شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 63 ( درس 14 )
   
 

رای گیری

سلام .حضور شمارا خیر مقدم میگوییم .كیفیت مطالب را چگونه ارزیابی می كنید؟
 

تقویم فارسی

 
سه شنبه
۱۳۹۶
آبان
۳۰
 

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز1417
mod_vvisit_counterدیروز2433
mod_vvisit_counterاین هفته5935
mod_vvisit_counterهفته گذشته14550
mod_vvisit_counterاین ماه37956
mod_vvisit_counterماه گذشته50631
mod_vvisit_counterکل بازدیدها2766036

در 20 دقیقه گذشته : 28
آی پی شما : 54.156.82.247
,
امروز : 30 آبان 1396

 
 
تصویر
نمایشگاه تجسمی روایی کرب وبلا کاری ازمشکات ولایت
دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۴۰
باسلام کانون علمی مذهبی مشکات ولایت به در خواست موسسه قرآنی ندای ملکوت اقدام به برگزاری نمایشگاهی در برج میلاد نموده . کاری متفاوت ونگاه نوع بهادثه کربلا لذا ازشما جهت باز دید از نمایشگاه دعوت به عمل می آید .  
تصویر
شروع شرح دروس معرفت نفس در کانال معرفت نفس
پنجشنبه ۰۴ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۰۸
سلام مشکات ولایت مدت کوتای است که اقدام به ایجاد کانالی تحت عنوان معرفت نفس کرده عزیزانی که در مباحث معرفت نفس تاکنون مطالعه داشته اند ویا نداشته اند . با عضو در کانال این امکان برایشان ایجاد شده که به فضل الهی شرح دروس معرفت نفس  استاد صمدی آملی را از ابتدا شروع کنند. کانال شرح دروس معرفت  را از طزیق کانال مشکات ولایت وارد شوید . ... ادامه مطلب...
تصویر
به کانال تلگرام مشکات ولایت بیوندید .
چهارشنبه ۰۲ دی ۱۳۹۴ ساعت ۰۸:۵۴
کانل تلگرام مشکات ولایت سلامکانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat این کانال صرفا جهت ارايه مباحث اخلاقي عرفاني وفلسفی پیرامون مباحث حضرت علامه حسن زاده آملی و استاد صمدی آملی ایجاد شده. وهر روزشما با پرسش وپاسخ متفاوتی از موضوعات عرفانی اخلاقی و اجتماعی علامه حسن حسن زاده آملی واستاد صمدی  همراه هستیم.مشکات ولایت عقل فطرت.گام به گام با معرفت نفس... ادامه مطلب...
زبان اعداد
چهارشنبه ۰۵ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۴۲
اگر شخصی شیئی مثلاً یک عدد انگشتر را در یکی از دستانش گرفته و شما قصد یافتن آن را داشته باشید، کافی است که از او بخواهید برای آن دستی که انگشتر در آن قرار دارد عددی زوج و برای دست دیگر عددی فرد را در نظر بگیرد. سپس از او بخواهید که عدد دست راست را در عددی زوج ضرب کرده و آنگاه حاصل آن را با عدد دست چپ جمع نماید. پس اگر عدد بدست آمده فرد باشد،... ادامه مطلب...
 
شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 63 ( درس 14 ) PDF چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 0
بدخوب 
نوشته شده توسط 1001kalame.ir   
سه شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۱۶:۵۷

بسم الله الرحمن الرحیم
شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه شصت و سوم ( درس چهاردهم )
ادامه درس : « موجودات همه در حدّ خودشان کاملند و دیده ی راست بین ، نقصی در عالم نمی بیند ، بلکه آن چه را می نگرد در غایت راستی ، عدل و حقیقت و درستی است . که  « وَ مَا خَلَقنَا السَّمَاوَاتِ وَ الأرضِ وَ مَا بَینَهُمَا إلا بِالحَقِّ » ( حجر / 85 ) ، یعنی آسمان و زمین ، همه بر اساس حقیقت بنا شده است . »
این مطلبی بود که قبلاً هم درباره ی آن بحث شد ، ولی در اینجا یک سؤال پیش می آید و آن اینکه اگر عالم همه بر اساس عدل و حقیقت درست شده باشد که « بِالعَدلِ قَامَتِ السَّماوَاتِ وَ الأرضِ » ، مسائلی که شرّ به نظر می رسد را چگونه باید حل کنیم ؟ مثلا این همه حوادث طبیعی از قبیل سیل و زلزله که سبب کشتار و مرگ و میر افراد و خرابی منازل می شوند یا وجود افرادی کج فهم و خلاف کار که سبب ناآرامی ها و اذیّت مردم اجتماع می گردند ( مانند وجود صدام ، یزید ، معاویه و . . . و وجود شیطان ) ، آیا این ها شرّ نیست ؟ و اصلاً خلق این حوادث طبیعی یا افراد شرور و شیطان ، چه نفعی برای انسان ها و نظام هستی دارد ؟! ( که حضرت آقا هم در متن ، فقط مسائل خیر و شرّی را که به صورت متعارف در بین مردم مطرح است را طرح نموده و حل این سؤالات را بعداً وعده فرمودند و چون دروس معرفت نفس ادامه پیدا نکرد ، فقط در جلد سوّم به صورت اشاره ، مطالبی را عنوان نموده اند و گرنه بحث خیر و شرّ در فلسفه و عرفان ، بحث بسیار سنگینی است و شبهه ی بسیار بزرگی است که بسیاری از ذهن ها را مشغول خود می کند و ما هم در اینجا به صورت گذرا روی آن بحث می کنیم ) .
ادامه درس : « اکنون عطف بر درس پیش می پرسیم که خیر و شرّ یعنی خوب و بد در هستی چگونه راه یافت که می گویند این خیر است و آن شرّ ؟!»
نکته ای که باید توجّه داشت این است که خداوندی که خیر مطلق است ( یکی از اوصاف الهیه ، « خیر » است و به عبارتی عنوان می گردد وجود ، خیر مطلق است و در وجود شرّ راه ندارد ) ، امکان ندارد که شرّ بیافریند و اگر اعتقاد پیدا کردیم که در عالم ، شرّ وجود دارد باید مانند افرادی که معتقد بودند که در عالم دو مبدأ وجود دارد ، یکی یزدان که مبدأ خیر است و یکی اهرمن که مبدأ شرّ است ، باشیم .
چون با توجه به این اصل که همواره بین علت و معلول و اثر و مؤثّر ، باید سنخیّت وجود داشته باشد ، امکان ندارد که از خداوندی که خیر محض است ، شرّ حاصل شود . لذا باید به دو خداوند اعتقاد پیدا کنیم که این اعتقاد هم با مسئله ی توحید قرآنی مطابقت نخواهد داشت . بنابراین مسئله ی خیر و شرّ را چگونه باید حل کنیم ؟!
که حضرت آقا هم می فرمایند :
ادامه ی درس : « اگر چه سزاوار است نخست خیر و شرّ شناخته گردد و معنی آنها دانسته شود تا پس از آن حکم شود که چه چیزی بد است و چه چیزی خوب ، ولی اینک به آنچه در اذهان شما معنی خیر و شرّ مرکوز است (یعنی جا گرفته است) اکتفا می کنیم و به مناسبت بحثی که در کمال و نقص پیش آمده است در خیر و شرّ نیز اشارتی می کنیم تا چون به زبان یکدیگر بهتر آشنا شدیم ، شرح و بسط بیشتر درباره آنها به میان آوریم » .
بحث خیر و شرّ در اینجا به صورت اشاره و ناتمام ، تنها به خاطر اینکه بحث کمال و نقص مطرح گردید ، عنوان شده است . زیرا در بحث کمال و نقص (که کمال را خیر و نقص را شرّ در نظر گرفتیم) بیان شد که هر موجودی در موطن خودش کامل است و آن چیزی که ما به عنوان نقص مطرح می کنیم ، فقط در مقام قیاس با موجود بالاتر و قوی تر می باشد و در مقام خارج و حقیقت ، نقصی وجود ندارد . و اگر نقصی مشاهده می گردد به خاطر نحوه ی بینش ما می باشد .
همانطور که در درس سیزدهم عنوان گردید ، ما تخم مرغ را در مقام قیاس با مرغ، ناقص می بینیم ، در حالی که این دو هیچ ربطی به هم ندارند و هر کدام خودشان موجودی جدا از هم بوده و در حدّ خودشان کمالاتی را هم دارند . یا دانه ی گندم برای خودش بافت و ساخت خاصّی دارد و هیچ عیبی هم در حدّ خودش ندارد . اما این بینش ماست که دانه ی گندم را با خوشه ی گندم مقایسه می کنیم و می گوییم این ناقص و آن کامل است.
در حالی که در این مقطع زمانی ، ما یک دانه ی گندم داریم و یک خوشه ی گندم . لذا مقایسه ی این دانه ی گندم که باید چند ماه بعد به خوشه تبدیل شود با خوشه ای که در این مقطع زمانی وجود دارد ، مقایسه ای نادرست است . زیرا وقتی شیئی را از مکان و زمان خاصّش برداشتید و در مکان و زمان دیگر گذاشتید ، دیگر این شیء همان شیء قبلی نیست و عوض می شود که بحث خیر و شرّ نیز در مقام خارج وجود ندارد ، بلکه این شرّ که می بینیم به دید و بینش ما در مقام قیاس برمی گردد .
و یا در مثالی که حضرت آقا بیان فرمودند ، آن دو نفر کاسب ، یا سفالگر و باغبان ، مطابق با خواسته های شخصی خودشان ، یکی یک روز را بد می داند و یکی دیگر همان روز را خوب می داند که اینها بر اساس نفع شخصیِ خود، آن روز یا باریدن باران را خوب یا بد پنداشته اند .
به جهت تبرّک ، عبارت متن عنوان می شود ( ملاحظه بفرمایید که این جملات از لحاظ ادبی ، تشبیهات و کنایات ، چقدر خوب بیان شده است ) .
ادامه ی درس : « دوستان من ، امروز را كه دارد سپرى مى شود در نظر بگيريد. اينك نزديك به شام است و خورشيد دارد كم كم سر به گريبان كرانه فرو مى برد و طلعت زنگى شب نمودار مى شود . چه خوب است كه اهل حساب باشيم ؛ بفرمائيد حساب برسيد تا ببينيم بامداد امروز تاكنون در نظام هستى چه چيزى را مى توان بد گفت و شر ناميد ؟
آيا پديد آمدن سپيده بد بود ؟ آيا رسيدن بامداد بد بود ؟ آيا هوا و نسيم بامدادى بد بود ؟ آيا بر آمدن خورشيد بد و ناگوار بود ؟ آيا گردش زمين و خورشيد بد و ناهنجار بود ؟ آيا وزيدن باد بد بود ؟ آيا تابش خورشيد بد بود ؟ آيا روشن شدن محيط زيست ما به پرتو خورشيد بد بود ؟ آيا نور دادن و حرارت دادن خورشيد به زمين و رستنيها و جانداران بد بود ؟ آيا به فرا رسيدن روز كه انسان در راه تحصيل علوم و معارف خود مى كوشد بد است ؟ و يا انسان و جز آن كه در روز كه بدنبال كسب روزى و تشكيل زندگى خود مى روند بد است ؟ آيا اينك كه هنگام فرو شدن خورشيد فرا رسيده است بد است ؟ آيا خورشيد دارد غروب مى كند و شب كه براى آسايش و هزاران فوائد و مصالح نظام هستى است فرا مى رسد بد است ؟ و . . .
بفرمائيد در نظام هستى ما كه از بام تا شام را روز مى ناميم ، از اين بام تا شام ، در اين نظام و در اين آمد و شد هستيها چه چيز بد است ؟ با تأمل بسيار دقيق در اين گفتار و اين پرسش توجه بفرمائيد . مگر در درس پيش باور نكرده ايم كه هر چيزى در عالم خود به كمال است و نقصى در خود او با قطع نظر از قياس و سنجش به ديگرى متصور نيست ؟ »
همانطور که ملاحظه می فرمایید سؤالات طوری تنظیم شده که تمام مجودات در موطن خودشان و به صورت جداگانه دیده می شوند که اینطور نگاه کردن به موجودات عالم با قطع نظر از قیاس ، به این معنا است که انسان خودش را در متن واقع قرار دهد نه اینکه در مقام ذهن ، اشیاء را با همدیگر مقایسه کند که قیاس مربوط به قوّه ی واهمه و خیال است ( انشاءالله به عرض می رسانیم ) . اما در اینجا سؤالی پیش می آید که ارتباط بین این موجودات جدا از هم چگونه است ؟ ( این مطلب جای بحث دارد انشاءالله ) .
ادامه ی درس : « حالا دوستان من در نظر بگيريد كه دو تن در امروز هر يك با سرمايه اى معين بهدنبال كسب رفته اند . يكى از سرمايه خود كسب كرده و بهره فراوان برده است؛ مثلا كالائى را به بهائى خريد و به بهاى بيشترى فروختو ديگرى مقدارى از سرمايه اش را گم كرده است و از بقيه ی آنكالائى به بهائى خريد و به بهائى بسيار كمتر از آن فروخت . آن اولى از كار امروزش خرسند است و اين دومى غمگين . آن يكى مى گويد امروز چه روز خير و خوبى براى من بود و اين دومى مى گويد امروز چه روز بدى براى من بود . آيا نه چنين است ؟
مگر من و شما اينگونه حرفها را از مردم اجتماع نمى شنويم؟ مگر اينگونه انديشه ها و افكار در ميان توده ی مردم رایج نيست ؟
باور مى فرمائيد كه آن دو تن كاسب اگر هر دو از يك خانواده بودند و صبح كه از خانه بدر مى آمدند با هم از يك دروازه بيرون مى آمدند و در هنگام بيرون آمدنشان كسى با آنان روبرو شده بود به اين معنى كه ناگهانى در فرا روى آن دو در آمده بود ، آن كاسب اولى كه سود كلان برده است مى گويد فلانى كه امروز در هنگام بيرون آمدن از منزل به فرا رويم در آمد چه قدر قدم خوشو مبارك داشت ؟ خلاصه مواجه شدن با همان شخص را به فال نيك مى گيرد و چه بسا او را بستايد و در حق او درود و دعا بفرستد .
و آن دومى مى گويد زيان امروز من بر اثر نخستين برخورد من با آن شخصى كه با اولى برخورد كرده است مى باشد و آن شخص چه قدر آدم بدقدم و نحسى بوده است!خلاصه مواجه شدن با همان شخص را به فال بد مى گيرد و چه بسا ناسزا به او بگويد و دشنام بدهد .
و به فرض اگر باز فردا بخواهند از خانه بدر آيند دومى با ترس و بيم به چپ و راست نگاه مى كند كه مبادا باز شخص بدقدم و نحس ديروز با او در هنگام بيرون رفتن از خانه روبرو شود . ولى اوّلی باز اميدِ برخورد با همان شخص را دارد كه خوش قدم و مبارك بود . آيا نه چنين است ؟ مگر اين حرفها و پندارها در مردم وجود ندارد ؟ » .
همانطور که در مثال توجّه نمودید ، معلوم است که پندار این دو نفر ، مقام و موطن ذهن است و در متن خارج ، حقیقت ندارد .
لذا انسان کامل که به تعبیری کلّ اسماء نظام هستی را تعلیم گرفته است ، « وَ عَلَّمَ آدَمَ الأسمَاءَ کُلَّهَا » ( بقره / 31 ) ، او خود را در متن خارج می بیند نه اینکه در موطن ذهن تجزیه و تحلیل فکری و مفهومی کند و به همین دلیل تمام نظام هستی را یکپارچه زیبا و بدون نقص می بیند که عرض کردیم دیده ی راست بین پیدا کردن کار بسیار مشکلی است که دیده ی راست بین پیدا کردن یعنی به توحید صمدی قرآنی رسیدن یا به عبارتی به وحدت وجود رسیدن و یک حقیقت دیدن ، نه اینکه فقط یک حقیقت را ببیند که واقع یکی نباشد که بگوییم وحدت وجود وحدت شهودی است ! خیر ! وحدت وجود وحدت عینی و خارجی استو باید به آن رسید و فهمید و بالاتر از فهم ، باید چشید تا به شهود در آید .
ادامه ی درس : « الان فصل تابستان اواخر تير است . خَلقى گندم و جودرو مى كنند و به خرمن كوبى مشغولند و خلقى باغ اشجار دارند و ميوه ها بر درختان رسيده است و خلقى صيفيجات كاشته اند و اكثر مردم مرز و بوم ما شالى را نشا كرده اند و به وجين مشغولند . برخی كوره آجرپزى دارند و برخى كوزه گرى دارند .
اگر فردا باد، تند وزيدن گيرد آنكه در سر خرمن است چه قدر شاد استو آنكه باغ اشجار دارد از همان وزيدن باد چه قدر ناشاد است ؟ در عين حال آنكه در خرمن است بيم دارد كه مبادا آن باد ، باران آورد و آن كه باغ اشجار دارد مى گويد اگر اين باد ، باران هم در پى داشته باشد ديگر بدا به حال من . و آنكه سبزيجات كاشته است و آنكه در نشا و وجين است از وزيدن باد فال نيك مى زند كه اميد است باران در پى داشته باشد . و آن آجر پز و كوزه گر در هراس ، و همان باد را به فال بد كه مبادا باران در دنبال داشته باشد . اگر باران بيايد آنكه در خرمن است و آنكه باغ اشجار دارد ، آنكه كوره آجرپزى و آنكه كوره كوزه گرى دارد همه ترش روى و ناشاد ، و آنكه باغ سبزيجات و نشا دارد شادان و شاداب و خندان ، همه از يك روز ، همه از يك شخص ، همه از يك باد  ،  همه از يك باران ، همه از يك وضع ، آيا نه چنين است ؟ »
باید توجّه داشت که در متن واقع امکان ندارد که هم باران و باد بیاید و هم باران و باد نیاید که این اجتماع نقیضین یا ارتفاع نقیضین می شود و اجتماع و ارتفاع نقیضین نیز محال است .
در متن واقع باران و باد ، یا باید بیاید و یا نیاید و غیر از این امکان ندارد . لذا تنظیم عالم به طوری که همه ی افراد و موجودات بتوانند به روزی شان برسند کاری بسیار مشکل است که خداوند هم فرمود ما طوری تنظیم می کنیم که همه به روزی شان برسند و هیچ کس را گرسنه نمی گذاریم مگر اینکه خودشان از دهان همدیگر بکشند و در ببرند که خداوند برای اینکه حضرت موسی ( ع ) را به فهم یک حقیقت برساند که این یک حقیقت ، رمز است ، کد است ، دستور داد تا سفر دریایی کند و در جزیره ای عصایش را بر صخره ای بزرگ بزند، بعد حضرت موسی ( ع ) دید درون آن صخره ی محکم کرمی وجود دارد که دهانش برگ سبزی قرار گرفته است و خداوند به حضرت موسی ( ع ) فرمود ما اینطور هستیم و روزی بندگانمان را با این دقّت تنظیم می کنیم و نمی گذاریم دهانی بی روزی بماند ( چون حضرت موسی ( ع ) انسان کامل هست و باید به تمام اسرار وجودی نظام هستی آگاه شود ، خداوند هم این سفر علمی را برایش درست نمود تا این حقیت برایش روشن شود ) ، که :
آن یکی جودش گدا آرد پدید         و آن دگر بخشد گدایان را مزید
لذا خداوند طوری تنظیم می کند که باد و باران و خشکسالی و . . . بیاید ولی در عین حال مردم از گرسنگی نمیرند مگر اینکه گناهان مردم سبب قطع روزی آنها شود . مثلا همانطور که در روایات بیان شده است گناهی مثل ربا ، آثار مختلفی را در اجتماع ایجاد می کند و یکی از آثار آن گرانی است و حدود سی نوع بلا در اثر همین گناه رباخواری عاید اجتماع می گردد و این تأثیر برداشتنی نیست .
مثلا شما با خودکار و جوهر شروع به نوشتن می کنید و ظرف چند ساعت مطلبی را می نویسید و می بینید که همین جوهر و خودکار چه مقدار اثر را به جای گذاشته است . حال اگر از نفس انسان چیزی سر بزند ، آثاری از خود به جای می گذارد که اثرش تکوینی بوده و برداشتنی نیست . مثل اینکه کسی اشتباها به جای اینکه آب بنوشد ، زهر یا سمّی مصرف نماید . اینطور نیست که این سمّ بر مبنای این که ایشان اشتباه کرده و نمی دانسته و آن را خورده است تأثیر نکند ، بلکه این سمّ اثر خودش را خواهد گذاشت .
لذا روزی از بالا به خوبی تقسیم می شود اما این ما هستیم که آن را آلوده می کنیم . حضرت آقا در الهی نامه فرموده اند : « الهی تو خوب آفریدی ، ما بد پیوند زدیم » .
ادامه ی درس : « آيا آن روز بد است ؟ و يا آن شخص بد است ؟ و يا آن باد و يا آن باران بد است ؟ بايد دوستانِ هوشيار و بيدار من دقت بيشتر و مطالعه دقيقتر بفرمايند .
آقايان! مگر همين اصناف مختلف مردم نيستند كه صنفى روزى را نكوهش مى كنند , و صنفى همان روز را مى ستايند ؟ آيا همين طبقات گوناگون مردم نيستند كه طبقه اى به روزگار، بد مى گويندوطبقه اى همان روزگار را به نيكویى ياد مى كنند , و مگر از دهانهایى نشنيده ايد كه مى گويند لعنت بر دنيا ؟
اگر از دنيا , زمين و آسمان و ماه و خورشيد و ستارگان و آمد و شد شب و روز و آمدن باد و باران و روئيدن رستنيها و بودن جانداران و ديگر هستيها كه هر يك در مقام خود به بهترين صورت آراسته و پرداخته و هر يك به برنامه اى خلل ناپذير چنانكه مشهود هر بِخرَد است ، بد گويند ، هر آينه فرسنگها از فرهنگ دورند؛ و اگر در پيشگاه عالِم زانو نزدند و از منطق اهل درايت سخن نشنودند در حقيقت كودكانى بزرگسال اند و تنها رشد نباتى و حيوانى كرده اند و به عالَم انسانى قدم ننهاده اند و رشد عقلى تحصيل نكرده اند .
چه قدر بجاست كه در اين مقام از جناب حكيم نامور ناصر خسرو علوى يادى شود :
نكوهش مكن چرخ نيلوپرى را        برون كن ز سر باد خيره سرى را
برى دان زافعال , چرخ برين را          نشايد ز دانش نكوهش برى را
چو تو خود كنى اختر خويش را بد     مدار از فلك چشم نيك اخترى را
توبا هوش و رأى از نكو محضران چونهمى برنگيرى نكو محضرى را
اگر تو ز آموختن سرنتابى            بجويد سر تو همى سرورى را
درخت تو گر بار دانش بگيرد        به زير آورى چرخ نيلوپرى را        » .
آری ، انسان باید کسب معارف کند تا درخت دانشش به بار بنشیند که راه تحصیل برای انسان باز است و به تعبیر جناب خواجه طوسی ( علیه الرحمه )، نفس انسانی طوری آفریده شده که تمام موجودات نظام هستی آمادگی این را دارند که معلوم او قرار بگیرن و همه ی اسرار خودشان را تحویل انسان بدهند .
ادامه ی درس : « غرض اینکه در نظام هستی که به دقّت بنگریم می بینیم که پیدایش هر چیز در هر حال به طور حتم و وجوب است » .
که عبارت فوق خیلی سنگین است و به یک معنا ، با عنوان رساله شریف «توقیفیّت اسماء» مناسبت دارد که هر یک از اسماءالله توقیفی اند و در جای خودش وقوف دارند ( و وقوف هم غیر از عبور است ، مثلا شما از اینجا حرکت می کنید و می خواهید به منزلتان بروید ، به آن مسیری که از آن عبور می کنید دار المَمَر یا بستر عبور می گویند و به منزلتان که محل آرمیدن و سُکنی گزیدن شماست وقوف می گویند ) . یعنی هر یک از موجودات نظام هستی در جای خاصّی وقوف دارند و این وقوف به صورت وجوب و حتم انجام شده است و شکل دیگری را برای آن نمی توان در نظر گرفت .
به عبارتی جایگاه تعیین شده برای هر یک از اسماءالله آن چنان حتمی است که اگر بخواهید هر یک از آن ها را از جایگاهشان تکان دهید باید کلّ اسماءالله تغییر کند . و به یک عبارتی تک تک موجودات نظام هستی اسماءالله هستند . لذا هر یک از موجودات نظام هستی در جایگاه خودشان وقوف دارند و آرمیده اند و تغییر پذیر نیستند . درخت ، ماه ، ستاره ، زمین و همه ی چیزهایی که وجود دارند جابجایی و تغییری در آن ها امکان پذیر نیست که :
اگر یک ذرّه را برگیری از جای         همه عالم خلل یابد سراپای
مثل اینکه تعدادی قوطی را بر روی هم چیده اید و آن ها هم همه با هم مرتبط هستند و اگر یک قوطی را از جایش تکان دهید ، نظم تمام قوطی ها به هم می خورد .
نظام هستی هم مانند یک مجموعه ی به هم پیوسته است و هر خلل و بی نظمی در هر یک از اجزاء سبب بی نظمی در کلّ نظام خواهد شد ( اینکه در روایات بیان شده که در قیامت چندین موقف وجود دارد مثلا موقف حج ، نماز ، حقّ النّاس ، خمس و . . . ، منظور این است که انسان اگر در این موقف ها توانست وقوف پیدا کند و آرامش داشته باشد ، همین آرامش و قرار گرفتن در این جایگاه برایش بهشت می شود . ولی اگر نتوانست وقوف یابد و ناآرام بود برای او این موقف ، جهنم می شود و فهم این احادیث که قیامت 7 موقف به وزان مراتب هفتگانه نفس ناطقه دارد انشاءالله باید در همین دروس معرفت نفس حاصل شود که منظور ، مراتب هفتگانه ی نفس انسانی ، یعنی طبع ، نفس ، عقل ، قلب ، روح ، سرّ ، خفی و أخفی است ) .
بنابراین اگر قبول کردیم که اسماءالله توقیفی اند و هر اسمی در موطن خاصّ خود قرار دارد و در آنجا وقوف دارد و نظام هستی و یا به تعبیری کلّ کلمات وجودی یعنی همین هیأت و شکل کنونی و غیر از این هم قابل تصوّر نیست ، در این صورت اگر این فرد کشته شد ، باید کشته می شود و یا اگر سیل آمده و خرابی زیادی هم به جای گذاشته باید می آمد و خرابی ایجاد می کرد . و همین طور دیگر چیزهایی که ما آن را شر می دانیم باید انجام می شد .
در این جا ممکن است این سؤال پیش آید که آیا ما با این تفکّر به جبر معتقد هستیم ؟! در جواب باید گفت همانطوری که در سوره ی یس آیه ی 62 بیان شده « وَ لَقَد أًضَلَّ مِنکُم جِبِلّاً کَثیراً أفَلا تَعقِلُونَ » . هر چیزی بر اساس جبلّی اش تحقّق یافته است نه بر اساس جبر . اما اینکه جبلّی یعنی چه ؟ انشاءالله در آینده بحث خواهد شد .

« و الحمدلله ربّ العالمین

نوشته شده توسط کانون علمی مذهبی مشکات ولایت

توسط سالک کمنام  1394/9/24

 

اضافه‌ كردن نظر

کار برگرامی جهت ارسال نظرات بعد وارد کردن ایمیل خود لطفا پاسخ کد امنیتی را در کادر زیروارد کنید.
مثلا 25+5=30
شما فقط پاسخ را که عدد 30 باشد را وارد کنیدوسپس کلید ارسال را فعال کنید.


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

 

علامه حسن حسن زاده آملی

 

وبسایت هزارو یک کلمه مرکز نشر آثار حضرت علامه ذالفنون حسن حسن زاده آملی واستادفاضل کامل مکمل صمدی آملی

منوی تصویری

قبساتی از مشکات

 
 

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مشکات ولایت می باشد.

طراحی و پیاده سازی: ملی سرور