شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 60( درس14 )
   
 

رای گیری

سلام .حضور شمارا خیر مقدم میگوییم .كیفیت مطالب را چگونه ارزیابی می كنید؟
 

تقویم فارسی

 
جمعه
۱۳۹۶
آذر
۳
 

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز532
mod_vvisit_counterدیروز1902
mod_vvisit_counterاین هفته11055
mod_vvisit_counterهفته گذشته14550
mod_vvisit_counterاین ماه43076
mod_vvisit_counterماه گذشته50631
mod_vvisit_counterکل بازدیدها2771156

در 20 دقیقه گذشته : 26
آی پی شما : 54.81.139.56
,
امروز : 03 آذر 1396

 
 
تصویر
نمایشگاه تجسمی روایی کرب وبلا کاری ازمشکات ولایت
دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۴۰
باسلام کانون علمی مذهبی مشکات ولایت به در خواست موسسه قرآنی ندای ملکوت اقدام به برگزاری نمایشگاهی در برج میلاد نموده . کاری متفاوت ونگاه نوع بهادثه کربلا لذا ازشما جهت باز دید از نمایشگاه دعوت به عمل می آید .  
تصویر
شروع شرح دروس معرفت نفس در کانال معرفت نفس
پنجشنبه ۰۴ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۰۸
سلام مشکات ولایت مدت کوتای است که اقدام به ایجاد کانالی تحت عنوان معرفت نفس کرده عزیزانی که در مباحث معرفت نفس تاکنون مطالعه داشته اند ویا نداشته اند . با عضو در کانال این امکان برایشان ایجاد شده که به فضل الهی شرح دروس معرفت نفس  استاد صمدی آملی را از ابتدا شروع کنند. کانال شرح دروس معرفت  را از طزیق کانال مشکات ولایت وارد شوید . ... ادامه مطلب...
تصویر
به کانال تلگرام مشکات ولایت بیوندید .
چهارشنبه ۰۲ دی ۱۳۹۴ ساعت ۰۸:۵۴
کانل تلگرام مشکات ولایت سلامکانال مشکات ولایت  @meshkatehvelayat این کانال صرفا جهت ارايه مباحث اخلاقي عرفاني وفلسفی پیرامون مباحث حضرت علامه حسن زاده آملی و استاد صمدی آملی ایجاد شده. وهر روزشما با پرسش وپاسخ متفاوتی از موضوعات عرفانی اخلاقی و اجتماعی علامه حسن حسن زاده آملی واستاد صمدی  همراه هستیم.مشکات ولایت عقل فطرت.گام به گام با معرفت نفس... ادامه مطلب...
زبان اعداد
چهارشنبه ۰۵ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۴۲
اگر شخصی شیئی مثلاً یک عدد انگشتر را در یکی از دستانش گرفته و شما قصد یافتن آن را داشته باشید، کافی است که از او بخواهید برای آن دستی که انگشتر در آن قرار دارد عددی زوج و برای دست دیگر عددی فرد را در نظر بگیرد. سپس از او بخواهید که عدد دست راست را در عددی زوج ضرب کرده و آنگاه حاصل آن را با عدد دست چپ جمع نماید. پس اگر عدد بدست آمده فرد باشد،... ادامه مطلب...
 
شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه 60( درس14 ) PDF چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 0
بدخوب 
نوشته شده توسط 1001kalame.ir   
چهارشنبه ۰۴ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۰۹:۰۶

بسم الله الرحمن الرحیم
شرح دروس معرفت نفس علامه حسن حسن زاده آملی جلسه شصتم ( درس چهاردهم )
در ابتدای درس چهاردهم بحث شد که اگر موجودات را در حدّ وجودی خودشان بنگرید ، هیچ گونه نقص در نظام هستی مشاهده نمی کنید . و نکته ی عمده این است که خود انسان در مقام شهود و دیدن ، دیده ی راست بین پیدا کند و گرنه دچار کج بینی هایی می شود که برایش گرفتاری هایی ایجاد می کند که از ناحیه ی خود اوست .
در حدیثی از جناب رسول الله ( ص ) نقل شده است که خداوند به دنیا ( نشئه ی طبیعت ) امر کرد که هر کسی از تو اعراض کرد به او روی بیاور و هر کسی که به سوی تو روی آورد ، خسته اش کن .
حدیث ذکر شده از احادیث بسیار سنگین و شریف است که به عنوان کد در کسب مقامات انسانی به کار می آید که به دنیا امر کرده و دنیا در واقع مأمور الهی است که هر کسی از او اعراض کرده به او روی بیاورد و هر کسی به او رو کرده ، او را خسته کند که با راحتی به پایان نبرد که می بینیم هر کجا به دنیا روی آورده ایم ، خسته ایم و سبب شود که دیده ی راست بین پیدا نشود . لذا با توجه به این حدیث ، برای اینکه انسان بتواند نسبت به موجودات نظام هستی ، دیده ی راست بین پیدا بکند ، باید از دنیا اعراض نماید . اما اعراض به معنای روی گردانی از کلمات وجودیِ نظام هستی و عدم تفکّر در آنها نیست بلکه برعکس ! اگر اصرار بر انجام برنامه ی تفکر شده است به این منظور است که به مقام شریف « حیرت » برسیم و فرمودند ثمره و میوه ی نظام خلقت این است که انسان به حیرت برسد .
و لذا آقایان عرفا و مفسرین درباره ی خلقت حرف زده اند ، اما در مورد کیفیت خلقت نتوانستند حرف بزنند و مات و مبهوت اند ، چرا که خداوند کیفیت خلقت را که بر اساس علم انباشته است ، آنچنان سرّی نموده است که حتی پیغمبرش را هم امر فرمود که بفرماید « قُل رَبِّ زِدنِی فِیکَ تحَیُّراً » . حتی این چنین به عبد یاد می دهد تا با او چگونه حرف بزند و طلب کند .
مثل اینکه در رساله ی شریف لقاءاللهِ حضرت آقا ، پانزده دستورالعمل درباره ی حضور ، مراقبت ، تلاوت قرآن ، روزه داشتن ، سکوت و . . . آورده اند که مِن جمله ی آن ها دستور دو رکعت نماز است که این حدیث قدسی در کتاب « ارشاد القلوب » جناب دیلمی آمده است و به فرموده ی حضرت آقا ، اگر چه این دستورالعمل به ظاهر کوچک می نماید اما شیر زن و شیر مردی می خواهد تا به این حدیث عمل کند که خداوند می فرماید : « هر کس مُحدَث شود ( یعنی آنچه وضویش را باطل می کند برایش پیش بیاید ) و وضو نگیرد ، بر من جفا کرده است . و هر کس که محدَث شود و وضو بگیرد و دو رکعن نماز نخواند به من جفا کرده است . دو رکعت نماز را بخواند و لیکن دعا نکند ، او هم جفا کرده است . و آن کس که محدَث شود ، سپس وضو گیرد و دو رکعت نماز به جای آورد و دعا کند و در امر دین و دنیایش از من حاجت نطلبد بر من جفا کرده است . اگر بنده این محدث شود و وضو بگیرد و دو رکعت نماز بگذارد و از من حاجت طلبد ، اگر اجابتش نکنم ، من به او جفا کرده ام و من خدای ستمکار نیستم » .
در حدیث فوق ، نکاتی چند قابل شرح است و آن این است که اولا محدَث کیست ؟ فردی که به دلیل خواب ، قضای حاجت ، اجماع و . . . دچار ابطال وضو شود ( در مورد ابطال وضو به رساله و درباره ی اجماع به مجلس هشتاد و چهارم امالی شیخ صدوق به دستورات جناب رسول الله به حضرت امیر در مورد همسرداری مراجعه فرمایید ) ، در حدیث مطرح شده است که اگر کسی محدَث شود و « لَم یَتَوَضَّأ » ، وضو نگرفت ، « فَقَد جَفَانِی » ، به من جفا کرد ( در این باره دقت شود که فعل به صورت ضمیر متکلم وحده بیان شده و مستقیما به خدا نسبت داده شده است ) ، و کسی که به خدا ظلم و جفا کند ، ظالم است و قهراً ظلم به حقّ ، ظلم به نظام هستی و عوالم وجودی و هر چه که وجود است خواهد بود . « مَنْ أَحْدَثَ وَ تَوَضَّأَ وَ صَلَّى ( رَکْعَتَیْنِ ) » ، کسی که محدَث شد و وضو گرفت باید دو رکعت نماز بخواند ( که نماز خواندن دستورالعمل سنگین است و لازم به ذکر است که این دو رکعت را به هر نیتی مثلا نماز والدین ، نماز قضا و . . .  می توان قرائت نمود ) ، حال که نماز خواند ، برای اینکه نمازش بالا برود و فرشتگان ، آن را برنگردانند و از آنجا که بنده ی فقیر است و فقیر باید گدایی کند ، لذا حتما باید چیزی بخواهد و طلب کند و خدا در اینجا تضمین می کند که حاجتش را برآورده می کنم ، چون حقّ ، عهد بسته است . پس اگر خداوند به عهد خود وفا نکند ، جفا کرده است و حال آنکه خداوند ، عدل محض ، حقیقت و راستی محض و نهایت زیبایی است و خودش می فرماید : « لَستُ بِرَبٍّ جَافٍ » ! من خدای جفاکار نیستم .
که بر طبق حدیث ، یک حالت طرفینی درست شده است که یا باید خداوند نسبت به ما ظالم شود که دور از صفت عدل حق است ، یا اینکه نسبت به ما مظلوم شود که برای مظلوم نشدن حق ، شیر مردی لازم است که دستور را دقیقا عملی سازد .
اما از این طرف ، متأسفانه یا وضو گرفته نمی شود یا وقت نمی کند نماز بخواند و یا بعد از نماز چیزی نخواسته و یا اگر چیزی خواسته ، خواسته ی او امور دنیایی است ( بر طبق حدیثی که در اول بحث شد ) . چون به دنیا رو آورده و دنیا هم خسته اش می کند ، چون دنیا مأمور به خسته کردن است و او در واقع از خدا خستگی می خواهد  . حضرت آقا در رساله ی لقاءالله فرمودند از او ، او را بخواهید . چرا که اگر از او اصلا چیزی را نخواهید ناراحت می شود و بخواهید و غیر او را بخواهید دنیاست و دنیا را هم بخواهید می دهد و به شما روی می آورد ، اما خسته تان می کند  . لذا احدی از دنیا پرستان را در عالم نمی بیند که قلب مطمئنّه داشته باشند . البته دنیا مراتب دارد . یک مرتبه اش به دنبال مال و مقام رفتن و نسبت به آن ها حرص و ولع داشتن است . وسعت مراتب دنیا آنقدر زیاد است که حتی ابرار و مقربین را هم در بر می گیرد که ابرار هم یک مرتبه ای از دنیا هستند .
همین ابراری که قرآن کریم در سوره ی هَل أتی ( انسان ) ، آن ها را می ستاید . و یا مثل این حدیث شریف که حضرت آقا نیز در رساله ی وحدت از دیدگاه عارف و حکیم و جاهای فراوان دیگر از حضرت صادق ( ع ) آورده اند ( که راجع به آیات سوره ی انسان است ) « إنَّ الأبرارَ یَشرَبُونَ مِن کَأسٍ کَانَ مِزاجُهَا کَافُوراً » ( انسان / 5 ) تا آیه 21 که « وَ سَقاهُم رَبُّهُم شَراباً طَهوراً » . و چه عجب که در سوره ی هَل أتی ، خداوند در باره ی ابرار می فرماید : « وَ سَقاهُم رَبُّهُم شَراباً طَهوراً » ( انسان / 21 ) که به آنها شراب طهور داده می شود که پاکِ پاک می شوند . امام صادق ( ع ) ، شراب طهور را اینطور معنا کرده که وقتی آن را می خورند از ما سِوی الله پاک می شوند و هر چه کار انجام می دهند بر اساس برّ و نیکی است ، نه تنها بِرّ و نیکی ، که بَرّ و نیکوکارند که فوق بِرّ است . یعنی نه تنها نیکی می کنند که متن ابرار ، نیکوکاری است . با توجه به این همه توصیف ها و ستودن ها که برای ابرار در احادیث عنوان شده ، مجددا در جای دیگر می بینیم درباره ی آنها اینطور بیان شده که « حَسَناتُ الأبرارِ سَیِّئاتُ المُقَرَّبینَ » ، چرا که باز به یک معنا ، ابرار هم در دنیا هستند یعنی هنوز یک مقداری در کثرات هستند .
برای این که دیده ی راست بین پیدا شود ، باید حدیث را با عزم و تصمیمی قهرمانانه دنبال نمود . این است که جناب شیخ الرئیس در نمط نهم اشارات که مقام العارفین است ( انشاءالله روزیمان بشود ) ، فرموده است : « العارفُ هَشٌّ وَ بَشٌّ وَ شجاعٌ »  ، که عارف کسی است که دائماً خشنود و خوشحال است . منتها در مورد خوشحالی فرمایشاتی است که در بین ائمه ی ما ، جناب امیر بسیار مزاح می فرمودند ، اما به ظاهر این مزاح ، با مقام هیمان و هیبت جناب امیر ، جور نمی آید که با توجه به آن مقام ، ایشان نمی بایست هیچ وقت شوخی و مزاح می فرمودند . اما باید دانست که مزاح ایشان ، مزاح عوامانه نبوده ، بلکه مزاح عالمانه و ناشی از حالاتشان بوده است ، زیرا نفس ، چنان قوی شده بود که لحظه به لحظه حقایق می گرفتند و عوالم طی می کردند و برای القاء این حقایق به دوستانشان ، از کد و رمز و مزاح و شوخی استفاده می کردند .
مثل اینکه الان یک آدمی ، یک خواب خوش دید ، طاقت نمی آورد که در درون خود نگه دارد و می خواهد یک طوری به دوستی یا کسی بگوید ( چون هنوز آنچنان قوی نشده است ، عجله می کند و خواب را برای دیگران می گوید ) . و اینجاست که نفس ، قهر می کند و دیگر ، ارتباط برقرار نمی کند و تا بخواهد دوباره ارتباط برقرار کند طول می کشد . اما اگر این خواب را به یک نفر که مَحرَم نفس است بگوید اشکالی ندارد .
بنابراین یکی از راه ها ی رسیدن به دیده ی راست بین ، دنبال کردن برنامه ی سنگین و شریف وضو گرفتن و نماز خواندن و از خدا ، خودِ خدا را خواستن است و این از آن کد و رمزهایی است که به جان کندن به دست آمده است و انشاءالله مَحرم هستید و قدردانی می کنید و حواستان را جمع می کنید و دور و اطراف خود را می پایید و حساب شده کار می کنید . پناه بر خدا !
نکته ی دیگری که باید توجه نمود این است که به ما فرمودند در حرف زدن با خدا ، حواستان را جمع کنید که چه چیزی از خدا می خواهید . مثلا همیشه بگویید پناه بر خدا . و چون هنوز قوی نشده ایم نگوییم من راضی هستم به رضای خدا ! چون مقام ، مقام خواستن است و خدا هم هر چه خواستید می دهد . لذا اگر به مقام رضا ، اقرار کردید خداوند به جهت امتحان ، پشت سر هم مشکلات را به سراغتان می آورد تا صداقتتان معلوم شود . و گاهی انسان دعا می کند ولی چون به رضای خدا رضایت داده ، مشکلات او بیشتر می شود ، زیرا مقام رضا همراه با بلاست . لذا انسان باید دائماً بگوید پناه بر خدا !
مقام رضا مربوط به جناب سیدالشهداء ( ع ) است که اگر جناب سیدالشهداء نمی فرمود که من راضی به رضای خدا هستم ، شاید قضیه ی کربلا پیش نمی آمد ، اما چون حضرتشان تسلیم محض اند ، وقتی دوستان و فرزندان او شهید شدند فرمودند « الهی رِضاً بِرِضائِکَ »، و حتی لحظه ی آخر که تمام یاران شهید شدند و دیدند که ممکن است زن و فرزند به اسارت بروند اما باز هم فرمودند « الهی رِضاً بِرِضائِکَ » .
لذا اگر هفتاد و دو پیغمبر خدا را در یک روز در بیت المقدس آتش زدند ، و یا آن همه مصیبت در روز عاشورا بر سیدالشهداء و صحابه ی عصمت وارد شد و یا هزار و چند سال است که حضرت بقیه الله منتظر ظهورند ، و همه ی بلاهایی که بر ائمه و پیامبران دیگر آمد ، به جهت این است که آنها تسلیم محض اند و هیچ گونه نقص و کژی ندیدند و همه چیز را در نهایت راستی و درستی دیدند و آن همه حقایق و مکاشفاتی که به دست آورند نیز از این جهت بوده است که در مقام رضا و تسلیم محض بوده اند . حضرت آقا می فرمایند :
ز مردم تا گران جانی بدیدم         به القائات سبّوحی رسیدم
که البته ، اینها در را هم باز می کند . مثلا در کربلا چقدر مکاشفات وجود داشت ! اینقدر حضرت و اصحاب مکاشفات و حالات و بیداری ها داشته اند و چه حقایقی می گرفتند و چه سفرها می کردند ! جناب سیدالشهداء که مقام عصمت تامّ داشتند که حسابشان جداست .   
حالا داستانی را در بین مردم معروف است که به ظاهر مزاح است ولی در حقیقت بیانگر حقایقی است که بنده ی خدایی ، حاجتی داشت و هر چه سعی می کرد تا حاجتش برآورده شود نمی شد . ناچار به امامزاده ای رفت و وقتی چشمش به گلدسته ی امامزاده افتاد گفت یا حاجت مرا برآورده کن یا این گلدسته را بینداز بر سر من ، که یکدفعه دید گلدسته دارد می آید .
باید توجه داشت که منظور از تسلیم محض شدن این نیست که در اموری که پیش می آید بروز عواطف نکنیم !! چنانچه از جناب رسول الله نقل شده که وقتی فرزندشان از دنیا رفت اشک می ریختند ( که مردم به این عمل حضرت اعتراض کردند ) . ایشان فرمودند ما حرف گزافی نمی زنیم و نمی گوییم خدایا چرا اینطور شد ( تسلیم محض ) ، اما خوب ما ، پدر هستیم ، عاطفه داریم ، برای مرگ فرزندمان دلمان سوخته و اشک می ریزیم .
آنهایی که عارف به سرّالقدرند ، می دانند که مثلا این آقایی که مریض شده باید مریضی بکشد و مأموریت ندارد که برای شفادادنش کاری بکند ، اما از یک طرف این مریض بیچاره ناراحت است و آه می کشد و این عالِم هم برایش ناراحت می شود .
این است که محقّق قیصری در شرح فصوص الحکم فرمودند : « عارف به سرّ القدر ، هم در راحتی محض است و هم در عذاب ألیم » .
حضرت بقیه الله ، از آنجا که کلّ نظام هستی ، برایشان یکپارچه در شهود محض است ، از یک طرف می بینند که نظام آنطور که باید پیاده می شد ، شد ، در راحتی اند و از طرفی هم اعمال و رفتار ما را می بینند و ناراحت می شوند و در عذاب و الم اند و هیچ دست تصرف به کار نمی گیرند .
در همین شرح فصوص بیان شد ، عارفی نقل می کرد که هیجده سال دست تصرّف دارم ، اما تا الان ، سر سوزنی آن را بکار نگرفتم . ممکن است به انسان کلیدهایی داده شود ، اما او حقّ ندارد که این کلیدها را بگیرد و به دخل و تصرف در عالم مشغول شود ، زیرا که عالم خودش ، خدا دارد و هر چیزی به روال طبیعی باید انجام شود . مثلا در باب هشتم دفتر دل آمده است که :
به بسم الله الرحمن الرحیم است         دوایی را که درمان سقیم است
حدیثی را که صرف نور باشد         در اینجا نقل آن منظور باشد
شنیدی آنکه موسای پیمبر         شده بیمار و افتاده به بستر
به درد خویشتن افتان و خیزان         شکیبایی نمود و شکر سبحان
طبیبی را نفرموده است حاضر         ز حق درمان خود را بود ناظر
که می باشد حبیب من طبیبم         چه درمانست و دردم از حبیبم
خطابش آمد از وحی الهی         که گر از من شفای خویش خواهی
نیاید تا به بالینت طبیبی             نداری از شفای من نصیبی
طبیبی آمد و داده دوایت             دوا خوردی ز من یابی شفایت
که کار من بحکمت هست دائم         به حکمت نظم عالم هست قائم
تو بی اسباب خواهی نعمت من         بود این عین نقض حکمت من
طبیب تو دوا داده خدا داد         دوای تو شفا داده خدا داد
آنجا نقل شده که حضرت موسی ( ع ) مریض شده و به پزشک مراجعه نکرد ( منتظر معجزه برای شفا بود ) ، جناب جبرئیل برایشان حاضر شد و گفت خداوند امر فرمود که تا به پزشک مراجعه نکنی ما شفا نمی دهیم ( اینجا حضرت آقا به شوخی فرمودند که لطفا به پزشک مراجعه بفرمایید و از جیب مبارکتان پول بدهید تا درست بشوید ) .
اگر اطبّا ، به این همه اسرار و حقایق درباره ی بدن انسان رسیدند و هنوز هم تحقیقاتشان ادامه دارد ، به این دلیل است که بیمار به آنها مراجعه کرده است و اگر اینطور نباشد ، راه فهم نظام هستی ، به طور کلی بسته می شود . و این است که برای پیغمبر ، انجام عمل معجزه ، سخت و زجر آور بود ، ، انبیا می گفتند بیایید حرف بشنوید تا به شما علوم و حقایق و توحید را یاد بدهیم . اگر می خواستند معجزه انجام بدهند ، باید در نظام هستی ، دخل و تصرّف کنند ، حال آنکه نظام ، آقایی و خدایی دارد و باید در مقابل آقایشان ، ادب مع الله داشته باشند و باید اجازه بگیرند.
شاید ما کسانی را ببینیم که کلیدهایی را به دست آوردند و مشغول کار شدند و چه کارها که نکردند . این افراد ، در واقع خودشان را گم کرده اند و غافل از اینکه کلید ها برایشان امتحانی است و متأسفانه ! مردم عوام ، خدا و پیغمبر و ائمه و معجزه را برای دنیایشان می خواهند و این است که می بینید یک نفر بچه اش مریض می شود و پیش خودش ، این نیت را می کند که برای درمان بچه در روز هفتم محرّم ، ده تومان را به آقایی در حال سخنرانی درباره ی شهادت ابوالفضل ( ع ) است بدهد تا مریضش شفا یابد و اینکار را هم می کند و غافل از اینکه ، هم منبر و هم سینه زنی و هم عزاداری و هم . . . ، همه را بی حرمت کرده است برای اینکه بچه اش شفا یابد .
اگر جناب سیدالشهداء و امیرالمؤمنین و پیامبر و . . . ، به واسطه ی کلیدهایی که داشتند مشغول به کار می شدند ، آن وقت خدا نمی گفت که حالا ما کلیدهایی به شما دادیم ، شما نباید اینقدر بالا می آمدید که جای خدایی ما را بگیرید و از آقایی ما هم کم کنید . می بینیم خیر ، هیچگاه ایشان چنین نمی کنند و ادب دارند . و می گویند خداست که دارد خدایی می کند .
استدعای من از عزیزان این است که اینقدر مزاحمت ( برای حضرت آقا ) ایجاد نکنید ، این طرف و آن طرف نروید ، زحمت درست نکنید ، اگر کسی مریض است باید باشد . اگر عقیم است باید باشد . کجای عالم خراب می شود که اینها به همین صورت بمانند ؟؟؟
یکی از لطائف ( که قابل ذکر است ) این است که مثلا ما از جناب حضرت امام هشتم حاجتی خواستیم ، اینجا مقامات مادون ( اوتاد ، ابدال ، نجبا ، صلحا و . . . ) اجازه نمی دهند که حضرت خودشان مستقیما دست به کار شوند ، چون به دور از شأن آقایشان می دانند . لذا ممکن است از هزاران معجزه ای که اتفاق می افتد یکی را خود حضرت وارد عمل نشوند و آنها را همین مقامات انجام می دهند منتها با اجازه از حضرتش . اگر بخواهند بی اجازه عمل کنند سبب اوقات تلخی ایشان می شود ، چون نظام عالم به هم می خورد و عالم ، در نهایت راستی و درستی ، و بر اساس عقل و حقیقت است و یک ذره کژی و سستی را پذیرا نیست و همه ی موجودات بر اساس تکوین عمل می کنند . بنابراین خطایی از آنها صادر نمی شود ، ولی در این بین ، انسان است که خطا کار است .
لذا فقط برای انسان علاوه بر تکلیف تکوینی ، تکلیف تشریعی هم آمده است که اینطور نماز بخوان ، اینطور روزه بگیر ، اینگونه حج برو و . . .  . مثل افساری شده که بر سر ما زدند و به دست صاحبی دادند که درست راه برویم . اما برای خاتم الانبیاء و ائمه چطور ؟ برای ایشان هم تکلیف تشریعی آمده است ؟ نخیر ! درست است که آنها متشرّع هستند ، اما شریعتشان به لحاظ امتشان است نه خودشان ، چرا که به اینها تکلیف نمی شود که اینطور باشید ، چون که آنها اینگونه هستند . و لذا قبل از اینکه پیغمبر ، مکلف به « فَاصدَع بِمَا تُؤمَر » ( حجر / 94 ) شوند و قبل از سن چهل سالگی ، همه ی مورخین اهل سنت و شیعه بالاتفاق نوشته اند که ایشان موحّد بوده است و یک سر سوزن از ایشان خلاف ندیده اند و حتی در کودکی و در حجاز آن روز به محمد امین صلی الله علیه و آله و سلم مشهور شدند . و « فَاصدَع بِمَا تُؤمَر » و آوردن شریعت و حلال و حرام برای ما بود و الا اینها نیازی به آن ندارند .
یکی از سؤالاتی که برای همه ی ما پیش می آید این است که چرا عالم آفریده شد ؟ این آب ، خاک ، هوا ، زمین ، حیوان ، آدم ، عقول ، مفارقات نوریه و . . . برای چه خلق شدند ؟ جواب : همه برای لذّت و عشق انسانی خلق شدند ( به لفظ انسانی توجه بفرماید ) . یعنی کلّ نظام هستی خلق شدند تا انسان به مقامات انسانی اش برسد و لذّت و عشق ببرد .
نگاه کردن به باقت و کیفیت خلقت ، برای انسان چه شیرین و لذّت آور است که حتی جناب امیرالمؤمنین ( ع ) که صاحب مقام ولایت مطلقه هستند ، در آن کلمات قصار هشتم نهج البلاغه می فرمایند ببینید بدن ما چگونه ساخته شده ؟ که با پیه چشم ببینیم ، با گوش بشنویم ، با یک تکّه گوشت ( زبان ) حرف بزنیم و . . .  ، همین زبانی که اگر یک سر سوزن ضربه به آن بزنیم ، یا زیر سنگ آسیاب دندان قرار دهیم ، همین فرد گویا و گوینده قادر به صحبت کردن نخواهد بود ، به تفکر افتاده و تعجّب می کنند و در حیرت می افتند . لذا آن برنامه ی تفکر ، آدم را به مقام تعجب در نظام هستی می رساند . که آقا دارد در کیفیت خلقت فکر می کند که چگونه ساخته شده و کارش را چه خوب انجام می دهد !
و اما ملا عبدالصمد همدانی فرمایشی دارد که چرا عامل بدین کیفیت خلق شده است ، که بعد توضیح داده می شود .

« و الحمدلله رب العالمین »

آخرین به روز رسانی در دوشنبه ۰۹ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۱۷:۱۶
 

اضافه‌ كردن نظر

کار برگرامی جهت ارسال نظرات بعد وارد کردن ایمیل خود لطفا پاسخ کد امنیتی را در کادر زیروارد کنید.
مثلا 25+5=30
شما فقط پاسخ را که عدد 30 باشد را وارد کنیدوسپس کلید ارسال را فعال کنید.


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

 

علامه حسن حسن زاده آملی

 

وبسایت هزارو یک کلمه مرکز نشر آثار حضرت علامه ذالفنون حسن حسن زاده آملی واستادفاضل کامل مکمل صمدی آملی

منوی تصویری

قبساتی از مشکات

 
 

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مشکات ولایت می باشد.

طراحی و پیاده سازی: ملی سرور