر نمی کردم ولی لینها فکر واندیشه ندارند فقط میگویند پیغمبر وخدا اخرعزیز من فکری هم هست که با این همه مدرک بدونیم علی بر حقه دراخر از زحمات شما کمال تشکر را داریم دربرابر نادانان صبر نمایید اجرکم عندالرب العلی
نقل قول
 
 
+1 #1 يك دوست ۱۳۹۰-۱۲-۰۱ ۰۸:۴۴
كساني كه حاضرنيستند فضايلي كه درقران ودرشان حضرت علي راقبول كنند با ما مشكلي ندارند با كتاب خدا مشكل دارند خداوند دقران در ايه تطهير اهل بيت را مصون از خطا معرفي كرده واگر جريان مباهله را خوانده باشيد اين سوال مطرح است چرا حضرت محمد(ص) عايشه يا زنان ديگرش را به عنوان اهل بيت خود براي مباهله نبرد مگرنه اينكه پيامبر براي مباهله عزيزترين اهل بيتش را به همراه خود برد كه رئيس مسيحيان با ديدن آنان از مباهله فرار كرد . ضمنا در شوراي تعيين شده عمر عبدالرحمان عوف شرط خلافت را عمل به سنت پيامبر(ص) وروش شيخين قرارداد مگر روش شيخين چيزي غير از روش پيامبر بود كه آنرا شرط خلافت قراردادند اگر به طريق سنتپيامبر(ص) بود كه نيازي به طرح آن نبود واگر غيرازآن است كه راهيست باطل.مويد باشيد
نقل قول
 

اضافه‌ كردن نظر

کار برگرامی جهت ارسال نظرات بعد وارد کردن ایمیل خود لطفا پاسخ کد امنیتی را در کادر زیروارد کنید.
مثلا 25+5=30
شما فقط پاسخ را که عدد 30 باشد را وارد کنیدوسپس کلید ارسال را فعال کنید.


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

 

علامه حسن حسن زاده آملی

 

وبسایت هزارو یک کلمه مرکز نشر آثار حضرت علامه ذالفنون حسن حسن زاده آملی واستادفاضل کامل مکمل صمدی آملی

منوی تصویری

قبساتی از مشکات

 
 

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مشکات ولایت می باشد.

طراحی و پیاده سازی: ملی سرور