برهان :خطاهای ذهنی تفکیکیان
   
 

رای گیری

سلام .حضور شمارا خیر مقدم میگوییم .كیفیت مطالب را چگونه ارزیابی می كنید؟
 

تقویم فارسی

 
سه شنبه
۱۳۹۶
آبان
۳۰
 

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز1401
mod_vvisit_counterدیروز2433
mod_vvisit_counterاین هفته5919
mod_vvisit_counterهفته گذشته14550
mod_vvisit_counterاین ماه37940
mod_vvisit_counterماه گذشته50631
mod_vvisit_counterکل بازدیدها2766020

در 20 دقیقه گذشته : 26
آی پی شما : 54.156.82.247
,
امروز : 30 آبان 1396

 
 
تصویر
نمایشگاه تجسمی روایی کرب وبلا کاری ازمشکات ولایت
دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۴۰
باسلام کانون علمی مذهبی مشکات ولایت به در خواست موسسه قرآنی ندای ملکوت اقدام به برگزاری نمایشگاهی در برج میلاد نموده . کاری متفاوت ونگاه نوع بهادثه کربلا لذا ازشما جهت باز دید از نمایشگاه دعوت به عمل می آید .  
تصویر
شروع شرح دروس معرفت نفس در کانال معرفت نفس
پنجشنبه ۰۴ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۰۸
سلام مشکات ولایت مدت کوتای است که اقدام به ایجاد کانالی تحت عنوان معرفت نفس کرده عزیزانی که در مباحث معرفت نفس تاکنون مطالعه داشته اند ویا نداشته اند . با عضو در کانال این امکان برایشان ایجاد شده که به فضل الهی شرح دروس معرفت نفس  استاد صمدی آملی را از ابتدا شروع کنند. کانال شرح دروس معرفت  را از طزیق کانال مشکات ولایت وارد شوید . ... ادامه مطلب...
تصویر
به کانال تلگرام مشکات ولایت بیوندید .
چهارشنبه ۰۲ دی ۱۳۹۴ ساعت ۰۸:۵۴
کانل تلگرام مشکات ولایت سلامکانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat این کانال صرفا جهت ارايه مباحث اخلاقي عرفاني وفلسفی پیرامون مباحث حضرت علامه حسن زاده آملی و استاد صمدی آملی ایجاد شده. وهر روزشما با پرسش وپاسخ متفاوتی از موضوعات عرفانی اخلاقی و اجتماعی علامه حسن حسن زاده آملی واستاد صمدی  همراه هستیم.مشکات ولایت عقل فطرت.گام به گام با معرفت نفس... ادامه مطلب...
زبان اعداد
چهارشنبه ۰۵ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۴۲
اگر شخصی شیئی مثلاً یک عدد انگشتر را در یکی از دستانش گرفته و شما قصد یافتن آن را داشته باشید، کافی است که از او بخواهید برای آن دستی که انگشتر در آن قرار دارد عددی زوج و برای دست دیگر عددی فرد را در نظر بگیرد. سپس از او بخواهید که عدد دست راست را در عددی زوج ضرب کرده و آنگاه حاصل آن را با عدد دست چپ جمع نماید. پس اگر عدد بدست آمده فرد باشد،... ادامه مطلب...
 
برهان :خطاهای ذهنی تفکیکیان PDF چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 1
بدخوب 
نوشته شده توسط ابراهیم صباغی   
يكشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۰۲


خطاهای ذهنی تفکیکیان2
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین

همانطور که کاملا ملموس است حضور حقیر کاهش چشمگیری داشته است و بنده نیز سعی

می کنم هر از چند گاهی که فرصت یافتم حضور یابم و مقالاتی را منتشر سازم.

در این مقاله به نقد مقاله ای تحت عنوان "جریان تفکیک یا مکتب تفکیک" نوشته جناب حکیمی فرد

خواهیم پرداخت.مشروح مقاله مذکور را در وبلاگ "خطاهای ذهنی" مشاهده فرمایید.

جناب حکیمی فرد ابتدا به یک سری حواشی کلیشه ای که ارزش علمی نیز ندارند پرداخته اند که

حقیر نیز تنها پاسخی گذرا می دهم و زود می گذرم تا موجب اتلاف وقت دوستان عزیز نشود.

1-فرموده اند "بهتر نیست به جای اسم مستعار از اسم واقعی استفاده شود!!"

پاسخ) گمان کنم این یک مسئله خصوصی می باشد و به شخص دیگری چندان ارتباطی نداشته باشد.

شما هم نگران پذیرفتن مسئولیت و دقت در بیان نباشید.وظیفه شما تنها پاسخگویی و استشکال

است و نه چیز دیگری.علاوه بر این به نظر حقیر طرح چنین مباحثی در شان یک بحث علمی نباشد

بنابراین بهتر است از این حواشی کلیشه ای بی ارزش بگذریم و به بحث علمی بپردازیم.

2-بدین مضمون فرموده اند "در بحث علمی بهتر است دقت بیشتری در تایپ و نوشتن کلمات نشود

تا خوانندگان دچار مشکل نشده و معنای جمله نیز تغییری نکند"

ایشان نمونه ای ذکر نکرده اند ، به هرحال اگر مشکلی بوده بفرمایند تا تصحیح شوند چون آزاد اندیشی

با تعصبات بی پایه تنافی دارد.اتفاقا از این جمله در ادامه مطلب در پاسخ به خودشان استفاده

خواهد شد.

3-بنده دلیل عدم تمایل حضرتعالی به بحث حول این محور را نمی دانم!!

اتفاقا به نظر حقیر این بحث بسیار مفیدی است.

اگر اعتراضی هم دارید این اعتراض به خود شما وارد است چون که اتفاقا آغازگر آن خود شما بودید.

بنده از شما درخواست کردم که یک کلیاتی راجع به دیدگاه های خود بفرمایید تا بفهمیم اصلا

با چه کسی طرفیم!شما هم نکاتی را فرمودید و حقیر هم که نمی توانم جواب شما را ندهم؟!

استراتژیک جدیدی که ما در بحث با شما از آن بهره بردیم استراتژیک تهاجمی به جای تدافعی

است البته نه برای فرار از پاسخ ، بلکه به خاطر ارزیابی پاسخهای شما و مقایسه آن با پاسخهای

قبلی ما و آشکار کردن تضاد و دوگانگی رویکردها.که ان شاء الله در طول بحث اشاره

خواهیم کرد.

4-فرموده اند که سخنان حقیر کپی پیست سخنان آقای وکیلی است!!

اولا وبلاگ حقیر قابلیت چنین کاری را ندارد و در صورت کپی پیست خطوط سفید ظاهر خواهد شد.

ثانیا با استعمال چنین الفاظی لطفا به مانند عادت مالوف همفکرانتان در صدد جوسازی بر نیایید

که روشی بسیار زننده و غیر علمی است.ما هرسخنی را که مستدل و عقلانی باشد از هرکس

چه آقای وکیلی و چه شخص دیگر خواهیم پذیرفت و از بیان آن نیز ابایی نداریم.

ما قائل به استفاده از تمام ظرفیتهای یک مکتب هستیم.

اما راجع به استعمال لفظ حجه الاسلام برای آقای سیدان.

همانطور که خودتان در بند دوم فرمودید در استعمال کلمات و نوشتن آنها در یک بحث علمی باید

دقت بیشتری نمود.در این خصوص نیز ما کاری جز توصیه شما نکردیم.

لازمه آیت الله بودن اجتهاد است و اجتهاد هم بسته به یک ورق کاغذ نیست!

بنده از حضرتعالی تقاضا دارم یک بحث دقیق فقهی چه شفاهی و چه کتبی از ایشان به حقیر معرفی

فرمایید.مباحث علمی جای تعارفات نیست که هندوانه بغل این و آن بگذاریم.

واقعیت را می گوییم به هرحال از باب الحق مر تلخی هم دارد.

شما که خود در مقاله دوم تان معترف به استفاده از درس خارج حضرت علامه جوادی آملی از

طریق رادیو معارف هستید رویتان می شود بگویید ایشان آیت الله نیستند؟

ما هم اگر چنین مباحثی از جناب سیدان می دیدیم یقین بدارید که آیت الله خطابشان می کردیم

همانطور که حتی به برخی بزرگان تفکیکی آیت الله اطلاق می کنیم.

پس مسئله ای که ذکر کردید چیزی جز جوسازی و تشویش اذهان به روش آقایان سیدان و میلانی

نبود.اصولا مخالفت با فلسفه و پیوستن به جرگه تفکیکیان ، میانبر خوبی برای آیت الله و علامه و

دکتر شدن است!!

بنده همین جا راجع به خطابی و تبلیغاتی سخن گفتن به شما هشدار می دهم گرچه ترک عادت....

زین پس لطفا بحث را به سمت طرح چنین مباحث زشت و زننده که فاقد ارزش علمی است و

چیزی جز عوام فریبی نیست ، نکشانید.

چون ما مبنایی و اصولی بحث می کنیم و قصدمان ماست مالی کردن و سر و ته قضیه را به گونه ای

به سر آوردن نیست یقینا جریان بودن تفکیک با مکتب بودن آن برایمان فرق می کند؟

ما با افرادی مواجهیم که ادعای فهم ناب معارف اهل بیت را دارند حالا جریان بودن با مکتب بودنش

فرقی برایمان نداشته باشد؟شاید برای شما مهم نباشد اما برای ما مهم است.

5-پس باید اذعان بفرمایید که سفارش فردی که اطلاعات ضعیفی دارد به کسب اطلاع بیشتر

علی رغم نظر بسیاری از همفکرانتان مذموم نیست.

چون ما وقتی به مخالفین سفارش می کنیم که سطح اطلاعت کم است و باید بیشتر مطالعه

داشته باشی می گویند جواب ندارید و با این بهانه (تجهیل) می خواهید طفره بروید!!

وقتی ما سفارش می کنیم نامش تجهیل است و وقتی شما سفارش می کنید نامش تذکر ناصحانه؟!

آیا این برخورد متناقض و رویکرد دوگانه ای نیست که اشاره شد؟

این تضاد گفتار و رفتار چیزی جز تعصبات الکی نیست.

یاد هل من مبارز های علامه آشتیانی افتادم که به حضرات مروارید و طهرانی پیام داده بود

اگر توانستید از عهده تدریس فصوص و اسفار بر آیید(که ضبط خواهد شد) حق اعتراض دارید.

و آنها هم سکوت اختیار کرده بودند.و یا فرموده بودند که حاضرم از اول سفر نفس تا آخر

معاد جسمانی بحث کنم.این گوی و این میدان.

نقد علمی و دقیق مستلزم داشتن احاطه کامل بر بحث طرح شده است.کسی که قرار

است معاد صدرایی را نقد کند به قول علامه باید بیاید از اول سفر نفس را تقریر کند

نه پا در هوا بحث کند.

کسی که قرار است به نقد علمی مسئله ای بپردازد هم باید اطلاع و هم احاطه کامل بر همان

موضوع باشد.

عرض شد ما اعتقاد داریم که از تمام ظرفیت های مکتبمان می توانیم در پاسخ به مخالفین استفاده

کنیم حالا شما می خواهی با جوسازی نامش را بگذاری کپی پیست ، بگذار.

حالا نظر شما هم تغییر کرد چه اهمیتی برای حقیر دارد؟

می توانم قسم بخورم یا اصلا کتاب مذکور را نخوانده اید(که به حسب مسلمانی چنین چیزی نمی گوییم)

یا درست ملتفت نشده اید.

ابتدا بهتر بود می فرمودید معنا و شاخصه های یک مکتب چیست.

فرمودید تفکیک یک روش است.

به نظر حقیر گفته شما غلط است.چون تفکیک بجای یک روش ، یک ادعا می باشد.

ادعای عدم التقاط و امتزاج مسائل فلسفی با متون دینی.

این"عدم التقاط" تنها یک ادعا می باشد اما این که این "عدم التقاط و امتزاج"چگونه صورت

می گیرد ، این روش است.چیزی که تمامی مخالفین فلسفه و عرفان اسلامی در آن تشتت

دارند و اگر این تشتت در روش بکارگیری برای رسیدن به ادعای فوق نبود این همه اختلاف

نظرات درون جریانی وجود نداشت.متاسفانه شما خلطی میان روش و ادعا کردید.

ممکن است ادعا مشترک باشد اما چگونگی رسیدن به آن ادعا که نامش روش است

متفاوت است.

باز باید حرفهای خود را تکرار کنم.در این ادعا که می فرمایید منزلت عقل چیست؟

متاسفانه شما برای آنکه بحث را به انحراف بکشید از این حربه که عقل=فلسفه نیست استفاده

می کنید و آن را پیراهن عثمان کرده اید.

عرض نشد کتاب مذکور را درست مطالعه نفرموده اید؟

حالا منظور علامه از عقل در این کتاب چیست؟

آیا ایشان بین عقل و فلسفه خلط کرده اند؟

ایشان در صفحه 31 می فرمایند:عقل در این مبحث به معنای نیروی ادراک ناب است که از گزند

وهم و خیال و قیاس و گمان مصون است و پیش از هر چیز گزاره اولی؛یعنی اصل تناقض را

به خوبی می فهمد و ظل آن گزاره های بدیهی را کاملا ادراک می کند.

یا در صفحه25 می فرمایند:مقصود از عقل در این سلسله مباحث،خصوص عقل تجریدی محض

که در کلام براهین نظری و فلسفه خود را نشان می دهد ، نیست بلکه گستره آن عقل تجربی را

که در علوم تجربی و انسانی ظهور می یابد"عقل نیمه تجریدی"را که عهده دار ریاضیات است

و عقل ناب را که از عهده عرفان نظری بر می آید نیز در بر می گیرد.

پس این ادعای شما که می گویید خلط صورت گرفته توهمی بیش نیست.

مدرک عقلی علم حصولی است گاهی مصیب است و گاه ره به خطا می برد.

اتفاقا تفکیک با خود دخالت عقل و اندیشه در نقل مشکل دارد که در ادامه بیان خواهد شد.

بنده اصلا با شما کاری ندارم که نظرتان راجع به منزلت عقل چیست بنده با نظر سردمداران

مکتبتان اعم از میرزا مهدی و آقایان حکیمی و سیدان کار دارم و شما نیز حق اظهار نظراتی

که مربوط به خودتان هست ندارید بلکه تنها در قامت یک مدافع تفکیک هستید.

متاسفانه شما در راستای مغالطات فراوانتان ، در موضوع مکتب هم باز مغالطه کردید.

ما منکر آن نیستیم که واژه مکتب کاربردهای فراوانی دارد لکن برای ما مهم آن است از چه

لحاظی مکتب است؟

لطفا مغالطه اشتراک لفظی نفرمایید.

قیاستان نیز مع الفارق و خارج از موضوع بحث ماست.

واژه مکتب همانطور که عرض شد کاربردهای فراوانی دارد و حتی شامل مذاهب و ادیان نیز

می شود.اما آیا ما قرار است مکتب بودن یا نبودن تفکیک را به عنوان یک مذهب و دین و سبک

و روش(که البته روشی ثابتی نیز نیست و ادعایی بیش نیست) و...بررسی کنیم یا از لحاظ بودن

یا نبودن یک نظام منسجم فکری؟!

26 کاربرد برای مکتب طرح شده است.آیا شما می توانید با استمساک بر هریک از این

کاربردها برای جریان خود لفظ مکتب را اطلاق کنید؟!

بعضی از این کاربردها را در آدرس زیر ببینید:

http://resaleh-majlesi.blogfa.com/

شما باید برای ما از لحاظ یک نظام منسجم فکری بودن اثبات کنید که تفکیک مکتب است ولی

اگر به روش ناصواب شما باشد که بر هرچیزی از دین گرفته تا جناح سیاسی می توان چنین

لفظی اطلاق کرد.اما فکر کنم موضوع بحث ما فکری باشد نه سیاسی و تفسیری و...

لااقل مغلطه و قیاس می کنید واضح البطلانی اش به این آشکاری نباشد!!

در ادامه مجددا خواستید با همان خطای ذهنی و قیاس مع الفارقتان بین تفکیک و تشیع ، سخن

خود را بر کسی بنشانید که اشکال سخنتان در بالا مفصل بیان شد.

گمان کنم باز باید تکرار کنم که موضوع ما در خصوص یک سیستم فکری است نه در خصوص

مذهب و مسائل فقهی و اصولی!

عدم التقاط و امتزاج مطالب فلسفی با معارف دینی برادر عزیز یک ادعا می باشد و نه روش.

این که چه روشی برای رسیدن به ادعای فوق اتخاذ می شود را نامش را می توان به نوعی

روش دانست.

چون شما مرتب ادعاهای واهی خود را تکرار می کنید بنده نیز مجبورم مدام تکرار مکررات کنم.

ابتدا با بیرق فقهای شیعه پای در عرصه گذاشتید و اکنون با بیرق علمای شیعه؟!

باز عرض می کنم بهتر است دست از این پنهان شدن پشت افراد جهت مشروعیت بخشیدن به خود

و مغلطه موضوع بحث بردارید.

اصلا لفظ "مکتب تفکیک" به اعتراف خودتان ابداع استاد حکیمی می باشد و ما پیش از آن چنین

ترکیبی نداشتیم.

در جای دیگری نیز که مجدد دچار خطای ذهنی شده اید آن است که گمان برده اید مقصود حقیر

از نتایج مشخص(چیزی که ابتدای مقاله تان بیان کردید که واجدش هستید!!) یعنی آنکه همه حرف

واحدی بزنند در صورتی که مقصود حقیر نتایج اصلی می باشد.

مثلا کسی که حرکت جوهری و اصالت وجود و وحدت وجود و معاد صدرا را قبول نداشته باشد به

فرض داشتن روش شناسی مشخص آیا می توان بر وی صدرایی اطلاق کرد؟

بنابر این لطفا سخن را درست متوجه شوید سپس نقد کنید.(همان سفارش شما!)

پس تفکیکی نامیدن امثال میلانی بنابر تعریف شما بیراه نیست.

متاسفانه ما بارها در این مقاله شما مشاهده می کنیم که می گویید فلاسفه نظر خود را تحمیل می کنند

و تاویل و تفسیر به رای می کنند و ...که این سخن شما یا ناشی از ضعف اطلاعاتی شماست

یا روحیه عوام فریبی.

کافی بود همان کتاب منزلت عقل را -که ادعا کردید خواندید-درست و حسابی می خواندید تا دچار

این توهمات نشوید و صدرا و...را متهم به تفسیر به رای نکنید.

استاد حکیمی می فرمایند:هدف این مکتب نابسازی و خالص مانی شناختهای قرآنی و سره

فهمی این شناختها و معارف است بدور از تاویل و مزج با افکار و نحله ها و بر کنار از تفسیر

به رای و و تطبیق،تا حقایق وحی و اصول علم صحیح مصون ماند و با داده های فکر انسانی

[فلسفه] و ذوق بشری[عرفان و شهود] در نیامیزد و مشوب نگردد.(مکتب تفکیک؛ص47)

تفاوت تفسیر ، تطبیق و تاویل چیست؟

پیش از این به برخی وجوه ضعف این چنین استدلالهایی اشاره شد و نشان دادیم که اساسا

حقائق آسمانی و علوم وحیانی در اختیار و دسترس بشر عادی نیست تا توصیه شود از آمیختن و

التقاط آن به دیگر معارف بپرهیزیم.سهم بشر عادی ادراک و فهم متعارف از لفظ وحی است

که گاهی صواب و زمانی خطاست؛یعنی حقیقت وحی الهی فقط در اختیار معصوم است و هرگز

در قلمرو علم حصولی یا حضوری غیر معصوم قرار نمی گیرد تا به حریم گرفتن از آن توصیه شود.

برداشتهای عالمان دین از متون مقدس عین وحی معصوم نیست لذا در کنار برهان معتبر عقلی

قرار می گیرد.اما اینکه عدم تفکیک مرزها و نشاندن عقل در کنار نقل به مسئله تاویل می انجامد

و برای تقلیل و پرهیز از تاویل باید مرزها را از هم تفکیک کرد و کتاب و سنت را بی مدد یافته

های عقلانی و عرفانی به تفسیر نشست ،مطلبی که به آن خواهیم پرداخت.

نقطه مشترک  تفکیکی ها(از میرزا و سیدان گرفته تا میلانی و رضوی) این است که معرفت فلسفی

یا شهود عرفانی نباید ابزار فهم قرآن و سنت شود ، چون این امر عملا ما را گرفتار تاویل و تطبیق

می کند.آنها موارد متعددی از تاویلات فلاسفه و عرفا به عنوان شاهد بر مطلب خود ذکر می کنند.

به عقیده آنان تاویل گرایی محصول حدیث شناسی غلط فلاسفه و عرفاست.

عارفی که شعوری یافته به جای آنکه این ادراک و شعور را به قرآن و سنت عرضه کند

و صحت و سقم آن را بسنجد اقدام به تاویل آیه و حدیث و تطبیق دادن آن بر ادراک و شعور

خویش می کند.

در میان کتابهای مشتمل بر تاویل عرفانی ، شاید شاخص ترین آنها کتاب تفسیر منسوب به

ابن عربی باشد که گاه تاویلات تند و تیزی دارد.البته مولف واقعی این کتاب ملاعبدالرزاق

کاشانی است که به اشتباه به محیی الدین نسبت می دهند.

مرحوم کاشانی سخن دقیق و لطیفی در مقدمه این کتاب می کند و می گوید:

آنچه در تاویل برخی آیات گفته ایم به معنای این نیست که بخواهیم معنای آیه را تعیین کنیم

و بگوییم معنای آیه همین است و بس بلکه مراد آن است که لایه های معنایی و طبقات دوم

و سوم و چهارم آیه این معنا را هم می تواند تحمل کند.مبادا کسی خیال کند که تاویل همان تفسیر

است و آنچه به عنوان تاویل ذکر شده معنای تفسیری آیه است.

در حقیقت آنچه به عنوان تاویل ذکر می شود تفسیر مصطلح آیه نیست بلکه تفسیر ذوقی و انفسی

آن است و آیه را بر این معنا نیز می توان تطبیق داد نه تفسیر کرد.مثلا آنچه درباره آیه(اذهب

الی فرعون....)آمده که مخاطب را عقل و فرعون را نفس اماره دانسته یک تطبیق است نه

تفسیر.کسی که آن را تفسیر و معنای آیه بداند مشمول روایت(من فسر[برایه]آیه من کتاب الله فقد کفر)

می شود.

در صورتی که تاویل مربوط به مرحله ی تفسیر و ادراک معنای ظاهری آیات باشد،سخن اهل

تفکیک بر لزوم دخالت ندادن این شهودها و حالات عرفانی در فهم و تفسیر کتاب و سنت کاملا

موجه است اما حال که خود اهل معرفت تصریح می کنند این تاویلات از سنخ تطبیق است

نه تفسیر و مربوط به تحمل لایه های نهانی آیه نسبت به این مضامین است و هرگز ربطی به

تفسیر کتاب و سنت ندارد ،دیگر مجالی برای این که از تفکیک سخن به میان آید و به واسطه

جداسازی تحمیلی از تدقیق در معانی آیات و روایات و طرح پرسشهای دقیق و اجتهاد برای

یافتن پاسخ این پرسشها محروم شویم نخواهد بود.

ممکن است تفکیکیان باز به این تاویلات و تطبیقات اشکال وارد کنند اما باید بدانند که این

قبیل تطبیقات و تاویلات ریشه در خود روایات معصومین دارد.برای مثال آنچه در خصوص

معنای لفظ ابوالقاسم ،کنیه حضرت ختمی مرتبت از معصومین نقل شده است که لزومی برای

نقل تمامی سخنان ندارم لکن اگر دوستان خواستند بیان کنم.
بنابر این کاملا واضح است شما علی رغم تاکیدات حکما و عرفا میان تطبیق و تفسیر و تاویل
خلطی آشکار کرده اید.کاش به توصیه خودتان که باید کلیه مطالب یک فرد را خواند و سپس
نظر داد عامل بودید!
شما دارید انکار واضحات می کنید.
این از واضحات به اصطلاح مکتب شماست که به صراحت می گویند در مواردی که میان عقلا
اختلاف هست راه عقل و استدلال بسته است و یا می گویند گاه انسان یقین می کند ولی یقینش
خطاست.پس معلوم می شود یقین واقع نما نیست.اینها مسائل واضحی هستند که با بیانات شما
هم قابل توجیه نیست.ضمنا عرض شد ما با نظر شما کاری نداریم با نظر سردمدارانتان کار داریم.
نکته جالب آنکه ما را متهم به شک گرایی می کنند!
هرکس التفاتی به سخنان فوق بکند می فهمد شک گرایان و سوفسطایی منشان چه کسانی اند.
برادر عزیز ما هم ظاهرا دست پیش گرفتند تا پس نیفتند.

پاسخ یک مقاله شما این حجم را گرفت.

حجم مطالبی که می خواستم منتشر کنم بسیار بود لکن هم فرصتم اندک بود و هم ذکر تمامی

آنها در یک مطلب برای مخاطبان ملال آور می شد.

ان شاءالله سایر مطالب نیز در اولین فرصتی که یافتم  بیان خوهد شد.

فقط یک نکته ای در ذیل مطلبتان به تاریخ 31 شهریور ساعت 9:21 دیدم که گفته بودید:

"ثقلین مطالب را کیلویی و درهم بیان می کند"

واقعا برای شما ، ادبیات و طرز حرف زدنتان متاسفم.

ظاهرا شما فضای بحث علمی را با بازار میوه و تره بار اشتباه گرفته اید.

گرچه ما به بی ادبی هایی که می توانم بگویم از خصال لاینفک اکثر شما می باشد عادت کرده ایم و

اگر این الفاظ از شما سر نزد تعجب می کنیم.

وآخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین

«ثقلین»

http://borhannews.blogfa.com/

 

اضافه‌ كردن نظر

کار برگرامی جهت ارسال نظرات بعد وارد کردن ایمیل خود لطفا پاسخ کد امنیتی را در کادر زیروارد کنید.
مثلا 25+5=30
شما فقط پاسخ را که عدد 30 باشد را وارد کنیدوسپس کلید ارسال را فعال کنید.


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

 

علامه حسن حسن زاده آملی

 

وبسایت هزارو یک کلمه مرکز نشر آثار حضرت علامه ذالفنون حسن حسن زاده آملی واستادفاضل کامل مکمل صمدی آملی

منوی تصویری

قبساتی از مشکات

 
 

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مشکات ولایت می باشد.

طراحی و پیاده سازی: ملی سرور