چرابعضی ازانسانهاازلذایذعقلی محرومند؟
   
 

رای گیری

سلام .حضور شمارا خیر مقدم میگوییم .كیفیت مطالب را چگونه ارزیابی می كنید؟
 

تقویم فارسی

 
سه شنبه
۱۳۹۶
آبان
۳۰
 

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز1401
mod_vvisit_counterدیروز2433
mod_vvisit_counterاین هفته5919
mod_vvisit_counterهفته گذشته14550
mod_vvisit_counterاین ماه37940
mod_vvisit_counterماه گذشته50631
mod_vvisit_counterکل بازدیدها2766020

در 20 دقیقه گذشته : 27
آی پی شما : 54.156.82.247
,
امروز : 30 آبان 1396

 
 
تصویر
نمایشگاه تجسمی روایی کرب وبلا کاری ازمشکات ولایت
دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۴۰
باسلام کانون علمی مذهبی مشکات ولایت به در خواست موسسه قرآنی ندای ملکوت اقدام به برگزاری نمایشگاهی در برج میلاد نموده . کاری متفاوت ونگاه نوع بهادثه کربلا لذا ازشما جهت باز دید از نمایشگاه دعوت به عمل می آید .  
تصویر
شروع شرح دروس معرفت نفس در کانال معرفت نفس
پنجشنبه ۰۴ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۰۸
سلام مشکات ولایت مدت کوتای است که اقدام به ایجاد کانالی تحت عنوان معرفت نفس کرده عزیزانی که در مباحث معرفت نفس تاکنون مطالعه داشته اند ویا نداشته اند . با عضو در کانال این امکان برایشان ایجاد شده که به فضل الهی شرح دروس معرفت نفس  استاد صمدی آملی را از ابتدا شروع کنند. کانال شرح دروس معرفت  را از طزیق کانال مشکات ولایت وارد شوید . ... ادامه مطلب...
تصویر
به کانال تلگرام مشکات ولایت بیوندید .
چهارشنبه ۰۲ دی ۱۳۹۴ ساعت ۰۸:۵۴
کانل تلگرام مشکات ولایت سلامکانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat این کانال صرفا جهت ارايه مباحث اخلاقي عرفاني وفلسفی پیرامون مباحث حضرت علامه حسن زاده آملی و استاد صمدی آملی ایجاد شده. وهر روزشما با پرسش وپاسخ متفاوتی از موضوعات عرفانی اخلاقی و اجتماعی علامه حسن حسن زاده آملی واستاد صمدی  همراه هستیم.مشکات ولایت عقل فطرت.گام به گام با معرفت نفس... ادامه مطلب...
زبان اعداد
چهارشنبه ۰۵ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۴۲
اگر شخصی شیئی مثلاً یک عدد انگشتر را در یکی از دستانش گرفته و شما قصد یافتن آن را داشته باشید، کافی است که از او بخواهید برای آن دستی که انگشتر در آن قرار دارد عددی زوج و برای دست دیگر عددی فرد را در نظر بگیرد. سپس از او بخواهید که عدد دست راست را در عددی زوج ضرب کرده و آنگاه حاصل آن را با عدد دست چپ جمع نماید. پس اگر عدد بدست آمده فرد باشد،... ادامه مطلب...
 
چرابعضی ازانسانهاازلذایذعقلی محرومند؟ PDF چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 0
بدخوب 
نوشته شده توسط مشکات ولایت   
يكشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۰۶:۲۴


 

 

 

 

 

 

 

 

چرابعضی ازانسانهاازلذایذعقلی محرومند؟

گاهی یک امرلذیذبه انسان می رسدکه نه تنهابه آن میل ورغبتی نداردبلکه ازآن متنفّرنیزمی باشد؛چنانکهبعضی ازبیماران ازشیرینی متنفّرند.درتعریف مابرای لذّت اشکالی پیش نمی آیدزیرادرحال بیماری برای اوخیرنیست ولی همین که بهبودیافت آن وقت می بینی چقدرلذت می برد.پس برای مزاج سالم خیراست.
کرده ای تأویل حرف بکررا             خویش راتأویل کن نی ذکررا
بدون هیچ استثنایی حرفهاهمین هست وتاآخرکتاب نیزحرف همین است؛وهرانسانی که ازلذایذعقلی لذّت نمی برد،طبعش برعقلش حاکم است واین شخص مریض به شمارمی آید.مریض عقلانی وروحانی است وإِلاّانسان مِن حیثُ هُوَازمعانی عقلیه وعلم وکمال وارتقاءواعتلاءبه فهم خطاب محمدی(ص)لذّت می برد،وهرکس که لذّت نمی بردبداندکه مریض است وبیماری به اوروی آورده است منتها می خواهدکه به روی خودش نیاورد؛به خصوص که بعضی هادچارحجاب می شوندکه خودشان رامستثنا می پندارند.مثلاًفکرمی کندچون من دراین لباسم یاپیشنمازم یاخطیب یامدرّسم خطری مراتهدیدنمی کند،ازاین جورافکاروخیالات که نَعوذُبِاللهِ مِن شُرورِأَنفُسِناوَمَن سیئاتِ أَعمالِنا.چنین بیماری برای انسان پیش می آیدوبه الفاظ ومفاهیم واصطلاحاتی که یادگرفته دل خویش می کندکه درواقع گاهی حجاب ازاین طریق پیش می آید.هرکس خودش کلاه خودش راقاضی کندودربارهءخودش بیندیشدوبهانه هاراکنار بگذاردوآنچه رانداردکسب نمایدواگرکسب ننمایدبیماراست.برای من پیش آمده که بزرگوارعالمی-که همه ی شماایشان رامی شناسید-درمیان یک جمعیّتی غریب زیست،یک وقتی بعضی ازآقایان آن شهربه انجا تشریف آوردندومن ازآن بزرگوارسراغ گرفتم وآنهامطالبی گفتند.من گفتم ایشان خیلی بزرگواراست،پس شما آنجاچه کاره ایدوچه می کنید؟ایشان ازمفاخرعالمامامیّه وعالَم علم بود.همهء این آقایان هم به منبر می رفتندیاقلم دردست می گرفتندوچیزها هم نوشتندکه اگرعالمی پیداکردیدتحصیل علم وکمال نماییدوَقالَ رسولُ الله(ص)«أُطلُبواالعِلمَ مِنَ المَهدِإِلیاللَحدِ».طوری نشودکه خودمان راگول بزنیم وفکرکنیم این حرفهابرای دیگران است نه برای ما!آیاچون دراین کِسوَت درآمدیم یادراین سِمَت هستیم پس این حرفهابرای دیگران است؟!
پس درآمدپوستین رنگین شده                کاین منم طاووس علیّین شده
به هرحال ؛آن بزرگوارمَرد،بدان پایهءعلمی غریب زیست وغریب مُردوبااینکه فاعل درفاعلیّت تامّ بودوآثاروجودی اش وکتابهایش عظیم وقابل توجّه بود،ولی یک نهال هم نپرورانده است،کسی ازمحضرش استفاده نکرد.به هرصورت؛مااَبَددرپیش داریم وبایدخودمان رادرست بسازیم،بقیّه همه عوارض است.خدارحمت کندآقای  طباطبایی-صاحب المیزان-راکه فرمود:اگراین عوارض دوام هم داشته باشند-که نوعاًندارند-تالب گوراست.وبقیّه تویی وتو،چگونه خودت راشناختی وساختی؟
عقل می خواهدپیش ببردولی بیماریهامزاحمش می شود.درمعانی ومعقولات نوعاً این طور است،انسان ازکمالات لذّت نمی بردوآماده است تن به هرگونه کارسنگین وبارسنگین بدهدولی دنبال این مطلب نباشد.مطالب خیلی سنگین وشریف درکتابهای عرفانی هست وابن تُرکه هم فرمایشاتی در«تمهیدالقواعد»دارندواگرچه این سه نَمَط«اشارات»مطالب عرفانی رادربردارد،دستورالعمل انسان سازی هم است.


آنچه برای انسان مهّم است لذّت عقلی است.
عمدهءاین فصل –که بعدخود خواجه تصریح می فرماید-حرف لذّت والم است که مربوط به بهجت وسعادت است؛ وآنچه که برای انسان است مِن حیثُ هُوَانسان لذّت عقلی است واگرچنانچه ازآن برکنارشده آن الم ندارد.مثلاًشیرمادرسنگین بوده بچه ازآن خورده ودلش دردگرفته است.اگرمادرغذای سنگین بخوردشیرش سنگین می شود.حالاکه بچه دراثردردگریه می کندمادرش کف می زندوسروصداراه می اندازد،بچه ساکت وخاموش می شودوبه محض اینکه مادرازکف زدن دست کشیدفوراًگریه بچه درمی آید،چون این کف زدن مادررادع ومانعش بودتااحساس دردنکند.اگرخوب به عُمق دنیاودنیازده ها برسید،می بینیدکه این مادر(یعنی دنیا)به کف زدن،رقصاندن وبه بازی گرفتن ،اهل خودش راسرگرم داشته وآنهامتوّجه دردشان نیستندووقتی که ازاواعراض کردندوروزقیامت برپاو(یَومَ تُبلَی السَّرائِرُ)برقرارگشت آن وقت متوّجه می شوند.اگرعمل صالح وعمل ناصالح راباهم مخلوط کردندمطا بق حالاتشان،برزخ شان مراتب دارد؛واگربه کلّی مَلَکاتشان راضایع کردندبه اقتضای کارخودشان بایدمُخلّد دربدبختی وبیچارگی شان باشند.«کَمافی قُربِ المَوتِ مِنَ المُرضَی أَومَعُوقَةً...»قرب موت که آمده،قواروبه به این سوندارد.آن به گرفتاری خودش است وقواازکارافتادندو{نفس}درحالی است که دیگرتوجّه به این سونداردوازاین گونه حالات درغیرحال احتضارهم خیلی برایش پیش آمده ولی مُتنبّه نشده است،چون تازمانی که سرآسوده داردچنین است.شیخ عطّارداستانی نقل می کند،البته داستان وافسانه برای این است که انسان ازآن نتیجه بگیردوبه کاربنددوالّابه صورت ظاهرش کاری ازآن برنمی آید.به هرحال؛شیخ عطّارمی گویددریک کشتی موش وگربه ای بودند،وموش ازدست گربه درزحمت بودوازاین گوشهءکشتی به آن گوشه می رفت وگربه هم دنبالش می نمودتا اینکه کشتی غرق شد ویک تخته پاره ای روی دریاقرار گرفت واین موش وگربه بدونه حرکت وگریزروی آن تخته پاره ماندند.تاحالادرکشتی بودندولبه های کشتی برآمده بودآنهاراحت درآنجابه این طرف وآن طرف درحرکت وگریزبودند،ولی اکنون احساس می کنندکه باکوچک ترین حرکت درآب غرق خواهندشد. آن حجاب وپرده برداشته شد،واینک آنهادریارامی بینندومی دانندکه اگربجنبندغرق می شوند.آری!انسان درآن شرایط به فکربیچاره گی وبدبختی خودش است وآن حقیقت موت رامی بیندهمان طور که مرحوم آخوندملاصدرا-رضوان الله علیه-در«اسفار»مطرح کرده ومرحوم فیض- شاگردتوانای آخوند-در«حق الیقین»آورده که حقیقت موت ،عبارت است ازانقطاع انسان ازغیرخودش.

صدوده اشاره مشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکات ولایت http://www.meshkatehvelayat.com

آخرین به روز رسانی در يكشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۰۶:۲۷
 

اضافه‌ كردن نظر

کار برگرامی جهت ارسال نظرات بعد وارد کردن ایمیل خود لطفا پاسخ کد امنیتی را در کادر زیروارد کنید.
مثلا 25+5=30
شما فقط پاسخ را که عدد 30 باشد را وارد کنیدوسپس کلید ارسال را فعال کنید.


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

 

علامه حسن حسن زاده آملی

 

وبسایت هزارو یک کلمه مرکز نشر آثار حضرت علامه ذالفنون حسن حسن زاده آملی واستادفاضل کامل مکمل صمدی آملی

منوی تصویری

قبساتی از مشکات

 
 

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مشکات ولایت می باشد.

طراحی و پیاده سازی: ملی سرور