شرح دروس معرفت نفس علامه حسن زاده آملی:درس ششم جلسه بیست و ششم
   
 

رای گیری

سلام .حضور شمارا خیر مقدم میگوییم .كیفیت مطالب را چگونه ارزیابی می كنید؟
 

تقویم فارسی

 
جمعه
۱۳۹۶
آذر
۳
 

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز539
mod_vvisit_counterدیروز1902
mod_vvisit_counterاین هفته11062
mod_vvisit_counterهفته گذشته14550
mod_vvisit_counterاین ماه43083
mod_vvisit_counterماه گذشته50631
mod_vvisit_counterکل بازدیدها2771163

در 20 دقیقه گذشته : 30
آی پی شما : 54.81.139.56
,
امروز : 03 آذر 1396

 
 
تصویر
نمایشگاه تجسمی روایی کرب وبلا کاری ازمشکات ولایت
دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۴۰
باسلام کانون علمی مذهبی مشکات ولایت به در خواست موسسه قرآنی ندای ملکوت اقدام به برگزاری نمایشگاهی در برج میلاد نموده . کاری متفاوت ونگاه نوع بهادثه کربلا لذا ازشما جهت باز دید از نمایشگاه دعوت به عمل می آید .  
تصویر
شروع شرح دروس معرفت نفس در کانال معرفت نفس
پنجشنبه ۰۴ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۰۸
سلام مشکات ولایت مدت کوتای است که اقدام به ایجاد کانالی تحت عنوان معرفت نفس کرده عزیزانی که در مباحث معرفت نفس تاکنون مطالعه داشته اند ویا نداشته اند . با عضو در کانال این امکان برایشان ایجاد شده که به فضل الهی شرح دروس معرفت نفس  استاد صمدی آملی را از ابتدا شروع کنند. کانال شرح دروس معرفت  را از طزیق کانال مشکات ولایت وارد شوید . ... ادامه مطلب...
تصویر
به کانال تلگرام مشکات ولایت بیوندید .
چهارشنبه ۰۲ دی ۱۳۹۴ ساعت ۰۸:۵۴
کانل تلگرام مشکات ولایت سلامکانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat این کانال صرفا جهت ارايه مباحث اخلاقي عرفاني وفلسفی پیرامون مباحث حضرت علامه حسن زاده آملی و استاد صمدی آملی ایجاد شده. وهر روزشما با پرسش وپاسخ متفاوتی از موضوعات عرفانی اخلاقی و اجتماعی علامه حسن حسن زاده آملی واستاد صمدی  همراه هستیم.مشکات ولایت عقل فطرت.گام به گام با معرفت نفس... ادامه مطلب...
زبان اعداد
چهارشنبه ۰۵ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۴۲
اگر شخصی شیئی مثلاً یک عدد انگشتر را در یکی از دستانش گرفته و شما قصد یافتن آن را داشته باشید، کافی است که از او بخواهید برای آن دستی که انگشتر در آن قرار دارد عددی زوج و برای دست دیگر عددی فرد را در نظر بگیرد. سپس از او بخواهید که عدد دست راست را در عددی زوج ضرب کرده و آنگاه حاصل آن را با عدد دست چپ جمع نماید. پس اگر عدد بدست آمده فرد باشد،... ادامه مطلب...
 
شرح دروس معرفت نفس علامه حسن زاده آملی:درس ششم جلسه بیست و ششم PDF چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 0
بدخوب 
نوشته شده توسط جواد   
سه شنبه ۰۵ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۰۸:۰۹

جلسه بیست و ششم

همانطوریکه راجع به مسئله یافتن قبله در جلسه پیش بحث شد؛ امروز هفتم خردادماه اذان ظهر به افق تهران ساعت ۱۱و۵۷ دقیقه (بوقت اصلی) بود که با توجه به اینکه اذان آمل در طولِ سال دائماً ۵ دقیقه جلوتر از تهران اتفاق میفتد لذا ساعت ۱۱و۵۲ دقیقه اذان آمل بود که ۴۹ دقیقه بعد از آن یعنی ساعت ۱۲و۴۱ دقیقه وقت یافتن قبله برای شهرستان آمل بوده است؛ تفاوت فلکی تهران و آمل حدود یک درجه و هشت دقیقه فلکی است که هر درجه فلکی برابر ۴ دقیقه زمانی و هشت دقیقه فلکی برابر با یک دقیقه زمانی لذا جمعاً ۵ دقیقه زمانی اختلاف اذانِ آمل و تهران است.

درجه فلکی به این صورت استکه محیطِ دایره عظیمه فلکی که ۳۶۰ درجه است را به ۲۴ قسمت (۲۴ ساعتِ یک شبانه روز) کرده و عدد ۱۵ بدست می آوردند و لذا ۱۵ درجه فلکی مدت زمانِ یکساعت گردش دایره عظیمه است و با توجه به اینکه هر ساعت ۶۰ دقیقه زمانی است لذا هر ۴ ساعت درجه فلکی یک دقیقه زمانی می شود. ( اوایل درس دوم و سوم دروس هیئت حضرت علامه حسن زاده آملی).

این بحثهای علمی که در دروسِ هیئت مطرح میگردد قابلِ دقت و پیگیری بوده لذا آنرا بحثهای متعارف فرض نکنید چون این مقدار که بحث می شود لازمه کلاس است.

در علمِ شریفِ هیئت زمان مطابق با حرکتِ افلاک تنظیم می شود و لذا مردم نیز با این روش اُنس دارند. زمین را معمولاً  محور قرار داده و ماه و عطارد و زحل و زهره و مشتری و مریخ و شمس (آفتاب) اینها هفت سیاره معروف هفت فلک  آسمانی و زمین فلک زمینی هستند بعد به ستاره های ثوابت می رسند (ستاره هائی که حرکات بسیار کُندی دارند) که آنها را در علمِ هیئت به فلک هشتم تعبیر میفرمایند. در دیوان حضرت آقا آمده است که یک نفر بی سواد و امّی که خواندن و نوشتن بلد نبود (جناب خاتم انبیاء) از سَرِ هشت اقلیم گذشت. که منظور از هشت اقلیم در اصطلاحِ علمِ هیئت زمین و آسمان است. پس  فلک هشتم همان ستارگانِ ثوابت هستند که آسمانیند. از ستارگانِ ثوابت بالاتر (به گفته آقایان هیوی تا جائی که چشم می بیند و یا در رصد خانه ها مشاهده می شود) به آسمانِ نهم که بی ستاره است می رسیم که از  آن تعبیر به فلکِ اطلس میکنند چون لفظِ اطلس نقطه ندارد. همه افلاک آسمانی نقطه دارند (ستاره دارند) غیر از همین فلکِ اطلس که میان آسمان است(به یک تعبیر) که از نظر علم هیئت گویا آسمان سقف خورده است. سقف نهائی فلکِ اطلس است. کانه کُلِّ عالَمِ جسمانی همان فلکِ نهم است و کُلِّ این افلاک که در آن محاطند در برابرِ حرکتِ وضعیِ زمین (از مغرب به مشرق) کانه از مشرق به مغرب در حرکت بوده این حرکت در علمِ شریفِ هیئت به حرکتِ اُلی می گویند. اگر کتاب شریفِ دروسِ هیئت حضرت آقا را ملاحظه بفرمائید؛ مشاهده می کنید حرکتِ اُلی در اوّل رساله مطرح است. بعد آن کل مجموعه کره جسمانی بر اساس یک محور است که دارای دو نقطه شمال و جنوب بنامهای قطب شمال و قطب جنوب است. (کانه گوجه فرنگی را به سیخ بکشید و این سیخ در دو نقطه کره گوجه فرنگی را قطع کند). مجموعه کره جسمانی همانطور که بحث شد به ظاهر (از نظر زمینیها که زمین را ثابت فرض کنیم) از مشرق به مغرب (که همین ظاهر را در علمِ هیئت ملاک و معیار قرار می دهند و البته علمِ هیئت عمومی بوده و اسلامی و غیر اسلامی ندارد مثل علمِ ریاضیات که در هر جای دنیا ۴=۲×۲ است) در حرکت است و در محاسبات همین حرکت را قدرِ مسلّم میدانند. در این حرکتِ اُلی که به نظره اُلی (که ابتدائاً به نظر می رسد) حرکتِ آن بر محورِ بینِ دو قطب شمال و جنوب از مشرق به مغرب است؛ می توان بینهایت کنند بر دو قطب متطبق میشود(فاصله بین دو قطب شمال و جنوب را می پوشاند) این مدار را تعبیر به دایره نیمکره شمال و جنوب تقسیم میکند. برای محاسباتِ فلکی این دایره عظیمه را به ۳۶۰ درجه تقسیم می کنند و چون این دایره در یک شبانه روز یک دور میزند لذا ۳۶۰ را بر ۲۴ (ساعت) تقسیم کرده و می گویند در هر ساعت دایره عظیمه (معدل النهار) ۱۵ درجه طی میکند و چون هر ساعت ۶۰ دقیقه است لذا هر ۴ دقیقه زمانی دایره عظیمه یک درجه میگردد. و لذا اختلافِ یک درجه و هشت دقیقه فلکی بینِ طولهای آمل و تهران در سراسر سال ۵ دقیقه زمانی اذانِ ظهرِ آمل از تهران جلوتر است.

البته انسان در مقامِ دقّت باشد نمی تواند به قطب نماها اعتماد کند؛ بزرگترین و بهترین قبله نماهای موجود قبله نمای جنابِ رزم آرا (ایشان سرهنگِ نیروی دریائی ارتش بودند) است و ایشان چون در علمِ ریاضیات تبحر داشتند و بنده خدا به فکرِ ساختن قطب نما افتادند و پس از آن خدمتِ آقا نیز مشرف شدند و حضرت آقا میفرمایند چند سئوال پیچیده هیئت از ایشان شد و مشاهده گردید آنقدر که باید در این مسائل دقت بلشد نیست و البته نسبت به قبله نماهای دیگر قبله نمای ایشان خوب است اما آنطور که باید کار نشده است.

علّتِ اصلیِ عدمِ اعتماد به قبله نماهاو قطب نماها؛ اختلافِ قطبِ جغرافیائی و مغناطیسی می باشد. البته این مطلب را حضرت آقکا در دروسِ هیئت (جلد دوم) آورده اند ملاحظه بفرمائید. اگر قطب شمال را نقطه ای فرض بفرمائید در این نقطه ترمینالی از سنگهای مغناطیسیِ متحرک هستند و این سنگها چون حرکت می کنند و در ضمن عقربه قطب نما و قبله نما را با خود  می کشند لذا این عقربه ها همواره یک جهت را نشان نمی دهند  و مضافِ بر این مطلب نقطه ای که قطب نما و قبله نما در آن بکار میرود خود نیز بعلت وجود سنگهای مغناطیسی اطراف میتواند مشکل ساز باشد. لذا از جنبه ریاضیاتِ دقیق نه می شود به قطب نماها اعتماد کرد و نه به قبله نماها. مگر اینکه در حیاطِ منزل خود یک دایره هندیه رسم کنید(رساله ای از حضرت علامه حسن زاده بنام دایره هندیه موجود است مشتمل بر سی فصل و در دروس هیئت نیز بحثی در جلدِ دوم بنام دایره هندیه مطرح است) مطالعه بفرمائید. جائی که دائما آفتاب میگیرد یکروز دو روز پنج روز این دایره هندیه را در حیاطِ منزل خود درست بفرمائید و طبق برنامه ای که در کتاب مذکور آمده است خطِ زوال بگذارید و لذا وقتِ رسیدنِ آفتاب به این خطِ زوال در کُلِّ سال وقتِ اذانِ ظهر است. در صحنِ جمهوریِ مشهدِ مقدّس این دایره ترسیم است و همچنین مرحوم علامه طباطبائی این دایره را در مدرسه حجتیه قم ترسیم فرمودند.(درست کردنِ این دایره نیز با مطالعه و علمِ به آن خیلی راحت است) و در قدیم این کار بسیار معمول بود و هر کس برای خودش یک دایره هندیه بر روی یک سنگ مرمر مانندی رسم کرده و هر کجا در مسافرت و غیره با خودش حمل میکرد و از روی آن از وقت شرعی اذانِ ظهر مطلع می شد. حال ما به رادیو عادت کردیم و اذانِ رادیو را وحیِ مُنزَل می دانیم. عزیزانی که امروز (هفتم خردادماه) موفق به این عمل نشده اند فردا هم می توانند این کار را انجام دهند. هر شخصی بهتر است در منزلِ خود این کار را برای تعیین قبله انجام دهد بروشی که در بحثهای دیروز و اوایل بحث امروز عرض شد. پس از تعیینِ قبله با تنظیمِ قبله نما بر جهتِ آن می توانید گرایِ شهرِ خودتان را نیز بیابید البته با قبله نماهائی که مجهز به درجه گرا هستند و البته همچنان اختلاف بر سرِ اختلاف قطبِ مغناطیسی و قطبِ جغرافیائی بعلتِ وجود سنگهای مغناطیسی بر قوّتِ خود باقیست. و لذا اعتماد چندانی بر جهت و گرای به دست آمده نیست. برای به دست آوردن گرای شهر از مناطقی  که آقایانِ علما در آمل قبله یابی نمودند نیز می توان استفاده کرد؛ حدود ۷۰۰ یا ۸۰۰ سالِ قبل قبله مسجد امام حسن عسگری (علیه السلام) مشخص شد و در حسینیه چهارده معصوم (علیه السلام) آمل نیز حضرت علامه حسن زاده قبله یابی نمودند. براساس فرمایشاتِ حضرت آقا در تهران هر روز می توان قبله یابی کرد ولی برای اینجا همان دو روز (۷ خردادماه و ۲۳ تیرماه) و به روشی که عرض شد چرا که در این دو روز آفتاب در مکه در هنگامِ ظهر سایه ندارد حتی اگر شخصی بر آفتاب بایستد خود میتواند شاخص باشد. روز ۲۳ تیرماه ساعت ۱۲ و ۴ دقیقه در تهران اذان ظهرست و لذا با اختلاف ۵ دقیقه در آمل ساعت ۱۱ و ۴۹ دقیقه اذان ظهر و در ساعت ۱۲ و ۴۸ دقیقه (۴۹ دقیقه پس از اذانِ ظهر) میتوان با در دست داشتنِ مدادی و کاشتنِ آن توسطِ آدامس یا چسب بر رویِ زمین(بطوریکه سطحِ صافِ آن بر زمین و نوکِ آن در بالا قرار گیرد) و خط کشی کردنِ سایه این مداد در وقتِ تعیینِ قبله به جهتِ قبله دست یافت.

در ادامه بحث پایانیِ درس ششم عرض شد که تنها به خواندنِ این مطالب اکتفا نشود و لازم است که کمی تامل در عبارات داشته و تعبد داشته باشیم و اگر بخواهیم مانندِ آقایانِ سوفسطی نباشیم، کلماتِ وجودی همه حق هستند؛ آسمان خق است؛ زمین حق است ؛ ستارگان حقند؛ خلقتِ انسان خق است ؛ خلقت موجودات حق است؛ همه و همه یکپارچه حقند و حتی سرِ سوزنی باطل در آن راه ندارد؛ بسیار خوب؛ اگر اینطور است پس شبانه روز از چه می نالیم؟ از این و آن گله مندیم؛ باران امروز آمدنش اشتباه بود؛ گرمای دیروز بیجا بود؛ چرا؟ برای اینکه ما خوشمان نیامد به مذاقِ ما سازگار نبود و.... پس این حرفها را چه کنیم؟ مشاهده میفرمائید که در مرتبه عمل سوفسطی هستیم

اما حرف از حقیقت می زنیم. مار می گزد بد است؛ گرگ و پلنگ در بیابان بد هستند؛ مردم کوچه و خیابان بد هستند؛ پس چه کسی خوب است؟ چه چیزی خوب است؟ اینستکه تا آن حقیقتِ توحیدِ و آن دولتِ حَقّه توحیدِ قرآنی برای انسان ظهور نکند همچنان سوفسطی است. بله ؛ این چه عالَمی است! اینهمه درد و رنج و بدبختی و گرفتاری و بیچارگی دارد؛ بعض فلاسفه آنقدر به این عالَم بدبین شده بودند که میگفتند عالَم یعنی درد و رنج و گرفتاری و زحمت و.... معلوم میشود لذتِ  عقلانی نداشتند. یک عده هم عالم را به دیدِ لذات حسی نگاه نی کنند؛ خوش بخوریم؛ خدش بپوشیم؛ خوش بگردیم و.... لذا هیچ یک ار این دو دسته عالَم را آنطور که بایسته است ادراک نفرمودند. آنطور که عالَم خلقت شده است ادراک نگشته. خدایِ عالَم که خدائی جداست و معلوم نیست باید به کجا رفت و پیدایش کرد(بصورت وحدت عددی) اینهم که شده توحید ما؛ قیامت هم که نسیه است؛ روزه می گیریم نماز می خوانیم  زکوه می دهیم و....پاداش همه اینها را که بعداً بما میدهند! الحمدلله از تکرار گفته های پدران ما و آخوندهای منابر این اندازه یقین داریم که اینها در بانکِ خداوند محفوظ است و یک روزی بما برمی گردانند ان شاءالله و  از بین نمی رود . اینهم از قیامت نسیه! حال؛ لیله القدر چیست؟ یک شبی که از ساعت ۶ عصر تا صبح فردا ساعت ۵ است و تمام میشود و قرآن هم در آن شب نازل شده است؛ عجب! اینهم که شد لیله القدرمان! قرآن چگونه نازل شد؟ پیغمبر اسلام (صلی الله علیه و آله) یک چند روزی در غار حرا ماندند و فرشته ای بصورت کبوتر بنامِ جبرئیل آمد و گفت خداوند سلام رساند و این آیات اوست که برایت میخوانیم و تو هم برای مردم  بخوان! اینهم از تنزل قرآن! جبرئیل که شده کبوتر! عزرائیل هم که چنان با او دشمن هستیم که با بردنِ نامِ او مو بر تنمان سیخ میشود و اصلاً  چشم دیدن  او را نداریم و گاهاً که کسی از ما می میرد چقدر هم به او ناسزا میگوییم. اسرافیل هم که یک شیپور بدست دارد و فوت میکند و همه ما را میمیراند و دوباره فوت میکند و همه ما را دوباره زنده میکند و در صحرای محشر جمع مینماید! قیامت هم جائی است و مکانی هست که مردم را در آن جمع میکنند و پلی در آن گذاشتند و چاهی از آتش که آنقدر وسیع است که اینهمه مردم از اولین تا آخرین در آن جا می شوند! اما الان دوره خودمان را در نظر بگیریم ۵ میلیارد جمعیت هستیم پس میلیاردها به توان ِ میلیاردها انسان باید در آن چاله جهنم بروند چقدر وسیع باشد! پلی هم روی آن که از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر(اینها روایات است، حق هستند). حضرت آقا روز گذشته در صحبتهای خودشان که از طریق رادیو پخش شد اشاره فرمودند به اینکه چه شده است به ما که تا میگویند فلان و لفظی میشنویم راجع به آن تفسیر و توجیه داریم به این صورت که: تا میشنویم آسمان، سر را بالا میکنیم میگوئیم آن آسمان است، تا گفتند زمین میگوئیم این زمین است، تا گفت (وِ اِنزَلنا مِنَ السَّماءِ ماءاً) میگوئیم یعنی باران؛ (وَ جَعَلنا مِنَ الماءِ کُلُ شَیءِ حَی) تمام اشیاء را از آب آفریدیم؛ می گوئیم یعنی همین مایع روان؛ (اِذا زُلزِلَتِ الاَرضُ زِلزالَها) یعنی تکان خوردنِ زمین؛ (وَ اِذَالشَّمسُ کُوِّرَت) شمس چیست؟ سربالا میکنیم میگوئیم یعنی همین آفتاب؛ (وَ اِذَالسَّماءُ انفَطَرَت) آسمان مُنفَطِر میشود، کدام آسمان؟ آن بالا! (وَ اِذَالکَواکِبُ انتَثَرَت) تمام ستاره ها خاموش می شوند؛ منتشر می شوند؛ نورشان گرفته می شود ؛ کدام ستاره ها؟ آنها که در آن بالا در آسمان هستند! همینطور معنی میکنیم. حالا شُبهات پیش می آید ؛ شُبهات توحیدی ؛ شُبهات معاد؛ قیامت ؛ جهنم؛ بهشت و...

پیغمبر هم فرمودند که در لیله المعراج چقدر از فرشتگان مشغول ساختن خانه هایتان در بهشت بودند و تا دست بر می داشتند حضرت از جبرئیل علت را سئوال فرمودند جواب شنیدند منتظر مصالح  صاحبش هستند؛ مصالح این خانه ها چیست؟ ذکر است؛ یک سبحان الله یک درخت در بهشت است؛ بسیار خوب پس اینهمه که در نمازهایمان تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها) ذکر میگوئیم این فرشتگان خدا که اصلاً وقت سرخاراندن نیز ندارند و همینطور مشغول کاشتن درختهای ما هستند. حالا منزلی هم که با ذکر برای حضرتعالی میسازند دلتان میخواهد همه بهشتیها را دعوت کنید؛ روایت داریم خانه هر بهشتی آنقدر وسیع است که میشود همه بهشتی ها را در آن جای داد. اینها روایت است؛ حق است؛ اما حل اینها مهم است. تا می گویند مهمانی و همه بهشتیها در آن خانه بهشتی و.... همین خانه ها که میسازیم را مجسم میکنیم و همین مهمانیها که داریم و....اینها شده دین ما! با این چه کنیم؟ بعد هم که ۴ میلیارد از ۵ میلیارد نفرمان که اصلاً مسلمان نیستند و یک میلیارد بقیه نیز ۷۰ درصد سُنّی بوده و ولایت ندارند و هیچ ؛ از ۳۰۰ میلیون بقیه عده ای شش امامی و عده ای هشت امامی و عده ای ده امامی و عده ای دوازده امامیند؛ الان در همین ایران خودمان از ۶۰ میلیون جمعیت ۳۰ الی ۴۰  میلیون ما شیعه دوازده امامی هستند؛ ده میلیون هم از اینطرف و آنطرف قرض بگیریم بشود ۵۰ میلیون نفر که از این ۵۰ میلیون باز هم در آنها دزدانِ سرگردنه و دزدان کشوری و شهری و استانی و خانگی و.... شرابخواران و بی حجابها و قماربازها و.... اینها که همه غربال میشوند؛ چقدر باقی میماند؛ بسختی یک میلیون نفر؛ این یک میلیون هم آنقدر گرفتاری دارند؛ نماز میخواند  ریا میکند؛ حج میرود ریایی؛ با اینها چه کنیم؟ اینها را هم بیرون کنیم؟ در آن  ته فرضاً ۵۰ هزار نفر بمانند؛ تا برسیم به افرادی که.... جناب شیخ الرئیس میفرمایند: آن توحید حَقّه قرآنی را در هر عصری تک تک مردان میگیرند.

رخش میباید تن رستم کشد      پُر دلی باید که بار غم کشد

حضرت آقا در الهی نامه نی فرمایند: ( الهی شکرت که دیده جهان بین ندارم هو الاول والاخر والظاهر والباطن) یعنی هر چه هستی؛ توئی. اینجور اگر بخواهیم بگیریم باید هر چه هست غربال کنیم. خیلی گرفتاری دارد و.... باید آمد و دید اسلامِ حقیقی؛ آن دینِ  نازنین؛ آن حقیقتِ عالَم شناسی و آدم شناسی چند تا پیرو دارد؟

آنطوریکه هست و باید باشد؛ که: (فی مَقعَدِ صِدقِ عِندَ مَلیکِ مُقتَدِر) فقط بگوید خدا و خدا و بس. به زبان به چشم به گوش به لامسه به بویش به چشیدن به وهم به خیال به عقل به نفس به قلب به روح به سِرّ و به خفی و به تمام حقیقت که دیگر هیچ دغل  در آن نباشد. آن توحید حقیقی و بایسته باشد. چه کسی را میتوان یافت؟ مشاهده میگردد چشم خوب است گوش مشکل دارد؛ چشم و گوش خوبند لمس مشکل دارد؛ چشم و گوش و لنس خوبند چشیدن مشکل دارد؛ بوکردن مشکل دارد؛ اینها خوبند وهم و خیال گرفتار است؛ خلوت میکنیم ؛ گوشه ای می نشینیم؛ سکوت می گیربم؛ بعد می بینیم چشم نمی بیند؛ گوش نمی شنود؛ دهان نمی خورد؛ بینی نمی بوید؛ لامسه لمس نمی کند؛ اما قوه خیال گرفتارمان کرده است. الان بر نماز ایستاده ایم نماز میخوانیم چشم نمی بیند گوش هم نمی شنود بیائید آن عکس روی دیوار را بردارید مبادا حواسمان پرت شود با نقش قالی چه میکنی؟ حال قالی را بردار و موکتی ساده و پارچه ای سفید بگذار و جانمازی سفید و مهر چه؟ مهر ایران است تربت کربلاست و....است؟ اینها را چه کنیم؟ اگر اینها را درست کردیم قوه خیال  نیز خیلی ممنون ماست که همه جیز را از سر راهش برداشته ایم اما حالا وقت میدان داری من است. با قوه خیال چه میکنی؟ خلوت می کنی می بینی عجب! ایشان نمی گذارند. سکوت می گیری می بینی قوه خیال مزاحم است. قوه وهم و خیال دهها صورت مقابلت می آورند اشخاص ، افراد، دوست، رفیق، هنسایه، همشهری، بدی، خوبی، ناراحتیها و سروصداها و بدوفحش و....اینها را چه کنیم؟ اینها هم بفرض حل کردیم؛ یک کلید به من و شما بدهند و بگویند مستجاب الدعوه ایم(مانند عابد برسیسا)صف کشیده دمِ در و از همه جا هم آمدند! چون همه فهمیدند و شنیدند که عابد برسیسا هر چه بگوید خداوند قبول می کند. استدعا دارم که ما لااقل آقا را اینطور معرفی نکنیم؛ آقا اصلاً اینطوری نیستند؛ اصلاً حرف اینها نیست که آقا آب دم بزنند و مریض  شفا دهند و....اینطور ایشان را معرفی نفرمائید.

منتظر امام زمان عج الله تعالی فرجه هستیم. مگر چه می خواهیم؟ حالا بفرض بگویند امام زمان آمده است؛ بفرمائید! الان آمده خدمت شما! شما هم رفتیدو دو روزی شعار دادید که (صل علی محمد مهدی زهرا آمد) بسیار خوب ؛ چه میخواهید؟ درد شما چیست؟ فرمایشتان چیست؟ هیچ؛ آقا یک استخاره بکنید ببینید با فلان خانم ازدواج  بکنم یا نه؟ پس امام تو بدرد استخاره تو میخورد؟ با امام زمان واقعاً چه می کنیم؟ یک چند روزی در رکاب ایشان هستیم بعد زن داریم بچه داریم باید شکمهایشان را سیر کنیم؛ آقا که نمی آیند به یکباره همه شکمها را هم سیر کنند. یکسال دوسال چندسال  امام زمان هم که باشند وضع به همین صورت می شود که هست.

تازه ایشان شمشیر بردارند و چهار نفر را گردن بزنند؛ خدا گواه است برمی خیزیم و اعتراض هم می کنیم چون می دانیم فردا نوبت ماست. در روایت داریم که وقتی آقا تجلی کنند خیلی ها انکارشان می کنند میگویند آفا اصل اینطور نیست که شما میفرمائید و می کنید ما نه از دین شنیدیم و نه از پیغمبر و....

الان حضرت آقا و تمام علمای ما هر چه نوشته اند فقط یک حرف از ۱۳ حرف اسم اعظم است و حضرت بقیه الله با تجلّی شریفِ خودشان ۷۲ حرفِ اسمِ اعظمِ دیگر را متجلّی می نمایند. به خداوندی خدا قسم که اگر الان حضرت آقا هم بخواهند برای ما آنطوری که خودشان دین را فهمیدند بازگو کنند سنگسارش میکنیم. می گوییم اینطور نیست؟ نیست و اینها بدعت است؛ اینها خلاف واقع است. مگر در گذشته  اینطور نبود؟ مگر در همین آمل به کفر آقا  حکم نکردند؟ مگر در همین آمل نماز جماعت آقا تحریم نشد؟ مگر در همینجا نفرمودند هر کس تا بحال نماز خواده باید نمازهایش را قضا کند ؟ بله هست اینطور هست.

آنطوریکه حقیقتِ دل آرای دین هست را نمی توانند برای ما بیان کنند. خود ائمه اطهار( علیهم السلام) از همین دوستان و اطرافیان و اصحاب خود میترسند. چون طاقت شنیدنِ حقیقت را ندارند. و لذا چقدر از جنبه معنوی باید خودمان را بالا ببریم تا به حقیقت بگوئیم من منتظر آن آقا هستم که بیاید و به ایشان بگویم آقا آنطور که میدانی برای من بگو و به من علم بیاموز. الحمدلله عزیزانی که در این  کلاسها شرکت دارند می دانند که نباید وقت و بی وقت مزاحم اوقات حضرت آقا بشوند؛ که مثلاً عده ای را جمع کنیم و راه بیندازیم و بگوئیم این بچه ندارد و آن گرفتاریست و... اینطور که نیست. اینها راهش نیست. راه چیز دیگریست. حالا دسته راه بیندازیم و برویم زیارت آقا که البته زیارت ایشان مغتنم است ولی چهره حقیقی عالِم را باید زیارت کرد. چهره حقیقی عالِم علمِ اوست کمالاتِ عقلانی و روحیِ اوست. به هر مقدار که کمال یافتی تشبه به اله پیدا میکنی؛ به هر مقدار است. اینها مهم است. امور عوامی مهم نیستند. یکی از عزیزان فرمودند که قبلاً هماهنگ کرده بودیم و برای کاری که داشتیم خدمت آقا مشرف شدیم و مشاهده کردیم بنده خدایی دمِ دربِ منزلِ آقا هست و آقا هم برایشان فرمایشاتی فرمودند و داخل منزل شدند و آقا هم وسایل پذیرائی آوردند و یکدفعه سیبی برداشت و به آقا گفت شما این سیب را دم بزنید و.... آقا هم اوقاتشان تلخ شد و فرمودند: اینها کارهای خیالیست از خیال دست بردارید از من که عقل هستم عقل بخواهید چرا در خیال هستید؟ اینها امور خیالی هستند. منتها خیالِ ممدوح لست و مضموم نیست. ما چرا عقل نیست؟ چرا عقلانی برخورد نمی کنیم؟ چرا ما حقایقِ عقلیه نمی خواهیم؟ حقایق عقلیه مجرد هستند و زمان و مکان ندارند؛ دور باش و بگیر؛ چطور است؟ که:( بُعد منزل نَبُوَد در سفز روحانی) اینستکه فرمودند تو به حقیقت بگو که من آمدن  و از آن ببعد خودت را تحویل بده آنطور که آنها می خواهند برای من و شما تصمیم بگیرند. منتها تا به حق آمدن  انسان مشکل است.

این عرایض مقدمه ای بود برای اینکه زمینه ای فراهم شود تا مطلب پایانیِ درس ششم و شروع درس هفتم در وادی من کیستم قدم بگذاریم و ان شاء الله با این زمینه هائی که گرفتید( همه شما خواهران و برادران) مطالب  پایانی درس ششم و شروع درس هفتم را مطالعه بفرمائید و بنویسید که چه حالاتی برای شما پیش آمده است و چه هدیه هائی گرفته اید ان شاءالله.

"والحمدلله ربّ العالمین"

 

اضافه‌ كردن نظر

کار برگرامی جهت ارسال نظرات بعد وارد کردن ایمیل خود لطفا پاسخ کد امنیتی را در کادر زیروارد کنید.
مثلا 25+5=30
شما فقط پاسخ را که عدد 30 باشد را وارد کنیدوسپس کلید ارسال را فعال کنید.


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

 

علامه حسن حسن زاده آملی

 

وبسایت هزارو یک کلمه مرکز نشر آثار حضرت علامه ذالفنون حسن حسن زاده آملی واستادفاضل کامل مکمل صمدی آملی

منوی تصویری

قبساتی از مشکات

 
 

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مشکات ولایت می باشد.

طراحی و پیاده سازی: ملی سرور