شرح دروس معرفت نفس علامه حسن زاده آملی:درس ششم جلسه بیست و پنجم
   
 

رای گیری

سلام .حضور شمارا خیر مقدم میگوییم .كیفیت مطالب را چگونه ارزیابی می كنید؟
 

تقویم فارسی

 
جمعه
۱۳۹۶
آذر
۳
 

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز528
mod_vvisit_counterدیروز1902
mod_vvisit_counterاین هفته11051
mod_vvisit_counterهفته گذشته14550
mod_vvisit_counterاین ماه43072
mod_vvisit_counterماه گذشته50631
mod_vvisit_counterکل بازدیدها2771152

در 20 دقیقه گذشته : 24
آی پی شما : 54.81.139.56
,
امروز : 03 آذر 1396

 
 
تصویر
نمایشگاه تجسمی روایی کرب وبلا کاری ازمشکات ولایت
دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۴۰
باسلام کانون علمی مذهبی مشکات ولایت به در خواست موسسه قرآنی ندای ملکوت اقدام به برگزاری نمایشگاهی در برج میلاد نموده . کاری متفاوت ونگاه نوع بهادثه کربلا لذا ازشما جهت باز دید از نمایشگاه دعوت به عمل می آید .  
تصویر
شروع شرح دروس معرفت نفس در کانال معرفت نفس
پنجشنبه ۰۴ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۰۸
سلام مشکات ولایت مدت کوتای است که اقدام به ایجاد کانالی تحت عنوان معرفت نفس کرده عزیزانی که در مباحث معرفت نفس تاکنون مطالعه داشته اند ویا نداشته اند . با عضو در کانال این امکان برایشان ایجاد شده که به فضل الهی شرح دروس معرفت نفس  استاد صمدی آملی را از ابتدا شروع کنند. کانال شرح دروس معرفت  را از طزیق کانال مشکات ولایت وارد شوید . ... ادامه مطلب...
تصویر
به کانال تلگرام مشکات ولایت بیوندید .
چهارشنبه ۰۲ دی ۱۳۹۴ ساعت ۰۸:۵۴
کانل تلگرام مشکات ولایت سلامکانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat این کانال صرفا جهت ارايه مباحث اخلاقي عرفاني وفلسفی پیرامون مباحث حضرت علامه حسن زاده آملی و استاد صمدی آملی ایجاد شده. وهر روزشما با پرسش وپاسخ متفاوتی از موضوعات عرفانی اخلاقی و اجتماعی علامه حسن حسن زاده آملی واستاد صمدی  همراه هستیم.مشکات ولایت عقل فطرت.گام به گام با معرفت نفس... ادامه مطلب...
زبان اعداد
چهارشنبه ۰۵ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۴۲
اگر شخصی شیئی مثلاً یک عدد انگشتر را در یکی از دستانش گرفته و شما قصد یافتن آن را داشته باشید، کافی است که از او بخواهید برای آن دستی که انگشتر در آن قرار دارد عددی زوج و برای دست دیگر عددی فرد را در نظر بگیرد. سپس از او بخواهید که عدد دست راست را در عددی زوج ضرب کرده و آنگاه حاصل آن را با عدد دست چپ جمع نماید. پس اگر عدد بدست آمده فرد باشد،... ادامه مطلب...
 
شرح دروس معرفت نفس علامه حسن زاده آملی:درس ششم جلسه بیست و پنجم PDF چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 1
بدخوب 
نوشته شده توسط جواد   
يكشنبه ۲۷ فروردين ۱۳۹۶ ساعت ۰۴:۳۹

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح دروس معرف نفس علامه حسن زاده آملی : جلسه بیست و پنجم

در ادامه درس ششم، بعد از رد ادله سوفسطائیها که منکر حق و حقیقت نظام عالم بودند و همچنین رد فرمایشات قائلین به حال که بین وجود و عدم واسطه قائل شدند ؛ نتیجه گرفتند: بلکه آنچه در عالم است حق و حقیقت است و حقیقت گرداننده نظام است. ادامه بحث به تفسیر و بیان همبن جمله پرداخته شد که چند جلسه قبل پیرامون آن بحث شد. و اما ادامه عبارتِ درس ششم آنست که فرمود:

(آیا اختراعات حیرت آور از اندیشه بشر پدید نیامده است و اکتشافات گوناگون شگفت زاینده فکر انسان نیست؟ مراد این است که همه اینها حقیقت دارد و از فکر بشر اینهمه حقایق تحقق یافته است. نه این است که هواپیمای غول پیکر از زمین برمی خیزد و در فراز آسمان با کمال دقّت به مقصد می رسد. آیا کسی می تواند بگوید که اینها همه وهم و خیال است؟ و هیچ واقعیتی ندارد؟ خیر، نمی شود گفت. (و آپولوی کوه پیکر از کره زمین به سوی کره ماه پرواز می کند و کَشتیهای سهمگینِ دریانورد از یک سوی اقیانوسی به سوی دیگر آن چون باد بر آب می روند؟ و این کارخانه برق نیست که به زدن آنی یک کلید، منطقه ای را از تاریکی شب رهایی می دهد؟ و این دستگاه مخابرات گوناگون نیست که به وسیله آن مردم روی زمین از خاوری تا باختری دهن به دهن گفتگو می کنند؟) یعنی اینها همه بی واقعیت هستند؟ اینهمه مردم روزانه مشغول کارهای گوناگون هستند و بر مبنای حق فعالیتشان استوار است، حقیقت هست و واقعیت دارد. ( و این صنعت چاپ نیست که در مدّت کمی از یک نسخه کتاب چندین هزار نسخه دیگر استنساخ می کند؟ و بدین رصدخانه های شگرف نیست که بر ستارگان و کهکشانها دست یافتند و حرکات آنها را در جداول زیجات تنظیم کرده اند؟ اگر همه اینها بی واقعیت بود که انسان اینهمه به زحمت نمی افتاد، آپولو  بسازد و به آسمانها برود، برای چه؟ برای یک امر بی واقعیت؟ نه آپولو  ساختنم حقیقت دارد و نه خودم حقیقت دارم و نه به آسمان رفتنم! اینطوریست؟ حال اینهمه مثالهای گوناگون برای اینستکه فکر انسان را در جهات گوناگون باز بفرمایند.

حضرت آقا در اوایل بحث جهت رد ادله اینها مثالی را از دروس هیئت و نجوم مطرح فرمودند. در بین علمای قدیم رصدخانه معمول بود که حالا از آن تعبیر به ژئوفیزیک می شود. بعض دانشگاها مرکز ژئوفیزیک دارند و با آلات و ادوات خاصی که دارند به امور آسمانها می پردازند. رصدخانه های قدیم.... رصدخانه مراغه ، رصدخانه سمرقند، رصدخانه جناب ملاخلیل آملی در یزد و همچنین دیگر رصدخانه هائی که بزرگان داشتند و در آنها حداقل سی سال مطالعه می کردند و یک زیج می نوشتند(زیج در اصطلاح فرانسوی به معنای جدول است). الان این تقویمها ئی که در دسترس ماست، خود یک نحوه زیج( از جنبه علم نجوم ) است. چون این تقویمها جدول بندی شده است و در صدر آن نامِ ماه نوشته میشود. این زیجها و تقویم فقط استخراج کار ماه و آفتاب هستند که از آن تعبیر به سال قمری و شمسی می شود. مثلاً از اول بهار تاکنون ( ششم خرداد) چقدر خورشید حرکت داشته است، البته ما اینها را تبدیل به ماه و هر ماهی را به چهار هفته و هفته را به هفت روز و هر روز را به بیست و چهار ساعت و.... می کنیم. اینها اموریست که فقط در مورد آفتاب و ماه مطرح است.

کتابهائی که به صورت زیج نوشته شده اند خیلی مبسوط بوده و در آنها کلیات و اصول مطرح می گردد. و تقویمهای در دسترس ما از آن زیجات استخراج گشته اند. مثلاً اگر تقویم حضرت آقا را بیابید، ایشان در اوّلِ آن متذکر هستند که ( من این تقویم را از زیج بهادری استخراج کرده ام).  فرض بفرمائید شخصی نزد دندانپزشکی سالها کار می کند  و بدون تحصیلات علمی و دانشگاهی ، دندانپزشک تجربی می شود، که به آن کار فنی گفته میشود و واستخراج این تقویمهای فعلی نیز کاری تجربی بوده و بر مبنای علم نجوم و رصد نیست. والّا مستخرج در ابتدای تقویم لازم است تذکر بدهد که این تقویم از فلان زیج استخراج شده است.

تا به حال تقریباً هفده زیج نوشته شده است . مثل زیج مرحوم خواجه طوسی؛ زیج جناب بهادری و.... نوعاً حضرت آقا در تقویم های خود متذکر شده اند که: این تقویم از زیج بهادری استخراج است. زیج بهادری بزرگترین و دقیقترین جدول و تقریباً آخرین زیجی است که تا به حال نوشته شده است.

برای نوشتن هر زیج سی سال تحقیقات در مورد حرکت شبانه روزی خورشید و ماه و... لازم است و این آقایان سی سال بطور شبانه روز حرکات ستارگان را در رصدخانه رصد می کنند. نوع حرکت و میزان آنها را اندازه گرفته و در جدول یادداشت می نمایند، تک تک ستاره ها توسط آنها جدول بندی می شود. و تقویمهای در دسترس ما جدول بندی کار ماه و آفتاب است. مثلاً می بینید این ماه سی روز است یا سی و یک روز، بدای ماه قمری داریم یک ماه سی روز و ماه دیگر بیست و نه روز است و.... اینها تقویم دو تا از ستارگان آسمان است. منتها چون این دو ستاره از نظر ما خیلی بزرگ و پرنور هستند و در امورات زندگی خود بیشتر به آنها حشر داریم، نوعاً با تقویم و جداول اینها سروکار داریم. ولی اگر کسی بخواهد تقویم زحل و مشتری و زهره و.... داشته باشد باید به این زیجات مراجعه نماید.

در روایات داریم که یکی از شروط استجابت دعا رسیدن کف الخضیب به دایره نصف النهار است. ( حضرت آقا نیز این مطلب را در کتابهایشان آورده اند و نیز در تقویمهای خود از سالهای ۳۹ تا ۴۵) و چون این ستارگان ثوابت هستند، یک بار اگر با دقت استخراج شود تقریباً برای همیشه کافیست. چون ستاره های ثوابت حرکت بسیا  کندی دارند، مثلاً هر ۲۵۰۰۰ سال یک دور می زنند. حضرت آقا در تقویمهای خود از یکدسته ستاره هایی بنام کف الخضیب نان بردند که اینها به چه نحو به دایره نصف النهار ( مثلاً به افق تهران یا جاهای دیگر ) می رسند. و چون اینها نیز از ستارگان ثوابت هستند یکبار استخراج آنها برای همیشه تقریباً کفایت می کند.

حرکات ماه از بین ستارگان حیرت آور است یعنی هر سال نیاز به استخراج جدید دارد و لذا مشکل مستخرجین تقویمها بطور هر ساله در کار ماه است. وگرنه کار آفتاب و استخراج دقیق آن حداقل برای چهل سال کافییت. یعنی با یکبار استخراج دقیق حرکات آفتاب و تعیین وقت اذان صبح، ظهر و مغرب برای چهل سال کفایت می کند. در دروس هیئت تیز آمده است : ( چون ماه و چهار ستاره دیگر بعنوان خمسه متحیره هستند و به تعبیری حرکتشان نژم خاصی ندارد و گاه به جنوب و گاه به شمال و مشرق کشیده می شوند؛ نیاز به استخراج همیشگی دارند.) این پنج ستاره متحیره همراه با آفتاب و یک ستاره دیگر بعنوان هفت سیار شناخته شده اند که فقط پنج تای آنها متحیره می باشند. حضرت آقا در دیوان خود نیز اشاره بدینها دارند و به تعبیری خود رو متحیر ششم خوانده و می فرمایند: با مت خمسه تبدیل به خمسه سته شده اند. اگر درس ۵۷ دروس هیئت ایشان را مطالعه بفرمائید مشاهده می کنید که در آنجا متحیره بودن خویش را توضیح می فرمایند.

در الهی نامه نیز آوردند: الهی شکرت که به حررت رسیدم. که منظور نظرشان حیرت عرفانیست.

اگر دروس معرفت وقت و قبله حضرت آقا را نگاه بفرمائید، در پایان این دروس جداولی موجود است که مربوط به طول و عرض شهرهاست که مثلاً روز هفتم خردادماه اگر وقت اذان ظهر به افق تهران در دسترس باشد با مقایسه طول شهر مورد نظر خود، و با توجه به اینکه هر ۱۵ درجه اختلاف طول فلکی برابر با یکساعت اختلاف زمانیست ، مابه التفاوت این طولها به تفاوت وقت اذانها نیز اشاره خواهد داست.

در درس ۵۳ جلد اول دروس هیئت طرز استخراج قبله؛ در دو روز سال که ۷ خردادماه و ۲۳ تیرماه باشد؛ به این صورت آمده است که: با مشخص بودن وقت اذان ظهر تهران ( که مثلاً در روز ۷ خردادماه ساعت ۱۱ و ۵۷ دقیقه است) و مقایسه طول شهرهای اینجا با تهران و در نظر گرفتن وقت اذان ظهر و با استخراج زمان دقیق رسیدن خورشید به راس مکه از کتاب دروس هیئت حضرت آقا ، به راحتی در این دو روز سال ( یک یا دو روز حوالی آن نیز تقریباً درست است و اشکالی ندارد ) می توان جهت قبله را یافت. مثلاً برای آمل با در نظر گرفتن وقت اذان ظهر تهران و اختلاف طول آن با تهران ( که مطابق با اختلاف ۵ دقیقه زمانی می شود ) ساعت ۱۱و۵۲ دقیقه اذان ظهر بوده( در روز ۷ خردادماه) و با ۴۹  دقیقه ای که برای آن در کتاب هیئت در نظر گرفته شده است (۴۹ دقیقه پس از اذان ظهر ) که ساعت ۱۲و۴۱ دقیقه (بوقت اصلی) با کاشتن شاخصی (مداد بهتر است) در زمین و خط کشی کردن جهت سایه آن می توان قبله آمل را استخراج کرد. برای شهر ساری که اذان آن با آمل حدود سه الی چهار دقیقه متفاوت است ساعت ۱۱و۴۹ دقیقه را وقت اذان ظهر و با در نظر گرفتن ۵۳ دقیقه بعد از اذان ظهر ؛ یعنی ساعت ۱۲و۴۲ دقیقه می توان قبله را یافت. برای شهر بابل به همین منوال وقت اذان ظهر ساعت ۱۱و۵۰ دقیقه و ساعت یافتن قبله ۵۰ دقیقه بعد از آن یعنی ساعت ۱۲و۴۰ دقیقه است.( این وقتهای اذان ظهر برای تاریخ ۷ خردادماه بوده است و برای ۲۳ تیرماه فقط وقت اذانهاست که تغییر میکند والّا اختلاف بعد از اذان ظهر برای یافتن قبله ثابت است. اردبیل ۳۶ دقیقه بعد از اذان ظهر ، اصفهان ۴۷ دقیقه ، اهواز ۳۷ دقیقه، بروجرد۳۶ دقیقه، تهران۴۶ دقیقه، تبریز ۲۵ دقیقه، ساری ۵۳ دقیقه، آمل و دماوند ۴۹ دقیفه، بابل ۵۰ دقیقه و...) در معرفت وقت و قبله در تاریخ مورد نظر وقت اذان ظهر را بیابید( به وقت اذان که از صدا و سیما پخش می شود اکتفا نکنید) و با در دست داشتن وقت بعد از ظهر هر شهر می توانید قبله را با شاخصی مناسب بیابید و این بحث را دنبال بفرمائید.

ادامه درس ششم:( و در اواسط و تعدیلات آنها چنان محاسبه کردند که دیگران  انگشت حیرت به دندان گرفتند؟ منظور حضرت آقا کار آقایان آخوندها در رصدخانه ها است که ماشاء الله چقدر دقیق نیز هستند.

اگر به ذیل صفحه ۱۵ کتاب ( معرفت نفس) نگاه بفرمائید ؛ در عبارت تعلیقه دارند: ( همانطور که برای تعیین مواضع کره زمین و تحصیل فواصل آنها از یکدیگر و دیگر اموری که مورد نیاز است طول و عرض جغرافیائی اثبات کرده اند، در کواکب نیز طول و عرض بکار برده اند؛ طول کواکب را تقویم کوکب نیز گویند. در علم هیئت برای  ضبط تقویم شمس و قمر و در دیگر سیارات، اوساط و تعدیلات آوردند و هر یک از وسط و تعدیل قوسی است از دایره عظیمه که باید در فن‌ شریف هیئت تعلیم گرفت) الان می گوئید: فاصله تهران تا آمل ( فاصله این دو نقطه از کره زمین) بفرض ۱۷۵ کیلومتر است. حال تقویمهائی  موجود است که در ضمیمه خود فواصل شهرها را نیز آورده اند. همانطورکه بین دو نقطه کره زمین به این صورت فاصله سنجی می  کنند، به عینه این کار در مورد فواصل آسمانی کرات و کواکب نیز انجام می شود. در کتب جغرافیا بحث طول و عرض بکار برده اند، مثلاً عرض جغرافیائی آمل فلانقدر است، در آسمانها نیز عرض از منطه البروج اندازه گیری می شود و طول را از مبدا خاص خود جناب مستخرجین که گاهاً مبدا را گرینویج لندن و گاهاً (آقایان علمای دینی ما) مبدا را جزایرِ خالداتِ کاناری که در نیمکره دیگر زمین نزدیک قاره آمریکا قرار دارد، می گیرند. مثلاً در درس ۵۳ صفحه ۲۵۹ دروس هیئت آورده اند: طول قم از گرینویچ ۵۰ درجه و۵۵دقیقه است. و در دروس دیگر مبدا جزایرِ خالداتِ کاناری را نیز مطرح فرمودند و تذکر داده اند که مشکل چندانی پیش نمی آید . چون در اندازه گیری طول به اختیارِ خود آقایان مستخرجین است که مبدا را از هر جا که مایلند بگیرند. اما عرض جغرافیائی یک امر عمومی است و در آسمانها مبدا را از منطقه البروج می گیرند و عرض زمینی را از خط استوا. مثلاً عرض آمل ۳۷ درجه، عرض تهران ۳۶ درجه، ساری۳۹ درجه و....است . اینها بر مبنای خط استوا اندازه گیری شده است. تقویمها نیز طول کواکب هستند، به فرض بپرسند امروز طول آفتاب چقدر است، عرض می شود امروز ششم خردادماه سال ۱۳۷۷ شمسی است. اوساط و تعدیلات که آقا در عبارت اخیر اشاره فرمودند جداولی است که در آن حالات حرکت ستارگان و سیارات را می آورند مانند همین تقویمهای خودمان که در جداولی حالات ماه و شمس در دست ماست. حال در زیجات اوساط و تعدیلات ( جداول) مربوط به عطارد، مشتری، مریخ و....همه اینها هست.

پس آیا همه اینها که آقایان استخراج کرده اند بی حقیقت و بی واقعیت است؟ نه این است که مستخرجی به محاسبه دقیق خبر می دهد که پس از  چند سال و ماه فلان روز نیمی از جرم خورشید مثلاً از کی تا کی مُنکَسِف می شود و آنچنان که گفت به وقوع می پیوندد؟! و همچنین هزاران صنایع دیگر و ظریف کاریهای افکار بشر نیست که همه مقرون با حقیقت اند؟ آیا این همه حقائق که از فکر بشر بظهور رسیده است از باطل بظهور رسیده است یا از حق؟ یعنی فکر و مبدا آن ذاتاً باطل است یا حق است؟ آیا از باطل اینهمه بوقوع می رسد و یا از هیچ اینهمه آثار وجودی پدید می آید؟ سوفسطائیها در اینگونه پرسشها چه پاسخی خواهند داد؟! الان شما فکر می کنید و اینهمه حقایق از فکرتان متتشر می شود؛ آیا براساس حق است یا بر اساس باطل فکر می فرمائید؟ قهراً می فرمائید همه یکپارچه حق است.

ابن صنایع است و ساخته افکار بشر؛ اینک قدمی به سوی طبایع برداریم . بدیهی است که ما تدریجاً از نطفگی تا کنون با جهان طبیعت هم آغوش بودیم و کم کم با آنها اُتس گرفتیم و دریا و صحرا و زمین و گردش ستارگان و آمد و شد شب و روز و تغییر و تبدیل وصول سال و وزیدن  بادها و بارانها و چهره های گوناگون حیوانات و نباتات و دیگر چیزها را بسیار دیده ایم؛ و بدین جهت از دیدن آنها چندان تعجب هم ننی کنیم و یا اینکه از خودمان که از هر موجودی عجیب تریم غافلیم و هیچگاه کتاب وجود خودمان را نخوانده ایم که کیستیم.

حالا از صنعت به سوی طبیعت برویم و ببینیم که ماشاء الله چگونه براساس حقیقت در حال گردش است و کم کم زمینه بگیریم که ان شاء الله مقامِ شریف حیرتِ انسانی را در مقابلِ عالَم کسب کنیم. ما چون از خردسالی با این طبیعت انس داریم از عالم لذتی نمی بریم، تا جائیکه سوفسطی بیچاره می گوید اصلاً واقعیتی وجود ندارد. اگر انسان به حقیقت این دو کتاب تکوینی آفاقی ( عالَم ) و کتاب تکوینی انفسی ( وجود خودش) را بدقت مطالعه بفرماید به آنچه مورد کمال اوست؛ ان شاء الله می رسد.

الان حق دارید بپرسید چه شده؟ ما تا حالا آمدیم و ادله سوفسطائیان را رد کردیم و در جواب انکار واقعیت آنها گفتیم آسمان و زمین و حیوان و انسان و....همه یکپارچه حقیقت هستند و آن حقیقت نیز گرداننده اینهاست؛ چرا چنین بحثی را مطرح فرمودند؟ اینها برای اینستکه زمینه فکری بگریم بر اینکه به همین مقدار ظاهری که خو کرده ایم قانع نباشیم و به اسرارِ وجودیِ عالَم و اسرارِ وحودیِ خود راه بیابیم. وگرنه ما نیز سوفسطی هستیم. فرق بین ما و سوفسطی چیست؟ اینهمه ادله آنها را که میگفتتد اصلاً واقعیتی وجود ندارد؛ رد کردیم و گفته ایم واقعیت و حقیقت وجود دارد؛  حال سوفسطی از شما بپرسد: شما که اینهمه دم از واقعیت می زنید چه بهره ای از آن گرفته اید؟ فرق بین من که منکر تمام حقایق هستم و شما که مُثبِتِ حقایق هستید چیست؟ همین اندازه که شما می گوئید حقیقت داریم من می گویم حقیقت نداریم. آیا فقط همین اندازه دعوا داریم؟ شما که اینهمه از اسرارِ وجودی و اَسرارِ حقائق می گوئید هیچ بهره ای هم برده اید؟ نه کتاب خودت را ورق زدی ؛ نه کتاب عالِم را ورق زدی، که از اسرارِ آن لذت عقلی و انسانی ببری. حضرت آقا نیز می فرمایند که اگر من و شما که مُثبِتِ حقایقِ عالَم هستیم براه نیفتیم و به اسرار و حقایق پی نبریم و آن لذت انسانی را نچشیم؛ ما نیز سوفسطی هستیم. تنها فرق بین ما و آنها اینستکه آنها منکر حقایق و ما تنها مُثبِتِ آن هستیم. این اندازه کاری نیست که بتوان از آن نام برد. پس نه سوفسطی از عالَم لذت می برد و نه من و شما که قائلِ به حقیقت عالَم هستیم. او نیز مانند ما زندگی روزمرگی خود را دارد. اینطور نبود که آقایانِ گورگیاس و پروتاگوراس و....زندگیِ روزمره نداشته باشند؛ زندگی می کردند ولی منکر حقایق شدند. ما به اینها گفتیم خیر؛ منکر حقائق نشوید؛ باید حقائق باشد. خوب حالا حقایق هست ؛ چه فایده ای برای ما دارد اگر نخواهیم به اسرارِ آنها پی نبریم؟ لذا راه آن این است که بهره ای از حقایق عالَم ببریم. و حضرت آقا نیز در این درس زمینه آنرا برای ما فراهم کرده اند. آن آفتاب با آن گردش خود که ظاهراً ربطی به ما ندارد! این زمین و آن خاک و این باران و آن حیوان و این انسان و.... همه در حال زندگی و حیات و گردش هستند؛ اینها همه حقایق و واقعیات هستند ؛ چه لذتی از دیدنشان می برید؟ از دیدن آفتاب چه لذتی می برید؟ آیا ابتهاجِ نفسانی عاید شما می شود؟ به تعبیر جناب شیخ الرئیس در نمط هشتم اشارات: آیا انسان از دیدنِ کلماتِ وجودیِ عالَم حقیقتاً مبتهج می شود؟ انبساطِ روحی می یابد؟ سرر وجودی می کند؟ جانش به حقیقت قویتر می شود؟ که گویا آسمانها در ولایتِ جان است؟! یا اینکه خیر؛ فقط در مقامِ ذهن؛ در وادیِ الفاظ و مفاهیم ؛ در کتابها خوانده است که خورشید به چند برابر از زمین بزرگتر و ماه چند برابر از زمین کوچکتر است و.... حال خواندیم و حفظ هم کردیم؛ الان اگر از ما بپرسند ؛ مانندِ یک ضبطِ صوت هم لفظ و هم مفاهیمِ آن را بیان می کنیم .اما آیا ضبطِ صوت از این گفته خود لذتی هم می برد؟ ابتهاج دارد؟ به حقیقت آن مقامات علمی برایش پیاده می شود؟ یا ضبط را هر وقت خاموش کردید همان جماد است؟ حال اگر یک انسان دست به قلم کند و به دانشگاه یا حوزه برود و بخواند و بفهمد و الفاظ را حفظ کند که آسمان این است و زمین آن است و  ....حال چه فرقی این انسان با ضبطِ صوت دارد؟ فرق او با کامپیوتر چیست؟نه کامپیوتر از این همه اطلاعات لذت می برد و نه انسان از آنچه که می داند. چه فرقی بین این دو است؟ حال سوفسطی انکارِ واقعیت می کند اما شما می فر مائید واقعیت هست. بهره انسانیِ شما چیست؟ از اینهمه واقعیت چه می خواهید؟ اگر با اینهمه ادراکاتی که داریم دفعهً خلق می شدیم ؛ تدریجاً در دامن طبیعت بالا می آمدیم ؛ یک دفعه خلق می شدیم؛ چه حالی به ما دست می داد؟ چه حسابی می کردیم؟یک دفعه می دیدیم بالا روشن است؛ مردم راه می روند ؛ لفظ که بلد نیستیم بگوئیم آفتاب است و این مردم هستند. چرا اینطور هستند! چرا اینطور می گردند؟ یک حالت حیرت آوری دارد. تا انسان به این مقام نرسد همچنان سوفسطی است.دقت بفرمائید . وگرنه خواندنِ عبارات مشکلی ندارد. با خواندن  نیز درک میگردد.

اگر می پرسیم که اگر به فرض با این اندام و اعضا و جوارح و سلامت حواس و مَشاعر دفعهً بوجود می آمدیم نه تدریجاً و در آنحال چشم به سوی جهان هستی می گشودیم و حرکت و هیات و نظم و ترتیب و آمد و شد این پیکر زیبای هستی را می دیدیم در آن حال چگونه بودیم و چه حالی برای ما بود و درباره این همه و نیز درباره خود چه فکر می کردیم و چه بُهت و حیرت و دَهَشتی داشتیم؟

دقت بفرمائید الان حضرت آقا میفرمایند اگر فرض اینطور باشد که به یکباره خلق شوید؛ در صفحه ۵۸ میفرمایند اصلاً اینطور بپندار؛ و دستورالعمل می شود. که بعد به عرض می رسد. یعنی باید از فرض بدر آئید و به متن واقعیت بروید. و آنقدر باید خودتان را تلقین کنید تا....اینطور درست بشود.

(و الحمدلله ربّ العالمین)

منبع: شرح دروس معرف نفس علامه حسن حسن زاده آملی

شرح: استاد داود صمدی آملی

آخرین به روز رسانی در يكشنبه ۲۷ فروردين ۱۳۹۶ ساعت ۰۵:۱۲
 

اضافه‌ كردن نظر

کار برگرامی جهت ارسال نظرات بعد وارد کردن ایمیل خود لطفا پاسخ کد امنیتی را در کادر زیروارد کنید.
مثلا 25+5=30
شما فقط پاسخ را که عدد 30 باشد را وارد کنیدوسپس کلید ارسال را فعال کنید.


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

 

علامه حسن حسن زاده آملی

 

وبسایت هزارو یک کلمه مرکز نشر آثار حضرت علامه ذالفنون حسن حسن زاده آملی واستادفاضل کامل مکمل صمدی آملی

منوی تصویری

قبساتی از مشکات

 
 

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مشکات ولایت می باشد.

طراحی و پیاده سازی: ملی سرور